کد خبر: ۷۰۱۰۵۵
تاریخ انتشار: ۱۶ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۶:۰۷ 06 June 2017
امتیاز خبر: 84 از 100 تعداد رای دهندگان 3258
قطع کردن روابط با کشورهایی که با سیاست ها و اولویت های منطقه ای ریاض همسویی نمی کنند، به تدریج به الگویی در روابط خارجی عربستان تبدیل شده است. ایران و قطر هر دو پیشتر با چنین اقدامی مواجه شده اند. قطر اما در قیاس با ایران شکنندگی قابل توجهی دارد. از یک سو بیش از 90% مواد غذاییِ این امیرنشین از مرزهای زمینی آن با عربستان تأمین می¬شود؛ بیش از 80% پروازهای شرکت هواپیمایی قطری و دیگر شرکت ها از مقصد دوحه باید از حریم هوایی عربستان، بحرین و یا امارات استفاده کنند؛ بخشی از گاز صادراتیِ قطر از طریق خط لولۀ دلفيپ و مرز این کشور با امارات صادر می¬شود. افزون بر این، تحریم قطر از سوی عربستان، بحرین و امارات – رابطه با مصر عملاً قطع شده بود و تحولی جدید به شمار نمی رود – این بار شامل اخراج شهروندان قطری از این کشورها نیز می شود. به عبارتی، عربستان این بار از تمامی اهرم های فشار بر دوحه استفاده می کند تا این امیرنشین را به پذیرشِ «خطِ سعودی» در منطقه وادارد.

در این میان ایران در محور اختلافات عربستان و قطر و در نهایت قطع شدن روابط آن دو قرار دارد. اغلب اتهامات ریاض علیه دوحه، مستقیم یا غیرمستقیم به ایران ارتباط دارد – بحث حمایت قطر از تروریسم یک موضوع انحرافی است. به عبارتی، عربستان امروز به تمامی کشورهای عربی جملۀ معروف جورج واکر بوش را می گوید که هرکه با ما نیست علیه ماست. با ما نبودن دقیقاً به معنای با ایران بودن است. بنابراین، ایران خواسته یا ناخواسته در محور تنش های ریاض – دوحه قرار دارد و همراهیِ امارات، بحرین، مصر با سیاست اعلامیِ عربستان علیه قطر، حداقل تا حدی به معنای همراهیِ آنها با سیاست عربستان در قبال ایران است. البته امارات و مصر بیش از همه از پشتیبانیِ دوحه از جریان منطقه ای اخوان المسلمین نگران و خشمگین هستند. با این حال، همراهیِ آنها با ریاض نافیِ پذیرشِ جنبۀ ضدایرانیِ این سیاست از سوی آنها نیست. بنابراین، پرسش آن است که ایران چه باید بکند.
 
به نظر می رسد به چهار دلیل عمده ایران باید به پشتیبانی آشکاری از قطر رو بیاورد:

نخست آنکه الگوی قطع کردن روابط با هدف تغییر رفتار که به الگوی محبوب ریاض در برابر کشورهای مخالف سیاست هایش در منطقه تبدیل شده است، الگویی خطرناک و برای سیاست منطقه ای ایران و بسیاری از کشورهای خاورمیانه چالش زا است. به همین دلیل ایران باید از تمامیِ ابزارهای خود برای بی اثر کردنِ آن استفاده کند. عقبگردِ قطر در برابر قطع کردنِ روابط عربستان، بحرین و امارات در دورۀ ملک عبدالله امروز این الگو را در ذهن حاکمان ریاض به الگویی ثمربخش تبدیل کرده است. آن تحول چنان تأثیری بر ریاض گذاشت که برخی امرای عربستانی تصوّر می کردند الگوی یادشده علیه کشوری بزرگ همچون ایران نیز اثرگذار خواهد بود. به همین دلیل، هدف اعلامی ریاض به هنگام قطع کردنِ روابطش با ایران، تعدیل رفتار منطقه ای ایران بود. قطر امروز به دلیل عقبگرد نخست در برابر ریاض، با چالشی از همان جنس روبرو شده است. ایران باید با حمایت سیاسی و لوجستیک گسترده از قطر، آن را از عقبگرد دوم، که الگوی رفتاری ریاض را نهادینه تر خواهد کرد، دور کند.

دوم آنکه دلیل اصلی ریاض برای قطع کردن رابطه با قطر، نزدیک شدنِ دوحه به تهران است. تنش در روابط دو کشور پس از منتشر شدنِ خبر دیدار وزیر خارجۀ قطر با سردار قاسم سلیمانی در بغداد و نیز منتشر شدنِ متن سخنان تمیم بن حمد، امیر قطر، در انتقاد از سیاست منطقه ای عربستان، آغاز شد. بنابراین، ایران در محور اختلافات است. این البته به معنایِ گذاشتن بار ورود به تنش بر دوش تهران نیست. با این حال، هنگامی که کشوری به دلیل نزدیک شدنِ به ایران مورد هجمه قرار می گیرد و تهران پشتیبانیِ خود را از آن کشور دریغ کند، این امر می تواند نقشی بازدارنده در برابر دیگر کشورهای منطقه و جهان نیز داشته باشد. پشتیبانیِ همه جانبه از قطر در برابر هجمۀ همه جانبۀ ریاض به قطر الگوی دیگری به کشورهای عربی و اسلامی می دهد: کشوری که نزدیک شدن به تهران را انتخاب می کند تنها با اقدامات تنبیهی ریاض مواجه نخواهد شد، بلکه در مقابل آن از پشتیبانیِ همه جانبۀ تهران نیز برخوردار خواهد شد. در مورد قطر این پشتیبانی سیاسی، اعلامی و لوجستیک خواهد بود.

سوم آنکه تحول تدریجی در رویکرد قطر، در ادبیات اخوانی منطقه نیز بروز کرده است. چندی پیش زکی بنی ارشید، دبیرکل سابق حزب کار اسلامی و از اعضای بارز اخوان المسلمین اردن، در مقاله ای به انتقاد از سیاستِ کشورهای عربی در برابر ایران پرداخت. پشتیبانیِ ایران از قطر البته به معنای پشتیبانی از جریان منطقه ای اخوان نخواهد بود و تهران نیز نباید چنین تصویری ایجاد کند؛ تصویری که می تواند در رابطه با بسیاری از کشورهای عرب چالش زا باشد. با این حال، پشتیبانی از قطر در این مقطع می تواند در نگاه جریان منطقه ای اخوان در منطقه به ایران اثرگذار باشد و تغییر ایجاد کند. این امر به ویژه در رابطه با ترکیه، جریان های اخوانی در سوریه، عراق و حتی یمن می تواند به تهران ابزارهای قابل توجهی در برابر سیاست تهاجمی ریاض بدهد. به عبارتی، جریان اخوانی امروز یک طرف دعوای عربستان و قطر است؛ ایران نباید وارد آن بُعد بشود اما می تواند از آن بهره بگیرد. پشتیبانی از قطر در برابر عربستان آغازگاه چنین سیاستی خواهد بود.

چهارم آنکه پشتیبانی از قطر منافعی قابل توجه برای تهران دربر دارد. همچنانکه بیان شد، حدود 90% منابع غذایی قطر از مرز این کشور با عربستان می گذرد که اکنون متوقف شده است. ایران می تواند جایگزینی مناسب در این زمینه ارائه دهد. بسته شدنِ مسیر هوایی دوحه به جنوب، شرق و غرب این کشور، حریم هوایی ایران را به مثابۀ مهمترین جایگزین مطرح می کند. اخراج شهروندان قطری از عربستان و بحرین، فرصتی برای تهران است که به مثابۀ جایگزینی برای این شهروندان قطری ارائه باشد. اغلب این شهروندان توریست هستند و افزون بر گردش برای شکار به صحراهای سعودی سفر میکنند. افزون بر این، فرصت هایی در فرایند گسترش همکاری با قطر سر بر خواهد آورد که لازم است از سوی ایران مورد استفاده قرار بگیرد.
 
* این یادداشت برای اولین بار در وب سایت «اینترنشنال» منتشر شده است.
اشتراک گذاری
روی خط سایت ها

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: