۱۵۵۵بازدید
کد خبر: ۶۸۵۰۴۵
تاریخ انتشار: ۲۶ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۴:۳۶ 15 April 2017
امتیاز خبر: 84 از 100 تعداد رای دهندگان 1555
ایران بار دیگر در آستانه یکی از مهمترین چرخه های انتخاباتی است. گرچه انتخابات پدیده ای وارداتی است و چند دهه ای است ایرانیان مانند برخی دیگر از وجوه زندگی مدرن آن را تجربه و تمرین می کنند، اما اهمیتش روزافزون است.

خیل مشتاقانی که با یکدیگر به رقابت برخاسته اند جملگی تاکید را بر مدیریت بهتر سیاست داخلی و ایجاد تغییر و تحول در متغیرهای قابل کنترل و دستکاری گذاشته اند. اما هر کسی که در فردای انتخابات از صندوق به در آید با جهانی مواجه خواهد بود که از یکسو کنترل چندانی بر روندها و فرایندهای آن نخواهد داشت و از دیگر سو تحولات این جهان بر ایران تاثیرات استراتژیکی خواهد داشت. به بیان دیگر سیاست بین الملل رو به دگرگونی چه طیفی از چالش ها را پیش روی رییس جمهور آتی خواهد گذاشت؟

مهمترین چالش، تداوم و تعمیق روند تغییر سیستمیک در نظم بین المللی است. نظم بین الملل لیبرال که در دهه های اخیر به رویه ها و قواعد مسلط در تعاملات جامعه بین المللی شکل داده در پیامد بازتوزیع قدرت رو به ضعف است. رو به ضعف رفتن این نظم، احتمالا به ابهام فزاینده در سیاست بین الملل دامن خواهد زد و کنشگری را برای تمامی بازیگران دشوارتر از گذشته خواهد کرد.

ایران کشوری است که در چهارراه حوادث سیاست بین الملل قرار گرفته، خطرناکترین، پیچیده ترین و بی ثبات ترین منطقه را برای قدرت یابی برگزیده و در طیف وسیعی از کانون های بحران بین المللی درگیر است. روند انتقال قدرت بر موقعیت بین الملی چنین کشوری و انتخاب های استراتژیک آن تاثیرات شدیدتری خواهد گذاشت و رییس شورای امنیت ملی آن را در برابر تصمیمات دشوار و چندگانه های پیچیده ای قرار خواهد داد. حجم و پیچیدگی پرونده های بین المللی که روی میز رییس جمهور آینده ایران خواهد بود بیش از پرونده هایی است که برخی قدرت های بزرگ در سیاست خارجی خود با آن مواجهند. به عنوان مثال رییس جمهور چین سه پرونده کره شمالی ، تایوان و دریای چین جنوبی را روی میز خود دارد، اما رییس جمهور ایران فقط در محیط پیرامونی با پرونده بحران های پیچیده ای چون عراق ، یمن، سوریه و افغانستان مواجه خواهد بود. بازتوزیع سیستمیک قدرت در نظام بین الملل روند تحول در هر یک از این بحران ها و به طور کلی موقعیت ایران در سیاست بین الملل را سیال تر، بی قاعده تر و پیچیده تر خواهد کرد و رییس جمهور بعدی ناگزیر است درچنین فضایی تصمیمات سختی بگیرد، تصمیماتی که برخی از آنها ممکن است برای دهه ها بر سرنوشت ایرانیان و محیط پیرامونی شان تاثیرات مهمی برجای بگذارد.

چالش دیگر که به نوعی در روند تغییر سیستمیک ریشه دارد،مدیریت روابط با قدرت های بزرگ است. قدرت های بزرگ به عنوان کلیدی ترین بازیگران سیاست بین الملل بیش و پیش از سایرین به تغییر سیستمیک در نظام بین الملل واکنش نشان داده و در حال بازتعریف استراتژی کلان امنیت ملی خود هستند. روسیه تهاجمی، آمریکای ترامپ، چینی که سودای رهبری تجارت جهانی را دارد، بریتانیایی که از اروپا جدا می شود و اروپایی که بیش از همه این سالها نگران آینده خود است جملگی نشان از تحول در سیاست های قدرت های بزرگ می دهند.

سیاست خارجی ایران را با تساهل می توان به روابط با قدرت های بزرگ فروکاست. در شرایط جدید که قدرت های بزرگ به تدریج رنگ عوض می کنند، ایران در مدیریت روابط خود با آنان کار آسانی پیش رو نخواهد داشت. به عنوان مثال رابطه ایران و روسیه در 4 سال دولت روحانی بیش از دو دهه پساجنگ سرد متحول شده است. دشواری مدیریت این رابطه دگرگون شونده برای بوروکراسی استراتژیک کشور روشن است. این دشواری در سالهای آتی در روابط با سایر قدرت های بزرگ، بویژه آمریکای ترامپ نیز احتمالا افزایش خواهد یافت و رییس جمهور آتی وظیفه دشوار مدیریت آن را بر عهده خواهد داشت.

در سطح منطقه ای، تغییر سیستمیک در سه لایه در جریان است. لایه نخست تغییر در الگوهای نقش آفرینی قدرت های بزرگ در محیط همسایگی ایران است. حضور فزاینده روسیه در ژئوپولتیک و چین در ژئواکونومی منطقه از یکسو و ابهام در نقش آفرینی آمریکای ترامپ از دیگر سو را می توان نمادهای چنین تغییری محسوب داشت.

لایه دوم نظم رو به تحول در این محیط، رفتارهای استراتژیک جدیدی است که عربستان، ترکیه و اسراییل در پیش گرفته اند و جملگی در یک هدف اشتراک دارند و آن ممانعت از هژمونیک شدن موقعیت ایران در منطقه است. از آنجا که ایران در پرآشوب ترین و بی قاعده ترین منطقه سیاست بین الملل مسیر قدرت یابی خود را طی می کند، می توان انتظار داشت که رقابت استراتژیک کشورها و بازیگران منطقه ای با این کشور در سالهای آتی گسترده تر شود.

لایه سوم انتقال قدرت در محیط پیرامونی ایران در رابطه طیفی از جوامع و دولتها و نیز گروههای اجتماعی با یکدیگر در حال وقوع است. به طور تاریخی رابطه دولت و جامعه در محیط پیرامونی ایران مبتنی بر سرکوب و بالنتیجه شکننده بوده است. اما این رابطه در سالهای اخیر شکننده تر شده و بخش های قدرتمندی از جوامع از افغانستان تا عراق، یمن و سوریه دولت ها را به شکلی رادیکال به چالش کشیده اند و منابع قدرت آنها را از آن خود کرده اند. این روند نهاد دولت به عنوان سنگ بنای جامعه بین المللی را بیش از پیش تضعیف کرده است. بر هم خوردن رابطه دولت و جامعه در میان مدت آثار چندان خوشایندی برای ایران در بر نخواهد داشت. به عنوان مثال نهادینه شدن دولت ضعیف در عراق و افغانستان موجب شده تا ایران در شرق و غرب خود با جغرافیای وسیعی که می توان بر آن نام سرزمین های بی دولت نهاد مواجه گردد. گسترش این پدیده در میان همسایگان با واسطه ایران می تواند دشواری های مدیریت سیاست خارجی را افزایش می دهد و کار رییس جمهور آتی را سخت تر آنچه هست نماید.

کوتاه سخن آنکه تغییر سیستمیک نظام بین الملل و پیامدهای چالش زای آن رییس جمهور بعدی را با تصمیمات دشواری مواجه خواهد کرد. او افزون بر پاسخگویی در مورد معضلات داخلی، ناگزیر باید بخش مهمی از توان و منابع محدود دولتش را صرف پیشبرد سیاست خارجی در جهانی نماید که به سرعت مبهم، پرریسک و خشن می شود. خیل مشتاقان باید برای در دست گرفتن سخت ترین شغل موجود در ایران آماده شوند.
 
 
*این مطلب برای اولین بار در وب سایت «اینترنشنال» منتشر شده است.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: