۶۲۸۱بازدید
کد خبر: ۶۷۳۶۰۸
تاریخ انتشار: ۱۴ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۴:۴۷ 04 March 2017
امتیاز خبر: 84 از 100 تعداد رای دهندگان 6281
محسن رضایی «فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس پس از خروج از این نهاد انقلابی با حکم مقام معظم رهبری، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام شد». او یکی از راویان هشت سال دفاع مقدس است؛ از این رو رسانه ها در سالگرد دفاع مقدس به سراغ او می روند و از ناگفته ها و خاطرات سردار سپاه سؤال می کنند. رضایی از مرحوم آیت الله واعظ طبسی هم خاطرات جالبی دارد، از این رو وقتی در جریان انتشار ویژه نامه قدس قرار گرفت، وقتی برای انجام گفت‌وگو اختصاص داد. به دفتر دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام دعوت شدیم، قبل از آغاز رسمی گفت وگو روندی از فعالیت هایی که برای انتشار ویژه نامه صورت گرفت تشریح کردیم و سپس گفتگو آغاز شد. او از همان ابتدا خاطرات جالبی از تولیت فقید آستان قدس رضوی و عملیات والفجر 8 بیان کرد و در پایان هم از علمای مشهد خواست تا با تولیت آستان که از جوانان انقلاب محسوب می شود همکاری کنند تا او بتواند مطالبات مقام معظم رهبری را اجرا کند. آنچه میخوانید گفتگو با محسن رضایی است

آقای دکتر رضایی با تشکر از وقتی‌که به ما برای انجام این گفتگو اختصاص دادید، به عنوان سؤال نخست، بفرمایید نقش مرحوم آیت الله واعظ طبسی در قبل و بعد از انقلاب چگونه بود و جنابعالی چه زمانی با ایشان آشنا شدید؟
 
یاور معنوی فرماندهان دفاع مقدس: کاروان کمک‌رسانی به جبهه‌ها را تا دروازه شهر بدرقه‌ می‌کردحضرت آیت الله طبسی از چهره های مؤثر در پیروزی انقلاب اسلامی و از یاران نزدیک حضرت امام و از افراد مؤثر در دفاع مقدس بودند. بنده سعی می کنم هریک از این موارد را توضیح دهم. یکی از ویژگی های انقلاب ما نسبت به سایر انقلاب‌ها، مردمی بودن آن بود. برخلاف مارکسیست ها که تشکیلاتی و یا لیبرالها که انقلابشان حزبی بود، انقلاب اسلامی مردمی است، فلذا استانها و اقوام نقش مؤثری در انقلاب داشتند. اگر بخواهیم بدانیم انقلاب اسلامی چگونه مردمی شد باید به سراغ چهره هایی برویم مثل آیت الله طبسی در خراسان، آقای صدوقی در یزد، آقای طاهری اصفهانی در اصفهان و شهید مدنی در همدان و آذربایجان؛ این چهره ها انقلاب اسلامی را مردمی کردند. آیت الله واعظ طبسی هم در کنار مقام معظم رهبری و شهید هاشمی نژاد نقش اساسی در نهضت خراسان داشتند. عملاً هر استانی به شکلی انقلاب را پیگیری میکرد؛ یعنی مراسم هایی برگزار میکردند و اعلامیه های امام پخش میشد. آیت الله واعظ طبسی در بسیج توده های مردم خراسان بزرگ در انقلاب نقش بسیار مؤثری ایفا کردند. آیت الله طبسی در سبک و سیاق حضرت امام که انقلاب را مردمی کرد نقش مؤثری بر عهده داشت. قبل از دفاع مقدس بنده با ایشان در حوادث منافقین (ترورها و انفجارهایی که در مشهد مقدس انجام میدادند) آشنا شده بودم و به عنوان مسئول اطلاعات سپاه (قبل از فرمانده شدن در سپاه) ارتباط داشتیم. ما برای حفاظت آیت الله طبسی خیلی اصرار کردیم که ایشان محل سکونتشان را تغییر دهند، چون منزل ایشان در کوچه ای واقع شده بود که تروریست ها به راحتی می توانستند کمین و ایشان را به شهادت برسانند؛ اما آقای طبسی تا آخر زیر بار نرفت و در همان خانه باقی ماند.

اگر موافق باشید وارد بحث همکاری هایی که آیت الله واعظ طبســی در دوران دفاع مقدس با فرماندهان و رزمندگان داشتند، شــویم. بفرمایید رابطۀ معنوی فرماندهان دفاع مقدس به ویژه حضرتعالی با حرم رضوی و مرحوم آیت الله واعظ چگونه بود؟ آیا می توان از حرم رضوی به عنوان تقویت کنندۀ روحی فرماندهان دوران جنگ نام برد؟

در دوران دفــاع مقدس، ارتباط معنوی فرماندهان با بارگاه ملکوتی حضرت رضا (علیه الســلام) بی نظیر بود. در شرایط سخت جبهه ها، فرماندهــان به پــروردگار متعال توکل می کردند و بــه ائمة اطهار (علیهم السلام) توسل می جستند و معمولاً این مهم از دو طریق انجام می شد؛ از طریق مراسم هایی عبادی معنوی که در خود جبهه ها برپا می شد و نیز استمداد از محضر مبارک حضرت امام رضا (علیه السلام) و زیارت بارگاه آن حضرت. بارها این موضوع در دوران جنگ اتفاق افتاد که عملیات بدر یکی از این اتفاقات بود. در اسفندماه سال 63 ما فرماندهان را خدمت حضرت امام آوردیم، همچنین با آ نها با هواپیما به مشهد مشرف شدیم. بنده به آقای طبسی گفتم این عملیات برای ما ســخت است، چون در خیبر هم موفق نشدیم، قبل از آن هم مشکلاتی در عملیات رمضان و والفجر مقدماتی داشتیم، از این رو با فرماندهان آمده ایم از حضرت رضا (علیه السلام) استمداد بگیریم. با عنایت و دستور ایشان (آیت الله واعظ طبسی) بعد از شست وشوی حرم مطهر، فرماندهان به زیارت حضرت رضا (علیه السلام) مشرف شدند. معنویت و نورانیتی خاص در مراسم زیارت بود، بعضی از فرماندهانی که در آن برنامه حضور داشتند شهید شدند، مثل آقای مهدی باکری یا آقای جعفرزاده که در آنجا به طور بی سابقه ای منقلب شده بودند. آقای طبسی هم قبل از تشرف فرماندهان، سخنرانی و بعضی از کرامات حضرت رضا (علیه السلام) را برای فرماندهان بیان کردند که سخنرانی ایشان هم در تقویت روحی و معنوی فرماندهان خیلی مؤثر بود. البته آقای طبسی هم به شدت تحت تأثیر قرار گرفته بودند و سال ها بعد، از آن دیدار با خاطره ای خوش یاد می کردند. از مشــهد به تهران برگشــتیم و از تهران هم به منطقه رفتیم و عملیات «بدر» آغاز شد. عملیات بدر از عملیات های مؤثر و تعیین کنندۀ جنگ بود. حوادثــی در عملیات اتفاق افتــاد که اگر عنایت حضرت رضا (علیه الســلام) نبــود، ممکن بود ما چندهزار نفر اســیر می دادیم کــه وارد آن بحث نمی شوم؛ چراکه مربوط به عملیات و جنگ است و سخن به درازا می کشد.

خاطــرۀ دیگری که از ایشان داریم مربوط به عملیات والفجر 8 است. در عملیات والفجر 8 یکی دو روز قبل از عملیات، به ذهن من آمد که چون داریم وارد کشور عراق می شویم ممکن است این تداعی به وجود بیاید که ایران به دنبال اشغالگری است؛ از طـرف دیگر عبور از رودخانــة اروند را داشتیم که بعضی از جاها عرض رودخانه به دوهزار متر می رسید؛ بر این اساس، نیاز به تکیه گاه معنوی داشتیم. به ذهنم رسید که خوب است به اولین فرمانده ای که از رودخانه عبور می کند پرچم حضرت رضا (علیه السلام) را بدهیم، وقت هم کم بود. با آیت الله طبسی تماس گرفتم و از ایشان خواستم در اسرع وقت پرچم گنبد حضرت امام رضا (علیه السلام) را برای ما بفرستند. ایشان هم محبت کرده و فرستادند. چند ساعت قبل از صدور فرمان عملیات، تنی چند از خدام آستان قدس رضوی با پرچم بارگاه حضرت رضا (علیه الســلام) به قرارگاه ما رســیدند. من و فرماندهان وقتی در قرارگاه، پرچم حضرت رضا (علیه الســلام) را دیدیم سخت منقلب شدیم. فضای معنوی خاصی در قرارگاه، حاکم شد و ما آن را به فال نیک گرفتیم و سریعاً آن را با نامه ای مکتوب برای آقای مرتضی قربانی فرماندۀ لشکر 25 کربلا که اولین یگان عبورکننده از رودخانه بود و قرار بود خط را بشکند و به فاو وارد شود، فرستادم. البته همان شــب حادثة عجیبی برای لشــکر به وجود آمد؛ بیش 400-500 غــواص در حال عبــور از رودخانه بودند که روبه روی آن ها نورافکنی روشــن شد. سر غواص ها بالای آب بود و اسلحه هم همراه داشــتند. آقای مرتضی قربانی با من تماس گرفت که چه کار کنیم، دشمن دارد تیراندازی می کند و من نگرانم همة بچه ها شهید شــوند. یک لحظه به ذهنم آمد و به او گفتم بگویید حتی یک نفر هم تیرانــدازی نکند. دلیلش هم این بود کــه بچه های ما هم باید شــنا می کردند و بر جریان جزر و مد رودخانه غلبه می کردند و هم می خواستند تیراندازی کنند؛ ممکن بود مشکل ایجاد شود. به ذهنم آمد شاید دشمن ادامه ندهد. بعد از مدتی مرتضی با بی سیم تماس گرفت و گفت نورافکن خاموش شد. رزمندگان خط دشمن را شکستند و از ساحل وارد شهر شدند و پرچم را بر فراز منارۀ مسجد فاو نصب کردند. فردا که فرماندۀ عراقی اسیر شــد و او را به قرارگاه آوردند، پرسیدیم غواص ها را می دیدید؟ گفت «نه». گفتیم پس چرا نورافکن را روشن کردید؟ گفت دو هفته ای بود از ستاد کل عراق تقاضای ژنراتور کرده بودیم که آن شب تست کردیم و بعد خاموش کردیم.

علاوه بر روابط معنوی، آستان قدس و جناب آقای واعظ طبسی از حیث مالی به جبهه ها کمک می کردند و پس از جنگ نیز برای بازسازی مناطق جنگ زده همچون خوزستان که آســیب جدی دیده بود مؤثر واقع شــدند. در این باره اگر نکته ای دارید، بفرمایید.
 
در زمان جنگ کاروان های فراوانی از خراسان می آمد. بسیاری از این کاروان های کمک رسانی با عنایت آیت الله واعظ طبسی فراهم و ایشان آن ها را تا دروازۀ شــهر بدرقه می کرد. مــردم هم وقتی کاروان های کمک رسانی آستان قدس را می دیدند انگیزۀ بیشتری پیدا می کردند و کمک های بیشتری می کردند؛ به همین جهت، کاروانی که از طرف آستان قدس راه می افتاد با استقبال مردم روبه رو می شد. این نکته هم باید گفته شود که آیت الله طبسی از جنگ زدگان نیز حمایت می کرد. ایشــان از نظر غذا و اســکان، پیگیر حل مشــکلات جنگ زدگان بودند و بعد از جنگ هم در بازسازی مناطق تلاش می کردند، چه به وسیلة شرکت هایی که متعلق به آستان قدس بود (که آن ها کار پیمانکاری انجام می دادند) و چه از نظر منابع مالی.

بعد از جنگ آیا روابط صمیمانۀ ســپاه و حضرتعالی با آیت الله واعظ طبسی ادامه پیدا کرد؟
 
بعد از جنگ هم تا زمانی که فرماندۀ سپاه بودم ارتباطمان با آیت الله واعظ طبسی همچنان برقرار بود. به خاطر دارم رزمایشی در مشهد برگزار کرده بودیم که ایشــان را دعوت کردیم و ایشان هم شرکت کردند. البته آیت الله واعظ طبســی به دلیل مشکلی که در ناحیة پا داشتند معمولاً به ندرت در مراسم های عمومی و در برنامه های نظامی حضور پیدا می کردند. به یاد دارم وقتی خدمت مقام معظم رهبری عرض کردم که آیت الله طبسی را به رزمایش دعوت کردیم و ایشان هم حضور پیدا کردند، حضرت آقا خیلی خوشحال شدند و فرمودند «خوب کاری کردید». بعد از فرماندهی ســپاه هم وقتی به مجمع تشــخیص آمدم، ارتباطمان با ایشان خیلی بیشتر شد؛ چون ایشان معمولاً بنا داشت در جلسات مجمع شرکت کند. یک بار محضر مقام معظم رهبری بودیم (جلسه مجمع بود)، مرحوم آقای هاشمی گفتند آقای طبسی بیشتر در جلسات مجمع شرکت کند. من گفتم غیبت آقای طبســی از بقیه کمتر اســت. آقای طبسی از من تشکر کرد و گفت خوب شد شما از من دفاع کردید. من گفتم ما همیشه مدافع شما بوده و هستیم. ایشان مرتب در جلسات مجمع شرکت می کردند، با اینکه سفر از مشهد به تهران و بالعکس برایشان سخت بود.

قبل از اینکه مرحوم آیت الله واعظ طبسی به کما بروند شما دیداری با ایشان داشتید؟
 
بله. فکر می کنم حدود یک ماه قبل از این اتفاق خدمتشان رسیدم. ایشان چون عمل جراحی کمر انجام داده بودند، ملاقات برایشان خیلی سخت بود؛ اما خیلی لطف کردند و حتی فرمودند که من مدتی است به دفتر نیامــده ام، فقط چند روز قبل برای ملاقات با آیت الله صافی گلپایگانی آمده ام و امروز هم برای ملاقات با شــما. در آن دیدار در ارتباط با مسائل سیاسی کشور و موضوعات مجمع تشخیص صحبت کردیم. گفتم فشار به رهبری زیاد است جنابعالی کمک کنید. گفتند چه کنیم؟ گفتم شــما با بعضی از آقایان همچون آیت الله هاشمی و بعضی دیگر صحبت کنید. آقای طبسی استقبال کردند و گفتند قرار است آقای هاشمی بیایند مشهد، حتماً با ایشان صحبت خواهم کرد. ایشان بااینکه در مشهد حضور داشتند اما نسبت به مسائل تهران و وضعیت سیاسی کشور خیلی حساس بودند و پیگیری هم می کردند و چون شخصیت ها عموماً برای زیارت به مشهد سفر می کردند، فرصت خوبی برای گفت وگو فراهم می شد.

آقای دکتر رضایی، ولایت پذیری و موضع گیری مرحوم آیت الله واعظ طبسی در فتنۀ 88چگونه بود؟ این سؤال ازاین جهت مطرح می شود که برخی تلاش کردند ایشان را به نفع خود و جریان متبوعشان مصادره کنند. نظر جنابعالی چیست؟
 
آیت الله طبســی نسبت به حفظ صولت نظام، حساس و با رهبری نیز ارتباط عاطفی و اعتقادی داشــتند؛ ازاین رو به هیچ وجه حاضر نبودند کوچک ترین آسیبی به نظام و رهبری وارد شود. البته نسبت به گروه های سیاســی نظراتی داشتند، اما در دفاع از رهبری هیچ تردیدی به خود راه نمی دادند، ازجمله موضع گیرهای ایشــان در فتنه و نسبت به فتنه گران بسیار شــفاف و روشن بود و به موقع موضع گیری می کردند و حاضر نبودند خدشــه ای به اقتدار نظام و رهبری وارد شود.

اگر اجازه دهید محورهای پایانی گفت وگو به آســتان قدس و خدمات تولیت فقید و تولیت جدید اختصاص پیدا کند. خدمات مرحوم آیت الله واعظ طبسی در آستان قدس را چگونه ارزیابی می کنید؟
 
آیت الله واعظ طبسی نسبت به بارگاه حضرت رضا (علیه السلام) خیلی عاشقانه کار می کرد، حتی ســال های آخر عمر ایشان که به شدت از بیمــاری رنج می بردند، در کار خدمت به بارگاه منور حضرت رضا (علیه السلام) هیچ کم نمی گذاشتند و با همان دردی که بدنشان را فرا گرفته بود در جلسات آستان قدس و از غبارروبی گرفته تا سایر امور شــرکت می کردند؛ بنابراین، این تعبیر که «آیت الله طبسی در زمرۀ عاشق ترین خادمان حضرت رضا (علیه السلام) بودند» مبالغه نیست.

به عنوان سؤال پایانی، نظر خود را دربارۀ تولیت جدید و اقداماتی که در این مدت صورت گرفته بفرمایید.
 
جناب آقای رئیسی شروع خوبی داشته اند؛ از یک سو رسیدگی به محرومین و مســتضعفین و از سوی دیگر، رسـیدگی به زوار و سروسامان دادن به خدمات آن ها، ضمن اینکه در بُعد فرهنگی هم کارهای خوبی شروع شده و امیدواریم تقویت و استمرار یابد. ان شاءالله با همکاری علمای بزرگوار مشــهد و حوزۀ بزرگ خراسان، ایشان در تحقق انتظاراتی که مقام معظم رهبری دارند موفق شوند. جناب آقای رئیســی چهره ای انقلابی و خوش سابقه اند. البته آستان قدس مجموعة بزرگ فرهنگی است، مشهد پایتخت فرهنگی جهان اسلام قلمداد شده است؛ بنابراین آستان قدس باید محور و کانون این پایتخت باشد، ازاین رو مسئولیت سنگینی بر دوش تولیت محترم این آســتان است. امیدواریم ایشان با عنایت خاص حضرت ثامن الحجج (علیه السلام) بتوانند رهنمودها و انتظارات مقام معظم رهبری که در حکم ایشان تصریح شده را به نحو شایسته ای جامة عمل بپوشانند.
 
 این گفت و گو نخستین بار در ویژه نامه روزنامه قدس منتشر شده است.
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: