گفت و گو با زهره ارزنی
کد خبر: ۷۱۸۱۰۳
تاریخ انتشار: ۱۴ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۷ 05 August 2017
ایران و حقوق از دست رفته کودکانیکی از حلقه های مفقوده جامعه کنونی ایران و آسیب های اجتماعی خطرناکی که کشور به آن دچار است، کودک آزاری و تعرض به حقوق کودکان است؛ موضوعی که برآیند برخورد مسئولان و مدیران ارشد کشور حکایت از این دارد که علاقه ندارند این آسیب را به عنوان یک حقیقت اجتماعی بپذیرند و از همین رو اقدامات پیشگیرانه قابل قبولی نیز برای حمایت از حقوق کودکان در کشور تنظیم و طراحی نمی شود.

به گزارش «تابناک»، در هفته های اخیر نمونه و مثال های فراوانی از تجاوز به حقوق کودکان در کشور رسانه ای شد و این رخدادها افکار عمومی جامعه را به شدت جریحه دار کرد. آنچه در این فضا نیاز است به آن توجه شود ولی زیاد در محور بحث ها نیست، مسئله حقوق کودکان و زمینه های بروز اینچنین آسیب هایی است؛ مسئله ای که اگر به خوبی به آن پرداخته  و اجازه نقد و اظهار نظر در این زمینه فراهم شود، قطعاً در کاهش آسیب های متوجه کودکان موثر خواهد بود.

اتفاق های پیش آمده در هفته‌های اخیر که در بطنشان کودکان قرار دارند، سبب شد تا با «زهره ارزنی» وکیل و پژوهشگر حقوق کودکان به گفت‌وگو بنشینیم و آنچه در ادامه می‌آید، نتیجه این گفت‌وگوست:
 
-لطفاً برای شروع و به عنوان یک حقوقدان ارزیابی خود را از حقوق کودکان در کشورمان بفرمایید؟ 

ایران چند سالی هست که به کمیسیون حقوق کودک ملحق شده و اگرچه هنوز برخی پروتکل های این کنوانسیون را قبول ندارد، اما در مجموع عضو این کنوانسیون است و خود را ملزم به اجرای حقوق در نظر گرفته شده در آن برای کودکان کرده.

جدا از کنوانسیون بین المللی حقوق کودک، در کشورمان در سال های 81 و 91 قوانین مبسوطی در مورد حقوق کودکان نگاشته شده که اگرچه نقایصی دارد اما اجرای آنها قطعاً بسیاری از مشکلات مرتبط با کودکان را حل می کند.

گله و انتقاد کنونی ما به عنوان فعالان حقوقی این است که مراجع تصویب کننده قوانین و نیز مراجع تصمیم گیرنده لوایح قانونی مرتبط با کودک، هیچگاه در جریان تنظیم قوانین به سراغ ما نمی آیند و از ما به عنوان بخش دانشگاهی جامعه حقوقی کشور کسب اطلاع نمی کنند؛ اقدامی که می تواند باعث شود تا بسیاری از خلأ های موجود در نظام قانونی کشور حل شود.
 
در حال حاضر لایحه ای در مجلس شورای اسلامی بررسی و نهایی شده است که باید در ماه های آینده منتظر ارائه آن در صحن علنی مجلس شورای اسلامی و تصویب آن بود؛ قانونی که خواهد توانست بسیاری از مشکلات موجود در این بخش را حل کند.

-به نظر شما آنچه به آن اشاره کردید برای تحقق حقوق کودک و تأمین امنیت اجتماعی آنها کافی است؟

تصور من این است که همه کارهایی که تا کنون برای حمایت از حقوق کودک انجام شده است، کافی نیست و باید برای انجام یک کار اساسی به سمت تشکیل سازمان حمایت از حقوق کودکان برویم؛ سازمانی که حتی به عملکرد پدر و مادر نیز نظارت کند و بتواند میان نهادها و سازمان های مختلف مثل بهزیستی، وزارت آموزش و پرورش، وزارت کار، نیروی انتظامی و قوه قضائیه تعامل و ارتباط موثر ایجاد کند و به اقدامات حمایتی نظم و هدف ببخشد.
 
باید کسانی که در جریان کودک آزاری و دردسرهای موجود برای کودکان هستند در این زمینه اطلاع رسانی کنند و این موضوع چیزی است که باعث می شود آسیب های متوجه کودکان کاهش یابد.

برخی وقت ها رفتاری که سر چهار راه های شهر با کودکان می شود خیلی دردآور و بد است. یک بار شخصاً با صحنه اینچنینی رو به رو شدم و دخترکی که برای فروش فال به سمت یک راننده ماشین مدل خارجی رفت با ضربه دست راننده به زمین افتاد و من در آن لحظه نگاه معصوم و همراه با تنفر دختر را ملاحظه کردم؛ نگاهی که در آن نوعی تنفر و بوی انتقام بود.

-منظور شما مشخصاً از شکل گیری سازمان حمایت از حقوق کودک چیست؟

سازمان حمایت از حقوق کودک اگر شکل بگیرد، در فضا و موقعیت هایی که حتی پدر و مادر هستند نیز نیاز است که حضور داشته باشد و با یادآوری حقوق کودکان به والدین اجازه وارد شدن آسیب به کودکان حتی از طریق والدین را هم ندهد.

حضانت کودکان یکی دیگر از مشکلاتی است که من به آن انتقاد دارم و معتقدم در این قانون و مورد اجتماعی بیش از آنکه صلاح کودک در نظر گرفته شود، صلاح والدین  و به ویژه پدر مورد توجه است. 

واقعیت این است کودک در سنین پایین نیاز دارد به هر دو والد دسترسی داشته باشد و لازم است در موضوعی مثل حضانت باید صلاح کودک ارجح باشد نسبت به صلاح والدین و این مسائل را می توان در این سازمان به خوبی دنبال کرد.

-در کشور انجمنی به نام حمایت از حقوق کودک وجود دارد که دقیقاً مسائلی که شما گفتید را در سر لوحه کار خود دارد. این کافی نیست؟

انجمن حمایت از حقوق کودک که شما به آن اشاره می کنید، یک سمن(NGO) و نهاد مردمی است که نه توان اجرایی قابل ذکری دارد و نه توان نظارتی خاصی برای آن تعریف شده است. بودجه مشخصی ندارد و حتی اگر وارد بحث نظارت و اجرا شود، یک نهاد مردمی است و وظایف مهمی مثل ایجاد ارتباط میان دستگاه های مهم دولتی و قضائی کشور را ندارد.

-در سخنان خود اشاره ای به کودکان طلاق داشتید، به نظر شما این کودکان به چه دردسر و تهدیدهای رو به رو هستند؟

در بسیاری از شهرها روزهای پنجشنبه موعد جابه جایی و تحویل کودکان طلاق بین پدران و مادرانی است که با یکدیگر مشکل دارند و برای انجام اینکار کلانتری و دفاتر انتظامی کشور را انتخاب می کنند. این خود یک نگرانی و دردسر بزرگی است که زیاد به آن توجه نمی شود؛ کودکانی که باید در محیط های شاداب  و پویا باشند از همان ابتدای زندگی با فضاهای سرد، خشک و موقعیت هایی آشنا می شوند که در آن ها افراد بزهکار رفت و آمد دارند.

ما در شهر تهران فرهنگسراهای متعددی داریم و حتی در کوچک ترین روستاهای کشور هم مسجد داریم که می توان از این فضاها برای ایجاد ارتباط بین پدر و مادری که طلاق گرفته اند استفاده کرد و اجازه داد در این فضاها کودکان طلاق میان والدین جابه جا شوند.

من فکر می کنم در حال حاضر کودکان طلاق به ابزاری برای انتقام گیری والدین تبدیل شده اند و قوانین هم بیش از آنکه صلاح کودک را در نظر بگیرد مطابق با صلاح والدین است.

-کودک آزاری و تحمیل فشارهای سخت اجتماعی به کودکان به نظر شما در آینده کشور اثر گذار خواهد بود؟

هرچقدر که کودک اهمیت بدهیم در آینده مشکلات، آسیب های اجتماعی و بزهکاری های جامعه کمتر می شود ولی از آن سو اگر خدای ناکرده کودکان در شرایط رشد کنند که والدینی بیمار و عقده ای داشته باشند و آنها را ابزار انتقام از همدیگر می کنند یا در معرض آسیب قرار می دهند، قطعاً مشکلات کشور در آینده افزایش خواهد یافت.

-شما بیشتر به بحث برخوردهای قضایی و رفتار مناسب برای حوادث اشاره می کنید، فکر نمی کنید تلاش برای پیشگیری مثل آموزش هم مهم است؟

بله قطعاً، آموزش و ترویج جزئیات حقوق کودکان و نحوه برخورد با آنها قطعاً بخشی از وظایف سازمان حمایت از حقوق کودکان خواهد بود و من هم عقیده دارم که نگاشتن قانون و یا حتی اجرای قانون نیز به صورت صرف علاج کار نیست و بعضاً آموزش و ترویج حقوق کودک در جامعه بسیار مهم و حرف اول را می زند.

باید از سه سالگی به کودکان آموزش داد که برخی از قسمت های بدنش از جمله نقاط حساس و محرمانه بدن اوست و او وظیفه دارد از این قسمت ها به شدت مراقبت کند. پدر و مادر باید به کودک بگویند که این اعضا را حتی پدر و مادر نیز حق ندارند لمس کنند و این اعضای خصوصی بدن آنها ست.

هنگامی که به کودک این مسائل را آموزش نمی دهیم، خود کودک نیز با این مسائل آشنایی خاصی ندارد و این موضوع سبب می شود که مورد آزار و اذیت و بعضاً تجاوز جنسی بعضاً ناخواسته قرار بگیرد؛ اتفاق هایی که آمار و ارقام غیر رسمی حکایت از این دارد که چیزی حدود 80 تا 90 درصد آن توسط آشنایان اتفاق می افتد.

تنها 10 تا 20 درصد از کودک آزاری و تجاوزهای جنسی به کودک از سوی بیگانگان رخ می دهد که بسیاری از آنهم به دلیل ابعاد فرهنگی و اجتماعی و نگرانی خانواده ها از آبرو با لاپوشانی و مخفی کاری علنی نمی شود و تنها بخشی از این موارد مثل مورد آتنا یا ستایش رسانه ای و خبری می شود.

رسانه ملی و دیگر رسانه ها و نیز فعالان اجتماعی در این حوزه وظیفه بسیار سنگینی بر عهده دارند و باید با پرداختن به ابعاد مختلف این مسئله تلاش کنند تا ضمن افزایش آگاهی های عمومی مسئولان را نیز نسبت به این مسئله حساس کنند.

-به نظر شما در کشور ما چه مشکلاتی پیش روی برخورد با موضوع کودک آزاری است؟

دقیقاً یکی از دلایل عدم موفقیت در این مسیر عدم پذیرش این آسیب هاست. به نظر من در گام اول باید این آسیب ها به عنوان یک حقیقت پذیرفته شود. مسئولان و مدیران اجرایی کشور با مطالعات و نظرسنجی هایی که انجام می دهند به خوبی در جزئیات این موارد هستند و باید در این زمینه اقدام موثری انجام دهند.

دیگر وقت آن است که موضوعی مثل تنبیه متعارف در جامعه و قوانین کشور حذف شود و علت آن هم این است که این موضوع تنبیه متعارف بسیار کلی است و دامنه آن به خوبی مشخص نیست.

از سال 81 و پس از تصویب قانون جامع حقوق کودک، قضات سختگیری های بیشتری در این زمینه انجام می دهند، اما به این موضوع باید توجه کرد که در بسیاری موارد چند بعدی است و حتی قاضی هم نمی تواند بدون توجه به این شرایط موثر باشد.

-منظور شما چیست؟

موردی داشتیم که یک پدر که 4 دختر داشت، به یکی از دختران خود تجاوز کرده بود. قاضی با نارحتی به من می گفت، من چکار باید بکنم؟ اگر این پدر را به حبس بفرستم همه این 4 دختر بی پناه و در معرض خطر خواهند بود.

در کانادا پدر و مادر اگر برای یک مدت محدود فرزند را به حال خود رها کنند و یا با آنها بد رفتاری داشته باشند به جرم کودک آزاری و رفتار بد حضانت را از آنها می گیرند ولی در ایران اصلاً به این مسائل اشاره ای نمی شود.

-اجازه بدهید به بحث کودکان کار بپردازیم. واقعا چرا ارده ای برای حل این مشکل و این آسیب وحشتناک که مثل روز روشن است، فردای بدی برای ایران ایجاد خواهد کرد، وجود ندارد؟

برخورد با آسیب اجتماعی مثل کودکان کار که من از آن به عنوان برده داری نوین یاد می کنم، قطعاً مستلزم هزینه های سنگینی است. در بسیاری موارد هر قانونی که وضع می شود در مرحله اجرا به دلیل مشکلات مالی با مشکل رو به رو شوند.

مشکل دوم این است که نهاد مسئول مشخصی وجود ندارد. وقتی می گوییم ایجاد سازمان حمایت از حقوق کودک ضروری است، برای همین است. نهاد مسئول و مستقیم نداریم و موازی کاری میان دستگاه ها بیداد می کند.

همانطور که اشاره کردید، واقعیت این است که مشاغلی سختی که کودکان کار دارند و فشاری که به آنها تحمیل می شود، ذره ذره نفرت را در وجود آنها تزریف می کند و وقتی ما با رفتارمان به کودک کار فشار اجتماعی تحمیل می کنیم در واقع داریم به او  می گوییم تو هم حق داری وقتی بزرگ شدی جواب ما را با همین درجه از بدی بدهی.

-شما فکر می کنید برخوردهای قضایی که تا امروز در این حوزه انجام شده موثر بوده است؟

در سال های گذشته فردی به نام «بیجه» که به کودک آزاری و تجاوز به کودکان معروف بود اعدام شد. سئوال من این است که آیا با اینکار این رفتار از بین رفت؟ آیا دیگر بیجه های جدید ظهور نکردند؟

حرف من این است که جز برخورد قضایی، مطالعه، تحقیق در این زمینه برای کشف علت مشکل و رفع آن نیز لازم است.

جدا از این مسئله نکته مهم دیگری که ما آن را فراموش کرده ایم، حمایت از قربانیان و تلاش برای بازگرداندن آنها به جامعه است. تصور می کنیم با برخورد قضایی و مجازات فرد متخلف همه چیز تمام می شود ولی نکته مهم این است که آن کودک قربانی دچار فشارهای روحی و روانی سنگینی شده است که جز با مشاوره و مددکاری های متعدد امکان بازگشت به جامعه را ندارد.

-با تشکر مجدد از شما به عنوان سئوال آخر بفرمایید، برای شناسایی کودکان بد سرپرست و تلاش برای رسیدگی به مشکل آنها اگر انشالله در مسئولین اراده ای ایجاد شود، بهترین راه چیست؟

در این مورد من فکر می کنم، بهترین فرصت آموزش و پرورش و کمک گیری از معلم ها است. وقتی با معلم ها در این مورد صحبت می کنیم و به آنها می گوییم که شما می توانید به خوبی مشکلات خانوادگی و احتمالاً بد سرپرستی دانش آموزان را مطلع شوید، آنها می گویند درآمدی که ما داریم و حقوقی که به ما می دهند آنقدری نیست که ما جز تدریس به مسائل دیگر نیز بپردازیم.

با اینحال من فکر می کنم آموزش و پرورش و توان معلم ها در این زمینه بسیار راهگشاست و باید به روی آن حساب ویژه ای باز کرد.


اشتراک گذاری
روی خط سایت ها
نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نام:
ایمیل:
* نظر: