tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
کد خبر: ۶۷۴۶۷۶
تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۳:۰۷ 07 March 2017
امتیاز خبر: 84 از 100 تعداد رای دهندگان 2134
سفرهای اخیری که از سوی مقامات کویتی به ایران صورت گرفته و جواب این سفرها از سوی حسن روحانی، صرف نظر از هر آنچه در پشت پرده می گذرد و رسانه ها و افکار عمومی کمتر اطلاعی از آن دارند، از یک جهت بسیار حائز اهمیت است. بررسی دو اتفاق طی یک ماه گذشته به خوبی نشان می دهد که چرا اکنون و در اوضاع کنونی، حرکت های متقابل برای تنش زدایی در خلیج فارس اهمیت بسیاری دارد.

به گزارش «تابناک»؛ سفر اخیر حسن روحانی به کویت و عمان را شاید بتوان در بستری کلی، تلاش های متقابل و با واسطه هم از سوی ایران و هم از سوی کشورهای حاشیه خلیج فارس و عضو شورای همکاری خلیج فارس برای تنش زدایی و روابطی دوستانه تر برای حل و رفع چالش های خاورمیانه و منطقه قلمداد کرد. نه مقامات دولتی و امنیتی در مورد مفاد و موارد مطروحه در این سفرها سخنی با رسانه ها در میان گذاشته اند و نه با دقتی بالا می توان حدس زد که این سفرها برای چه موضوعی و در چه راستایی است.

شاید موضوع بر سر حل بحران یمن باشد، شاید موضوع آینده سوریه و عراق و شاید در بستری کلی تر قدم هایی اولیه برای یک طرح کوتاه یا میان مدت برای تنش زدایی میان ایران و کشورهایی که اکنون با آمدن دونالد ترامپ خیال خود را از مهار ایران، بیش از هر زمان دیگری طی یک دهه گذشته راحت می بینند. پاسخ سفر وزیر امور خارجه کویت به ایران توسط شخص روحانی، اقدامی بود که می توان آن را یک قدم سمبلیک از سوی ایران و حاوی پیامی مبنی بر جدیت ایران در روابط با کشورهای جنوبی، صرف نظر از موضوع و مورد آن قلمداد کرد.

اما این سفرها و این روابط بدون در نظر آوردن چند و چون آن، از یک جهت دیگر بسیار اهمیت دارد و آن تحرکات امنیتی و نظامی است که طی یک ماه گذشته کشورهای حاشیه خلیج فارس شروع کرده اند و نتایج و خروجی های آن - اگر آن گونه که تصور می شود باشد - به هیچ وجه به نفع ایران و شرایط آتی توازن قوا در سمت ایران در منطقه نخواهد بود.

روایت اول

نخستین شاهد این ماجرا مربوط می شود، به افتتاح دفتر ناتو در کویت در ابتدای ماه جاری یعنی بهمن ماه. دبیر کل ناتو «استالتنبرگ» در پنجم بهمن ماه برای افتتاح این دفتر وارد کویت شد و گفت: این دفتر «مرکزی حیاتی برای همکاری بین ناتو و شرکای ما در حوزۀ خلیج (فارس) خواهد بود».

مرکزی که هدف از افتتاح آن کمک نظامی و امنیتی به کشورهای حاشیه خلیج فارس با برگزاری دوره‌های آموزشی پیشرفته در زمینه‌های امنیت سایبری، امنیت انرژی، شیمیایی، بیولوژیکی و سلاح‌های هسته‌ای است. مرکز ناتو در کویت در چهارچوب «ابتکار عمل همکاری استانبول» تأسیس شده است. رهبران ناتو در سال 2004 در نشست این سازمان در استانبول ترکیه با تصویب طرح «ابتکار عمل همکاری استانبول» یا آی‌سی‌آی تصمیم گرفتند ارتباط و همکاری امنیتی ناتو را با کشورهای خاورمیانه به‌ویژه کشورهای حوزۀ خلیج‌فارس افزایش دهند.

کویت، قطر، بحرین و امارات متحده عربی اعضای آی‌سی‌آی هستند و دو عضو دیگر شورای همکاری خلیج‌فارس (عربستان سعودی و عمان) نیز قصد دارند به آن ملحق شوند. دبیر کل ناتو در جریان سخنرانی به مناسبت افتتاح این دفتر بیان کرده بود: «ما با تهدیدات امنیتی مشترک مانند تروریسم، گسترش سلاح و حملات سایبری مواجه هستیم و در آرمان‌های یکسان برای صلح و ثبات سهیم هستیم. ضروری است که بیشتر از قبل همکاری نزدیک داشته باشیم.»

روایت دوم

دومین ماجرا اما بازمی گردد به گزارشی که چندی پیش روزنامه وال استریت ژورنال منتشر کرده است و بر اساس آن گفته می شود، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس قرار است با همکاری کشورهای غربی و آمریکایی و البته با مشارکت رژیم اسرائیل ائتلافی نظامی شبیه به ناتو را در منطقه تشکیل دهند.

ائتلاف مذکور کشورهایی از قبیل عربستان سعودی و امارات عربی متحده ـ که به صورت اعلانی دشمنان اسرائیل هستند ـ و همچنین مصر و اردن که از مدت های قبل معاهدات صلح با اسرائیل دارند را شامل خواهد شد. امکان آن وجود دارد که دیگر کشورهای عربی هم به ائتلاف بپیوندند. مکانیزم دفاعی - امنیتی در این ائتلاف کاملا شبیه به ناتو خواهد بود، به شکلی که حمله نظامی یا تهدید یک کشور از این ائتلاف به معنی تهدید و حمله به سایر اعضا تلقی خواهد شد. البته آمریکا و اسرائیل در این میان تنها نقش «لجستیک» بر عهده خواهند داشت.

دو مقام عربی به این روزنامه تأکید کردند که «یمن، اولین آزمون ائتلاف جدید خواهد بود. آمریکا کمک نظامی به کارزار علیه یمن را تشدید و دریای سرخ را امن خواهد کرد؛ دریایی که مسیر مهم کشتیرانی بین‌المللی و مورد تهدید جنگ بوده است. ماه گذشته حوثی ها حمله‌ای مرگبار به ناو جنگی سعودی در دریای سرخ ترتیب دادند».

به گفته این مقامات، نمایندگان اماراتی و عربستانی در مذاکرات دو هفته اخیر خود با دولت ترامپ، از توامندی های امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل را تمجید و تلویحا توافق کردند که در صورت تشکیل ائتلاف، (با اسرائیل) شراکت اطلاعاتی داشتبه باشند».

افتتاح دفتر ناتو در کویت به خودی خود تهدیدی امنیتی علیه ایران تلقی نمی شود، زیرا اساسا اهداف و مکانیزم عمل این دفتر مبتنی بر آموزش و همکاری اطلاعاتی است. ناتو در واقع بیش از هر چیز به دنبال همراه کردن کشورهای حاشیه خلیج فارس در راستای هدف اصلی خود ـ که همان مهار تروریسم و تهدیدات سایبری است ـ عمل می کند و نفس باز شدن این دفتر در کویت که اساسا رویکردهای آن نسبت به دیگر کشورهای عضو شورای همکاری به ایران کمتر چالش برانگیز است، خود شاهدی از اهداف و جهت گیری این اقدام دارد؛ هرچند در این زمینه کشورهای حاشیه خلیج فارس نیم نگاهی به ایران نیز دارند. ضمن آنکه قبل از این هم ناتو مراکز عملیاتی و نظامی در پیرامون ایران داشته است؛

اما ماجرای گزارش وال استریت ژورنال به کل موضوع متفاوتی است و چنانچه این گزارش درست باشد و چنین ائتلافی در منطقه خلیج فارس شکل بگیرد، بدون شک نوک پیکان آن متوجه ایران بوده و قطعا بر وضعیت توازن قوای منطقه ای به ضرر ایران تأثیرگذار خواهد بود.

اولین اثر این گزارش حتی پیش از هر گونه اقدام عملیاتی در این راستا، این است که معما یا معضله امنیت در حاشیه خلیج فارس را تشدید می کند. موضوع شکل گیری ائتلاف یا پیمانی نظامی - امنیتی علیه ایران به خودی خود حساسیت های ایران را در منطقه افزایش خواهد داد و اساسا موضوع حضور لجستیکی و اطلاعاتی اسرائیل در این زمینه نیز خود به شدت می تواند به حساسیت های این مسأله اضافه کند.

همچنین یک چنین اتحاد و ائتلاف نظامی در صورت شکل گیری و عملی شدن، به سرعت توازن قوای منطقه ای را به زیان ایران تغییر خواهد داد و از سوی دیگر راه را برای اقدام نظامی مشترک بر علیه ایران باز می کند. به عبارت دیگر، اگر یمن صحنه نبرد فعلی میان ایران و عربستان تلقی و چنانچه با شکل گیری این پیمان نظامی حمایت ایران از نیروهای حوثی به مثابه یک کنش نظامی از سوی ایران تعریف شود، فضا برای برخورد و تقابل نظامی ایران و اعضای این پیمان - هر کشوری که باشد - از هم اکنون آماده است.

این مسأله البته نیاز به بررسی تحلیل تر و جدی تری دارد، زیرا گستره تکتونیک امنیتی آن به شدت ساختارهای قدرت فعلی در خاورمیانه را متأثر ساخته تا آنجا که حتی پای روسیه و چین را نیز به ماجرا باز خواهد کرد. در نتیجه فعلا باید در مورد گزارش وال استرایت ژورنال و تأیید یا رد آن سکوت و ادامه ماجرا را با دقت دنبال کرد.

اما از همه اینها می توان یک نتیجه قطعی گرفت؛ این که سفر اخیر روحانی به عمان و کویت هرچند ارتباطی با این موضوعات نداشته باشد - که می توان حدس زد به هیچ وجه بی ارتباط هم نیست - اهمیت بسیاری دارد. اکنون عربستان سعودی به نظر با استفاده از فرصت دولت دونالد ترامپ به سرعت به دنبال تغییر نظم موجود در حاشیه خلیج فارس و خاورمیانه و باز تعریف آن است.

روندهای کنونی تا کنون برای ایران به لحاظ امنیتی مثبت بوده و تغییر این روندها آن چیزی است که عربستان به دنبال آن خواهد بود و سخنان اخیر عادل الجبیبر، وزیر خارجه عربستان و این که به چالش های پیش رو با امیدواری و خوشبینانه نظر می کند، شاهدی از این ماجراست.

ایران باید این روند را به سرعت متوقف سازد زیرا ادامه آن به هر نحو - حتی قبل از عملیاتی شدن بسیاری از طرح های بازگو شده - تنگنای امنیتی برای ایران را تشدید کرده و ریسک بازی و کنش ایران را در منطقه افزایش می دهد. اولین قدم در این راه جلوگیری از همین شدت گیری تنگنای امنیتی است که نزدیکی ایران با کشورهای حاشیه خلیج فارس و ارتباط مستقیم با آنها می تواند به خوبی به این مسأله یاری رساند.

به نظر می رسد، البته کنشگری ایران در این زمینه در حال حاضر به همین میزان محدود خواهد شد زیرا اساسا عربستان سعودی نه دلیلی برای تنش زدایی با ایران در جو فعلی می بیند و نه علاقه ای به آن دارد. در حال حاضر دونالد ترامپ به خوبی فضا را برای استفاده عربستان فراهم کرده است و این برگی نیست که عربستان سعودی به راحتی آن را از دست بدهد.

اما سفرهای حسن روحانی که احتمالا در آینده نزدیک از کانال های دیگری ادامه خواهد یافت و شروع یک روند به نظر طولانی است، می تواند از یک سو پلی برای توقف یا کم کردن سرعت «رقابت بی پروای» نظامی - امنیتی در خلیج فارس باشد و از سوی دیگر سیگنال های شفاف و صریحی در مورد اهداف و نیات ایران به عربستان سعودی ارسال کند که از هرگونه اشتباه محاسباتی احتمالی در آینده نزدیک جلوگیری شود.

الجبیر در عراق؛ الراشد در لندن

تحرک سیاست خارجی عربستان سعودی به ویژه از زمان اوج گیری تنش میان ایران و آمریکا به وضوح گسترده شده و وزیر خارجه پرکار سعودی، از منطقه و ورای منطقه عادل الجبیر، وضعیتی را   تدارک دیده که تاوان حدود یک دهه رخوت سیاست خارجی منطقه ای عربستان را باز پس ستاند. آخرین ایستگاه عادل الجبیر در عراق بوده ولی اما نباید انتظار داشت که هواپیمای وی در این مقصد متوقف شود.
به گزارش «تابناک»؛ بی هیچ شکی نباید سفر غیر منتظره عادل الجبیر به بغداد را، آن هم پس از 13 سال دست کم گرفت. از زمان اشغال عراق توسط آمریکا در سال 2003 به این سو، هیچ مقام ارشد سعودی رسما از عراق دیدار نکرده بود و نفس این امر، موضوع سفر الجبیر به عراق را جالب توجه و مهم می کند.

الجبیر در عراق؛ الراشد در لندن و خوابی که عربستان برای ایران دیده است
این مهم را باید گذاشت در کنار آنچه اکنون یکی از رقبای بزرگ منطقه ای ایران، که از کوچکترین فرصتی برای نقد و انتقاد تند و تیز و اتهام زنی به سیاست های منطقه ای کشورمان فروگذار نمی کند، وارد خاک کشوری شده که نزدیک ترین متحد منطقه ای ایران بوده و انسجام عملیاتی و نظری آن با ایران در سیاست های منطقه زبانزد است.

در مورد سفر عادل الجبیر به عراق دو دیدگاه خوشبینانه و بد بینانه مطرح است؛ نخست اینکه عربستان سعودی در پی آن است که با نزدیکی به عراق به عنوان متحد درجه اول ایران در منطقه، قدمی را که ایران در راه تنش زدایی با حاشیه خلیج فارس به واسطه کویت و عمان برداشته است، تکرار کند و الگویی از نزدیکی قدم به قدم و تدریجی به ایران را در پیش بگیرد.

این دیدگاهی خوشبینانه است و هرچند تحقق آن میتواند ثبات در منطقه خاورمیانه را به شدت افزایش داده و سرآغازی برای همکاری های اساسی میان کشورهای منطقه شود، به نظر نمی رسد که عادل الجبیر برای چنین مأموریتی روانه بغداد شده باشد. عربستان اکنون در موضعی نیست که بخواهد بدون گرفتن امتیازات اساسی از ایران دست به تنش زدایی با کشورمان بزند و از سوی دیگر وقتی سفر عادل الجبیر را در متن و بستر تحرکات اخیر وی و سخنرانی های انتقادی او از ایران به ویژه در کنفرانس مونیخ می گذاریم، به سرعت این دیدگاه و این پرده خوشبینانه از مقابل چشمان ما محو می شود.

این مساله ما را به دیدگاه بدبینانه در مورد سفر الجبیر به عراق بازمی رساند. آنچه به نظر می رسد این است که وزیر خارجه سعودی بعد از موفقیت هایی که در همراه کردن کشورهای عرب منطقه و مهمتر از همه ترکیه با خود و علیه ایران داشته است، به تدریج فاز دوم از تحرکات دیپلماسی این کشور برای مقابله و منزوی کردن ایران را شروع کرده است. فازی که البته فاز بسیار دشوار از نقشه بزرگ سعودی ها برای ایران است: همراه یا خنثی کردن نزدیکان و متحدان به ایران در منطقه.

در این زمینه عراق نزدیکترین و محتمل ترین گزینه برای عربستان است زیرا تکلیف سوریه پیش از این برای سعودی ها مشخص شده و عربستان و الجبیر حساب ویژه ای بر روی مذاکرات ژنو و دولت انتقالی و احتمالا دولت بعدی سوریه باز کرده اند؛ دولتی که هرچه باشد بهتر از دولت بشار اسد و متحد ایران برای سعودی هاست.

بیانیه وزارت خارجه عراق در مورد این دیدار که روز گذشته منتشر شد، دارای نکته ای اساسی در این خصوص است. این بیانیه در بخشی به صراحت بیان کرده که عادل الجبیر در این دیدار گفته، بی طرفی عراق می تواند زمینه آشتی بین ایران و عربستان را فراهم آورد.

هرچند الجبیر به وضوح از لفظ آشتی میان ایران و عربستان سخن گفته، هنوز هیچ ذهن هشیاری سخنان چندی قبل وی در مونیخ یا پیشتر از آن در لندن و پاریس را فراموش نکرده است که به وضوح بیان کرد، تلاش برای تنش زدایی بین ایران و عربستان بیهوده و بی نتیجه است. پس می توان به خوبی حدس زد که تله الجبیر این است که اگر نمی توان عراق را در صف متحدان عربستان علیه ایران درآورد، اما خنثی می توان ساخت. تقاضای بی طرفی از عراق تقاضای جدی از سوی عربستان است.

اما آنچه این دیدگاه بدبینانه را در مورد سفر الجبیر به عراق تشدید و تقویت می کند، مقاله هفته گذشته عبدالرحمن الراشد، سردبیر سابق الشرق الاوسط لندن است که در همین روزنامه و همچنین در شبکه خبری العربیه منتشر شد. الراشد در این مقاله از دنیای عرب به ویژه مصر، عربستان، امارات و اردن خواسته که دست به ایجاد یک ائتلاف مشترک نظامی برای مهار ایران بزنند.

وی با تکرار مکررات ترامپ و سعودی ها در مورد این که توافق هسته ای منجر به تهاجمی شدن سیاست خارجی ایران در منطقه شده است، گفته، تنها تغییر در رفتار ایران بعد از این توافق این است که وضعیت مالی و نظامی ایران اکنون بسیار بهتر شده است. وی بیان کرده، ایران خلأ قدرت در عراق را پر کرده و مشغول توسعه هژمونی خود در عراق، سوریه و یمن است.

وی بیان کرده: همکاری نظامی تحت هر تدابیری ایده ای بسیار خوب و ضروری برای مهار ایران است به ویژه اگر از حوزه نظامی نیز فراتر رود. ایجاد یک اتحاد برای مقابله با ایران یک توازن نظامی لازم برای مقابله با اتحاد نظامی ایران که شامل عراق و سوریه است، می باشد.

الجبیر در عراق و الراشد در لندن به خوبی خوابی که عربستان برای ایران دیده است را تعبیر و تفسیر می کنند. موضوعی که اکنون بعد از مقاله چندی قبل وال استریت ژورنال، مبنی بر تلاش آمریکایی های و کشورهای عرب منطقه برای ایجاد نهادی مثل ناتو در برابر ایران، رنگ و بوی جدی تری به خود می گیرد.

ماهیت و جدیت شکل گیری «ناتو 2» علیه ایران

تحلیلگران سیاست خارجی و متخصصان منطقه خاورمیانه بحث های خود را پیرامون این ائتلاف نظامی و اثرات و عواقب شکل گیری آن بر منطقه و کشورهای آن بیان کرده اند. از جمله «کنستانتین دوداروف» متخصص روس تبار خاورمیانه که معتقد است چنانچه اسرائیل عربستان سعودی را متقاعد به ایجاد یک چنین ائتلافی علیه ایران سازد، این ائتلاف به معنی دردسرهای جدی برای روسیه و عربستان است.

وی بیان می کند: پیشنهاد اسرائیل عربستان را روی یخ نازک می کشاند؛ هرچند وقتی پای ایران در میان باشد، منافع اسرائیل و عربستان در یک راستا قرار می گیرد، با این حال، هر دو کشور هنوز هم با یکدیگر در شرایط خصمانه و جنگی قرار دارند.

به عقیده وی، هنوز هم بسیاری از کشورهای عربی دیگر از حضور در یک ائتلاف نظامی که در آن عربستان و اسرائیل حضور داشته باشند، رضایتمند و خشنود نخواهند بود. وی می گوید: اگر این ائتلاف نظامی از سوی آمریکا اعلام می شد، بسیار موثرتر بود.

در سال های اخیر شایعاتی منتشر شده که بنا بر آنها عربستان سعودی در مورد ایران ارتباطات جدی با اسرائیل داشته است. با این حال، بسیار بعید به نظر می رسد که عربستان سعودی وارد یک ائتلاف آشکار نظامی با اسرائیل علیه ایران شود، زیرا در این صورت نقش رهبری خود در جهان عرب و تمامی جهان اسلام را از دست خواهد داد.

گفته های دوداروف در مورد ناتوی ضد ایرانی بعد از آن منتشر شده که وزیر جنگ رژیم اسرائیل «آویگدور لیبرمن» در مصاحبه با نشریه Die Welt بیان کرد: زمان برای ایجاد ائتلافی متشکل از همه کشورهای معتدل منطقه خاورمیانه علیه تروریسم فرار رسیده است. منظور وی از تروریسم به صراحت ایران بود. وی بیان کرد، کشورهای «معتدل» عرب به این نتیجه و درک رسیده اند که این ایران است که تهدید امنیتی برای آنهاست، نه اسرائیل.

وی به صراحت بیان کرد: ائتلاف نظامی جدید می تواند مدل سازی از ناتو باشد و گفت: یک ائتلاف واقعی باید تعهدات واقعی را نیز به دنبال داشته باشد. به ناتو نگاه کنید. این ائتلاف بر اساس اصلی بنا شده که طبق آن هر کشوری در ناتو آماده دفاع یا حمایت از سوی همه کشورهای دیگر عضو است.

سخنان لیبرمن در ادامه گزارش های تأیید نشده طی چند هفته اخیر است که بر اساس آن دونالد ترامپ در حال مذاکره با کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس برای ایجاد یک ائتلاف نظامی جهت جلوگیری از نفوذ هژمونیک ایران در منطقه است. این ائتلاف در صورت شکل گیری مبتنی بر اصل دفاع جمعی است که دقیقا مطابق با بند 5 اساسنامه ناتو است. این ائتلاف همچنین قرار است در مسائل اطلاعاتی با اسرائیل همکاری داشته باشد ولی با این حال، قرار نیست اسرائیل بخشی رسمی از این ائتلاف نظامی باشد.

با این حال، این گزارش های تأیید نشده تا کنون چندان جدی گرفته نشده است و برخی از تحلیلگران بر این باورند که اسرائیل پشت این شایعات است؛ بنابراین، انتشار این گزارشها بخشی از امیدهای تلاویو برای آن است که واشنگتن را به سمت ایجاد یک چنین ائتلاف نظامی علیه ایران سوق دهد و زمانی که این اتفاق رخ نداده، شخص لیبرمن صریح تلاش کرده است تا کشورهای عرب را به این سمت هدایت کند.

«توفیق عباسف»، یکی از متخصصان روسی در مسائل ایران، بیان می کند که کشورهای عرب منطقه احتمالا تمایل زیادی برای ایجاد یک ائتلاف جهت مقابله با وحشتی که از ایران دارند، خواهند داشت. وی می گوید: کشورهای حاشیه خلیج فارس به شدت از ایران در هراس هستند، ایران نسبت به آنها ثروت کمتری دارد و همچنین به لحاظ تسلیحاتی از آنها عقب تر است. اما نیروهای نظامی ایران بسیار موثرتر از کشورهای عرب است و همچنین زمانی که پای دیپلماسی در میان باشد ایران قدرت انعطاف بیشتری دارد. با وجود این، عباسف بیان می کند، این ائتلاف در صورت شکل گیری به دلیل اختلاف نظرهای داخلی میان کشورهای عرب از هم خواهد پاشید.

ماهیت و جدیت شکل گیری «ناتو 2» علیه ایران و تاثیر آن بر امنیت منطقه
وی همچنین تأکید می کند، ایجاد یک چنین ائتلاف نظامی، تأثیر بسیار منفی بر وضعیت امنیت در خاورمیانه خواهد داشت و می تواند دردسرهای جدی برای روابط روسیه با این منطقه ایجاد کند.

وی می گوید: ایران یک شریک واقعی و سودمند اقتصادی برای روسیه است. از سوی دیگر، ارتباطات مسکو با رژیم اسرائیل نیز اهمیت دارد. به علاوه، عربستان سعودی نیز در تلاش برای جلب توجه و حمایت روسیه است. در نتیجه اگر چنین ائتلاف نظامی علیه ایران شکل گیرد، مسکو باید همه توان دیپلماتیک خود را برای جلوگیری از یک تعارض جدی در این میان به کار گیرد.

تور آسیایی «ملک سلمان» و دور جدید از «دیپلماسی فشار» عربستان علیه ایران

سفر یک ماهه ملک سلمان، پادشاه عربستان سعودی به کشورهای آسیایی ـ که از روز یکشنبه هفته گذشته آغاز شده ـ مهمترین و بارزترین وجه از سیاست خارجی جدید عربستان را نشان می دهد. وی قرار است به همراه هیأت بلندپایه و گسترده خود قبل از برگزاری نشست اتحادیه عرب در آخر ماه مارس (ماه میلادی جاری) در اردن، تور خود برای سفر به کشورهای مالزی، اندونزی، برونئی، چین، ژاپن و مالدیو را به پایان رساند. به شکلی جالب توجه بعد از سفر ملک فیصل در دهه ۷۰ میلادی، این نخستین سفر پادشاه سعودی به اندونزی است و همچنین اولین دیدار یک شاه سعودی از کشور ژاپن به شمار می رود.

تور آسیایی «ملک سلمان» و دور جدید از «دیپلماسی فشار» عربستان علیه ایران.
خاندان پادشاهای سعودی معمولا عادت به سفرهای طولانی مدت در خارج از این کشور دارند. برای مثال، ولیعهد محمد بن نایف تنها یک سال قبل، حدود یک ماه را در کشور الجزایر گذراند، ولی این سفر و سفرهای مشابه، اغلب سفرهای شخصی و فاقد دیپلماسی عمومی بوده اند؛ اما این بار ملک سلمان با دستور کاری جدی و با محورهای دیپلماتیک، اقدام به برگزاری تور آسیایی کرده است.

قطعا یکی از مهمترین اهداف برگزاری این تور، نشان دادن سلامت و سرزندگی پادشاه سعودی است. ملک سلمان که در ماه دسامبر وارد ۸۱ سالگی شده است، به تازگی با شایعات زیادی پیرامون سلامت جسمی و هشیاری ذهنی خود روبه رو شده بود. این سفر، هدف مهمی برای اثبات سلامت جسمی و روان وی دارد و البته به گونه‌ای برنامه ریزی شده که اقامت‌های تقریبا طولانی مدتی را در کشورهای مورد نظر شامل شود تا فرصت کافی برای استراحت و فراغت شاه سعودی را فراهم آورد. برای مثال، مدت توقف ملک سلمان در اندونزی دوازده روز در نظر گرفته شده است.

اندونزی، برونئی و مالزی از مهمترین کشورهای اسلامی در قاره آسیا هستند. همه آن‌ها برای عربستان سعودی، متحدان بالقوه‌ای علیه رقیب بزرگ و منطقه‌ای این کشور یعنی ایران هستند. سعودی‌ها از همه این کشور‌ها دعوت کرده اند تا به اتحاد نظامی آن‌ها بپیوندند که هرچند به ظاهر گفته می شود برای مقابله با تروریسم است، در باطن هدفی جز ایران ندارد.

همچنین چین و ژاپن، بازار مهمی برای نفت عربستان سعودی هستند. در حالی که با برداشته شدن تحریم‌ها، اکنون این بازار برای عربستان با رقابت سخت و شدیدی از سوی ایران مواجه شده است، میتوان انتظار داشت که توقف ملک سلمان در این کشور‌ها، همراه با عقد قراردادهای تجاری در حوزه نفت باشد.

در این میان، دیدار اخیر عادل الجبیر از عراق موضوعی بسیار بااهمیت بوده و هست. این دیدار بعد از سال ۱۹۹۰ اولین دیدار مهم یک مقام ارشد سعودی از عراق بود. آخرین دیدار مهم قبل از این به دیدار شاهزاده بندر بن سلطان، سفیر سابق عربستان در آمریکا بازمی گردد. مأموریت وی کاهش تنش میان بغداد و واشنگتن در بهار سال ۱۹۹۰ بود. در تابستان همان سال، صدام حسین کویت را اشغال و تهدید به اشغال عربستان سعودی نیز کرد و پس از آن روابط عربستان و عراق به کلی متحول شد.

عربستان بار‌ها ادعا کرده که حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ تنها منجر به پیشرفت منافع ایران در این کشور برای به قدرت رساندن یک نظام شیعی در عراق شده است. برای سال های بعد از این حمله سعودی‌ها در راستای عدم شناسایی و مشروعیت دادن به دولت عراق، از فرستادن سفیر به این کشور و باز کردن سفارت در آن خودداری کردند. حتی بعد از آنکه در نهایت عربستان اقدام به اعزام یک سفیر به عراق کرد، سال گذشته در پی اتهام زنی هایی به ایران از این کشور خارج شد.

در نتیجه بحق باید گفت، دیدار عادل الجبیر از عراق، یک شیفت اساسی و دراماتیک در رویکرد سعودی‌هاست. امید آن‌ها برای روابط نزدیک با دولت العبادی در عراق می تواند وزنه تعادلی اساسی در برابر نفوذ ایران در عراق باشد. البته با توجه به جمعیت زیاد شیعیان در عراق، سعودی‌ها هرگز نمی توانند هم سطح ایران در عراق صاحب نفوذ و اثرگذاری باشند، ولی در نهایت می توانند بخشی از نفوذ خود را در این کشور اعمال کنند.

سفر عادل الجبیر، گونه‌ای از پذیرش دیرهنگام واقعیت از سوی عربستان بوده است. برای آن‌ها این امر مسجل شده که جمعیت سنی عراق در آینده نزدیک قادر به در دست گیری حکومت نخواهند بود؛ واقعیتی که البته سعودی‌ها تا کنون از پذیرش آن سر باز می زدند.

نشست سران اتحادیه عرب در پایتخت اردن برای پادشاهی سعودی یک نشست و اجلاس بسیار مهم است. عربستان می خواهد در این نشست، اتحاد کشورهای عرب و حمایت آن‌ها از ملک عبدالله پادشاه اردن را ـ که یک متحد اصلی و نزدیک به سعودی‌ها در منطقه است ـ نشان دهد. متحدی که البته در داخل و خارج با چالش‌های زیادی روبه رو است. به نظر می رسد که تور آسیایی ملک سلمان و رهیافت منعطف دیپلماتیک سعودی‌ها در رابطه با عراق، سنگ‌های زیرین سیاست خارجی جدید سعودی‌ها برای یک تحول بزرگ در نشست ۲۷ مارس در اردن است.


tabnak-adv
tabnak-adv
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: