بیانیه کاخ سفید در واپسین ساعات روز دوشنبه به وقت محلی در آمریکا، در رابطه با هشدار به روسیه و دولت بشار اسد در مورد حمله شیمیایی، دو رویه متفاوت دارد؛ دو رویه ای که یک سمت آن بدون شک متوجه ایران است و روی دیگر آن به واسطه داعش باز هم می تواند متوجه ایران شود. این بیانیه سلسله واکنش هایی در پی خود داشته که شواهدی از این امر را به سادگی به دست می دهد.
کد خبر: ۷۰۷۳۵۱
تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۹ 28 June 2017
بیانیه کاخ سفید در واپسین ساعات روز دوشنبه به وقت محلی در آمریکا، در رابطه با هشدار به روسیه و دولت بشار اسد در مورد حمله شیمیایی، دو رویه متفاوت دارد؛ دو رویه ای که یک سمت آن بدون شک متوجه ایران است و روی دیگر آن به واسطه داعش باز هم می تواند متوجه ایران شود. این بیانیه، سلسله واکنش هایی در پی خود داشته که شواهدی از این امر را به سادگی به دست می دهد.

به گزارش «تابنک»؛ بیانیه کاخ سفید در هشدار به دولت بشار اسد در مورد حمله شیمیایی بسیاری از مقامات، سیاستگذاران و مشاوران نظامی و امنیتی کاخ سفید را متعجب ساخت. معمولا عرف بر آن است که به لحاظ تاکتیکی حتی اگر مستنداتی مبنی بر این گونه اقدامات در دست باشد، کاملا سری و از مجاری دیپلماتیک موضوع منتقل می شود و نه از تریبون عمومی.

در مورد اینکه این بیانیه تا چه واجد مستندات جدی در مورد احتمال حمله شیمیایی از سوی دولت اسد بوده است، حرف زیادی نمی توان زد، زیرا پیش از این حرف های زیادی در این مورد زده شده. بعد از حمله موشکی به بهانه ماجرای خان شیخون، بسیاری منتظر ماندند تا گزارش های مستند از حمله شیمیایی دولت از سوی آمریکایی ها ارائه شود؛ اما آنچه ارائه شد، تنها گزارش های رسانه های آمریکایی بنا بر ادعاها و حدس و گمان ها بود و نه چیزی بیشتر از آن.

به غیر از این مورد نیز تا کنون آمریکایی ها نتوانسته اند، شواهد متقن و روشنی از اقدامات دولت سوریه برای حمله شیمیایی به مناطقی از این کشور به دست دهند؛ اما با وجود این، بسیاری از تحلیلگران جریان اصلی در آمریکا بر این باورند که این حرکت از سوی ترامپ، هشداری پیشدستانه و مشابه اقدام و تاکتیکی بود که رژیم اسرائیل در سال های 2000 تا 2006 در برابر حزب الله لبنان استفاده می کرد.

اما صرف ارتباط دادن موضوع این بیانیه به دولت بشار اسد و ارتش سوریه، به نظر تمام ماجرا را بیان نمی کند. هیچ عقل سلیمی باور نمی کند در شرایطی که دولت سوریه در حال باز پس گیری بخش مهمی از مناطق از دست رفته قبلی در سوریه است و در حالی که داعش تحت فشار اساسی قرار دارد، با یک حمله شیمیایی مجددا همه هجمه ها را متوجه خود سازد. پس این بیانیه اهداف دیگری را دنبال می کرده است.

این که این هدف چه بوده است، می تواند استدلال های متفاوتی داشته باشد، اما بیش از هر چیز به نظر می آید که بیانیه آمریکا یک وجه کاملا هدف دار و مرتبط با ایران داشته که سخنان بعدی نیکی هیلی فرستاده آمریکا در سازمان ملل آن را بیش از هر چیز مشخص میکند. بعد از قرائت این بیانیه هیلی بیان کرده بود که مسئولیت هرگونه حمله شیمیایی از سوی دولت سوریه همچنین بر عهده حامیان این دولت یعنی ایران و روسیه است.
خطی که از بیانیه اخیر کاخ سفید در رابطه با ایران در سوریه باید خواند 

در تعلیق نگاه داشتن ایران تا زمان فراغت از داعش

چندی پیش بود که نشریه فارین پالیسی در مطلبی افشا کرد، چند تن از مقامات ارشد نظامی و امنیتی در ایالات متحده به شدت خواهان مبارزه با ایران و کاستن از نفوذ این کشور در سوریه و عراق شده اند. از میان این تعداد، نام دو تن به صراحت و به عنوان اصلی ترین بازیگران این سناریو فاش شد که «ازرا کوهن واتنیک»، دبیر اصلی بخش اطلاعات در شورای امنیت ملی آمریکا و «درک هاروی» مشاور خاورمیانه همین شورا بودند.

نیویورک تایمز کمی بعد از فارین پالیسی عنوان کرده بود، واتنیک از نهادهای اطلاعاتی آمریکایی خواسته است تا دولت در ایران را فلج کنند، در حالی که هاروی تلاش می کند همه ریشه های باقی مانده از اوباما در نهادهای اجرایی آمریکا را خشک کرده و یا اخراج کند. دلیل آن بوده که آنها در مورد سوریه بسیار محتاط و بی عمل هستند.

در برابر این فشارها از سوی این مقامات اما به نظر جیمز ماتیس وزیر دفاع و همچنین ژنرال مک مستر رئیس شورای امنیت ملی ایستادگی کرده اند و حتی واشنگتن پست گزارش داده بود که مک مستر تلاش زیادی برای تغییر مقام واتنیک کرده که وی با توسل به جرد کوشنر و شخص ترامپ مانع این موضوع شده است.

دلیل بسیار روشن است. هرچقدر مقامات غیر نظامی دور و بر ترامپ خواهان تشدید کردن تقابل با ایران و مقابله با نفوذ ایران در منطقه خاورمیانه به روش های سخت هستند، ژنرال های کارکشته آمریکایی که تجربه رویایی های زیاد در خاورمیانه داشته و بعضا مانند متیس از نزدیک شاهد تقابل رو در رو با ایران و در عراق بوده اند، به خوبی می دانند که اکنون زمان باز کردن جبهه دومی آن هم در برابر ایران نیست.

هم دو این ژنرال ها و همچنین ژنرال جوزف دانفورد رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در حال حاضر یک نقشه را در سوریه در دستور کار دارند و آن هم مبارزه با داعش است. باز کردن جبهه جدید در برابر ایران که خود یکی از بازوهای اصلی شکست داعش در سوریه و عراق است، وضعیت مبارزه با این گروه را در سوریه و همچنین عراق به شدت پیچیده می سازد و این چیزی نیست که ایالات متحده یا حداقل کارکشته های نظامی آن فعلا خواستار آن باشند.
خطی که از بیانیه اخیر کاخ سفید در رابطه با ایران در سوریه باید خواند 
اما قطعا دسترسی ایران به جنوب سوریه و مرز اسرائیل و اردن خط قرمزی برای آمریکا و متحدانش است. بعد از رسیدن ایران به مرز عراق و سوریه، اکنون درگیری ها در دیرالزور و در صحرای میان رقه و این منطقه دستور کار ارتش سوریه و ایران است. به دست گرفتن کنترل در این مناطق منفذی که در مرز عراق ایجاد شده را به طرزی اساسی گشایش می دهد و خط ارتباطی ایران از غرب تا شرق سوریه و شمال لبنان هموار خواهد شد؛ این به معنی آن است که ایران خط حائلی مستحکم بین نیروهای ائتلاف آمریکا و کردها در شمال و نیروهای ائتلاف در جنوب می کشد و دیوار امنیتی دمشق را تقویت خواهد کرد.

این مسأله در آینده تصمیم گیری سیاسی در سوریه پس از خروج داعش از این کشور اهمیت بسیار زیادی دارد و دست بالای دولت برای چانه زنی در آینده سیاسی را رقم می زند. این همان چیزی است که ایالات متحده و قطعا عربستان، اسرائیل و سایر متحدان آمریکا منطقه خواهان آن نیستند.
خطی که از بیانیه اخیر کاخ سفید در رابطه با ایران در سوریه باید خواند 
قرمز: مناطق تحت کنترل دولت، زرد: مناطق تحت کنترل کردها، خاکستری: مناطق در دست داعش، سبز: مناطق تحت کنترل معارضان، آبی: نیروهای ائتلاف بین المللی، ناتو، عربستان، امارات، اسرائیل، اردن
تاکتیک آمریکا اما برای این برخورد با این مسأله، متفاوت از قبل و تجربیات عراق است. هم اکنون به نظر می رسد، ایالات متحده سعی می کند ایران را مشغول نگاه دارد، دست ایران را در شرق و جنوب شرق سوریه باز بگذارد و از برخورد جدی با ایران تا حد ممکن پرهیز کند. نیروهای داعش آن دسته ای که به هلاکت می رسند به کنار، دسته ای که می توانند از رقه و مناطق دیگر تحت درگیری با ائتلاف آمریکا فرار کنند، ترجیحا باید به سمت دیر الزور، یعنی منطقه درگیری ایران و سوریه با داعش رهنمون شوند.

اما برای آمریکا تا حد ممکن ایران باید در سوریه در حالت هشدار نگاه داشته شود. از ساقط کردن پهبادهای اطلاعاتی، تا زدن جنگنده های دولت سوریه تا حملات گاه و بیگاه اسرائیل به خاک لبنان، همگی سیگنال هایی است که ایران را هشیار نگاه می دارد. ماتیس به خوبی می داند که روبه رو شدن با ایران کار ساده ای نیست و در نتیجه، علاقه ای به درگیری سریع و بدون برنامه با ایران ندارد.

آنچه ماتیس و ژنرال های دیگر آمریکایی فعلا به دنبال آن هستند، نابودی داعش در مناطق تحت کنترل ائتلاف و در عین حال استفاده از داعش برای مشغول نگاه داشتن ایران و دولت سوریه در این کشور است. آزادی رقه به احتمال بسیار زودتر از پاکسازی داعش در دیرالزور خواهد بود و این مسأله کمک زیادی به آمریکا برای محاسبات دقیق تر از استراتژی ایران و برنامه ریزی برای کاهش نفوذ ایران خواهد داد.

اما همه اینها چه ارتباطی با بیانیه کاخ سفید دارد؟ مهمترین و اصلی ترین نقطه ارتباطی را باید در متصل کردن ایران و روسیه به اقدامات بشار اسد دانست. گفته نیکی هیلی، معنی بسیاری دارد که لُب آن این است که دولت بشار با چراغ سبز ایران و روسیه اقدام به حمله شیمیایی می کند.

این خط تبلیغاتی که مبتنی بر گزارش های بی سند و بی اعتبار است، زمانی که در سطحی وسیع منتشر شود می تواند مبنای خوبی برای تصمیم گیری برای ایران و بشار اسد بعد از داعش باشد. آمریکا به این سمت حرکت می کند که بعد از داعش همه مقدمات لازم برای برخورد با ایران در سوریه فراهم شده باشد.

به عبارتی بسیار ساده، بیانیه نامتعارف کاخ سفید اعلامیه ای بود برای آنچه هم اکنون و در آینده نزدیک در صحنه عملیاتی در سوریه به احتمال زیاد رقم خورده و خواهد خورد. هنوز نمی توان به دقت نتیجه نهایی این اقدامات در صحنه عملیاتی را مشخص کرد؛ اما استقرار بخش مهمی از نیروهای ائتلاف عربستان، اردن، آمریکا و اسرائیل در مرز سوریه با ارادن و اسرائیل سرنخ هایی از این ماجرا را به دست می دهد.

برچسب ها
اشتراک گذاری
روی خط سایت ها
نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نام:
ایمیل:
* نظر: