۹۱۵۳بازدید
دکتر ابوذر ابراهیمی ترکمان
کد خبر: ۷۴۸۲۳۷
تاریخ انتشار: ۲۶ آبان ۱۳۹۶ - ۲۰:۱۷ 17 November 2017
یکم :
آنچه او ریخت به پیمانه ما، نوشیدیم

در  ترم اول دوره کارشناسی حقوق، اولین درسی که در پردیس قم دانشگاه تهران با مرحوم دکتر سید عزت الله عراقی(ره) داشتم درس مقدمه علم حقوق بود.درس مهمی که دانشجوی حقوق را با علم حقوق ومنابع وهدف آن آشنا می کند. در آن کلاس جدیت ایشان سخت نگارنده را تحت تاثیر قرار داد . مدتی که گذشت به دانش و فضل مرحوم دکتر عراقی پی بردم و در خلوت دانشجویی با همدرسان که صحبت می کردیم به دو نکته درباره دکتر عراقی اشاره می کردند اول اینکه بسیار جدی است و سپس آنکه به راحتی نمره نمی دهد اما با این وجود ترم های بعدی نیز درس های حقوق مدنی و حقوق کار را با ایشان گذراندیم . در دوره کارشناسی ارشد و دکتری نیز توفیق شاگردی ایشان را داشتم و در نهایت توفیق همکاری با ایشان در دانشکده حقوق واحد علوم وتحقیقات تهران؛ سبب شد تا علم و دانش این انسان به تمام معنی انسان در دسترس شاگردانی چون این ذره باشد. 

دوم:
که خود رنج بردن به دانش سزاست

مرحوم دکتر عراقی در دانش حقوق جامع الاطراف بود. از خانواده روحانی برخاسته بود و در دانش فقه و اصول فقه مراحلی را طی کرده بود و فقهای امامیه را به خوبی می شناخت. گاه که در کلاس درس اشاراتی به دیدگاه های فقهای بزرگ امامیه میکرد، نکاتی از ویژگی های علمی یا اخلاقی آنان را نیز بیان میکرد. به درستی معتقد بود که فقهای امامیه، در تحلیل فقهی تلاش های فراوانی کرده اند و نیز بر این باور بود که فقه امامیه ظرفیت و توانایی پاسخگویی به بسیاری از سئوالات حقوقی را دارد.او اجتهاد را امتیاز فقه امامیه می دانست .مرحوم دکتر عراقی در حقوق کار تلاش های فوق العاده ای از خود بروز داد، در روزگاری که بررسی و تصویب قانون کار در مجلس شورای اسلامی مطرح بود وچالش فراوانی در پی داشت، نظرات دقیق و اصولی ایشان بسیار راهگشا بود. ابتدا جزوه کوچکی در حقوق کار نوشت و سپس این جزوه کوچک را بسط داد و در نهایت به عنوان کتاب درسی دانشگاه ها مطرح شد. گرچه آثار مکتوب ایشان زیاد نیست اما همان مقدار اندک نیز بر دانش وسیع این مرد بزرگ گواه است.در تهیه پیشنویس قانون کار نیز موثر بود وجامعه کارگری کشورمان مدیون این مرد بزرگ است. او به حق پدر حقوق کار ایران است.

سوم:
دل به دانش فرشته باید کرد

از میان استادان حقوق در کشورمان، تنها تنی چند از ایشان را دیده ام که علاوه بر دانش تخصصی خود، اهل مطالعه هستندودر دانش های دیگر مانند ادبیات وتاریخ وسیاست نیز دستی داشته باشند. مرجوم دکتر عراقی یکی از این نوادر بود. در ادبیات ، تاریخ ، سیاست وحتی ریاضیات تبحر داشت.بسیار اهل مطالعه ودقت بود . یکبار سه جلد اول کتاب جرعه ای از دریا را که تازه منتشر شده بود خدمتشان هدیه کردم هفته بعد فرمود: تمام سه جلد را خواندم. ومن تعجب کردم که چگونه بیش از هزار وپانصد صفحه کتاب را در این مدت کم مطالعه کرده اند.در جوانی مدتی به سیاست روی آورده بود واز گزند رفتارهای خشن ساواک نیز در امان نمانده بود.همواره در دانش اندوزی حریص بود . متولد سال 1319 خورشیدی بود واز سال 1324 تحصیل را آغاز کرده بود واز همان زمان ونیز از سال 1349 شمسی که به عضویت هیات علمی دانشگاه تهران پذیرفته شد تا همین اواخر وحتی در دوران بیماری همواره مطالعه می کرد.از آخرین تحولات در رشته تخصصی خودش آگاه بود.

چهارم:
که هر که بی هنر افتد نظر به عیب کند

مرحوم دکتر عراقی به اصول اخلاقی به جد پایبند بود. هیچگاه از او در تنقیص کسی سخنی نشنیدم اما بارها در فضیلت افراد صاحب فضل از او سخن ها شنیدم.از دانشجوی جدی ودرسخوان حمایت می کرد . او از جمله حقوقدانانی بود که به حقیقت معتقد بود که اخلاق از منابع حقوق است و بدون زیست اخلاقی، جامعه روی صلاح را نخواهد دید.به ایران عزیز دلبسته بود وهمواره پیشرفت ایران را از عمق وجود تمنا می کرد . فضیلت های اخلاقی را نه برای گفتن وبر زبان آوردن که برای عمل کردن پذیرفته بود ودر زندگی خود هم به آن پایبند بود. از پاسخگویی به دانشجویان لذت می برد وهیچگاه ندیدم به حرفه معلمی واستادی به نگاه مادی بنگرد . بسیار عاطفی بود . وقتی دکتر قربان نیا عضو هیات علمی دانشگاه مفید در حادثه منی رخت از جهان بست، بسیار ناراحت شد وچون از آشنایی وارادت من به ایشان مطلع بود ، هر بار یادی از ایشان می کرد وبا هر یادی آهی می کشید وافسوس می خورد.

پنجم:
روی مه پیکر او سیر ندیدیم وبرفت
چند روز پس از عاشورای امسال با پسرم که دانشجوی دکتری است برای دیدن استاد به منزلشان رفتیم. همسر وفادار وهمیشه همراه استاد ونیز دختر بزرگوارشان در منزل بودند . آنچه لطف بود در حق من وفرزندم روا داشتند وبا آنکه گفتگو برای ایشان سخت بود، ابراز محبت وشاگرد نوازی کردند وخاطره ای از استادشان مرحوم سید حسن امامی نقل کردند که به هنگام تشرف به حج برای خداحافظی به نزد شاه می رود وشاه می بیند که دکتر امامی مضطرب است علت اضطرابش را می پرسد واو پاسخ می دهد که من امروز که قصد دیدار شما را داشتم خود را آراستم ومحاسن خود را اصلاح کرده لباس های نو پوشیدم اما نیازی به تعویض زیر پیراهن خود ندیدم زیرا شما آن را نمی بینید اما باز با این حال مضطربم . حال می خواهم به حج روم وبه خانه خدا مشرف شوم که "یعلم ما تخفی الصدور "است وهیچ چیز را نمی توان از خدا پنهان داشت پس چگونه مضطرب نباشم. 

چهره آنروز استاد هنوز در نظرم است لبخندهای تکرار نشدنی ونگاههای پرنفوذش. در روز تشییع پیکر استاد، دختر بزرگوارشان لختی با من روبرو شد وگفت: چای سفیدی را که به عنوان تحفه از چین آورده بودید ، نشد به استاد بنوشانیم ومن از بغض حتی نتوانستم بگویم که "وسقاهم ربهم شرابا طهورا"

اشتراک گذاری
روی خط سایت ها

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
وب گردی