tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
۳۹۸۴بازدید
کد خبر: ۶۶۰۹۵۹
تاریخ انتشار: ۱۰ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۳:۴۷ 29 January 2017
امتیاز خبر: 84 از 100 تعداد رای دهندگان 3984

حادثه پلاسکو جدا از همه تلخی ها و اخبار ناراحت کننده ای که به جامعه تزریق کرد، بار دیگر بستری شد تا برخی رفتارهای زشت و زیبای اجتماعی در صحنه عمل ظهور پیدا کند؛ رفتاری مثل همدردی بخش قابل توجهی از افراد جامعه با خانواده قربانیان که از جمله رفتار ارزشمند پس از حادثه بود و رفتاری مثل تجمع بیش از حد مردم در محل و مزاحمت آنها برای نیروهای امدادی که امری نکوهیده بود و به شدت مورد نقد قرار گرفت.

به گزارش «تابناک»؛ حادثه پلاسکو بار دیگر نشان داد که در میان مردم و مسئولان ایرانی همت بالایی برای پیشگیری از بحران وجود ندارد و در موقع حادثه نیز مدیریت بحران با دردسرهای فراوانی رو برو است. جدا از این ها گرایش اندک بخش زیادی از افراد جامعه در رعایت اصول ایمنی و بیمه کردن خود و محیط کار که در این حادثه آشکارا خسارات جبران ناپذیرش آشکار شد از دیگر ابعاد اجتماعی و البته فرهنگی ماجرا بود.

برای بررسی ابعاد اجتماعی و فرهنگی حادثه پلاسکو و درس هایی که از آن می توان گرفت، «تابناک» به سراغ «دکتر داوود پرچمی» جامعه شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی رفت.

آنچه در ادامه می خوانید مشروح این گفت و گو است:

آقای دکتر باسلام و عرض خسته نباشید؛ همانطور که می دانید و بارها در خبرها آمد، ساختمان پلاسکو فاقد استانداردهای لازم ایمنی بود و البته این فقط مشکل این ساختمان نیست. برای شروع بفرمایید، چرا ما ایرانی ها کم تر به رعایت نکات ایمنی در زمینه های مختلف مثل خانه، ماشین، استفاده از ابزار آلات و...توجه می کنیم؟

در ابتدا لازم است به خانواده قربانیان تسلیت بگوییم و از تلاش بی وقفه تمام دست اندرکاران، آتش نشانی، شهرداری، پلیس انتظامی و راهور، اورژانس و بیمارستان ها و دیگر سازمان های مشارکت کننده در این حادثه بزرگ و غم انگیز که تلاش کرده اند از عمق حادثه کاسته شود تشکر و قدردانی کنیم چرا که اگر این خدمات و تلاش ها نبود بی شک با تلفات بیشتری روبرو بودیم.

وقوع این گونه حوادث همیشه و در همه جوامع محتمل و ممکن است ولی آنچه مهم است اعمال تدابیر لازم برای کاهش وقوع این حوادث، چگونگی اداره عملیات و بحران های ناشی از آن و اقدامات پیشگیرانه و جبرانی بعد از آن است.

اینکه ما کم تر نکات ایمنی را رعایت می کنیم خصلت فرهنگی ما ایرانی ها نیست این امر محصول شرایط اجتماعی است که ما در آن زندگی می کنیم. این ادعا که ما ایرانی ها کمتر به نکات ایمنی توجه داریم نیاز به بررسی مقایسه ای دارد.

یکی از شاخص های توسعه ضریب نفوذ بیمه و تأمین اجتماعی است. ضریب نفوذ بیمه در ایران به نزدیک 2 درصد است که کمی بالاتر از میانگین خاورمیانه (1.7درصد) قرار گرفته اما با میانگین جهانی که حدود 6.5 درصد است، فاصله بسیار دارد.

این شاخص ها متناسب با شرایط اقتصادی جامعه ما قابل تفسیر هستند. برای مثال درآمد سرانه کشورهای اروپایی که دارای ضریب نفوذ بیمه بالایی هستند تقریبا 4 تا 6 برابر درآمد سرانه ماست، بنابراین مقایسه باید در همه زمینه ها صورت گیرد.

در مورد ساختمان پلاسکو آمارهای متفاوتی بیان می شود براساس یکی از آمارها کارگران 288 واحد از 560 واحد بیمه هستند که تقریبا 6/51 درصد و تقریبا 210 واحد بیمه هم بیمه آتش سوزی داشته اند که تقریبا 37 درصد است. هرچند این ارقام خیلی رضایت بخش نیست اما وضعیت بگونه ای نیست که بگوئیم ایرانی ها چنین خصلتی دارند. این وضعیت ناشی از شرایط اقتصادی و اجتماعی ماست که درباره آن لازم است بیشتر صحبت کنیم. اگر منظور این باشد که کمتر در این زمینه هزینه می کنیم می توان تحلیل هایی را ارائه داد اما نظر قطعی در این باره نیازمند مطالعه دقیق علمی و تطبیقی است.

-آقای دکتر بیشتر من به دنبال این مسئله هستم که چرا در جامعه ما میل به بیمه شدن و رعایت نکات ایمنی در حد قابل قبولی نیست؟ شما ببینید همین بستن کمربند ایمنی و یا بیمه شخص ثالث ماشین، اگر الزام های قانونی نباشد، بسیاری از افراد آن ها را رعایت نمی کنند؟

اساسا یکی از مشکلاتی که امروز گریبان جامعه ما را گرفته و از آن غفلت می شود آن است که سیاست گذاری اجتماعی بگونه ای است که آموزش برای زندگی سالم در ابعاد مختلف آن ارائه نمی شود و یا کم ارائه میشود. آگاهی مردم در برخی زمینه ها بخصوص در امور حقوقی کم است، بخشی دیگر هم به ناکارآمدی نظام تأمین اجتماعی و در مقابل گران و پرهزینه بودن آن برمی گردد. که در ادامه بیشتر درباره آن صحبت می کنیم.

به نظر می رسد سیاست گذاری بخش فرهنگ در جامعه بگونه ای است که بجای اداره جامعه مبتنی بر اخلاق به دنبال اداره جامعه مبتنی بر قانون هستیم. این جمله به معنای تقابل اخلاق و قانون نیست. اما قانون و اخلاق با هم یکی نیستند، اخلاق از پشتوانه میل و اراده درونی برای رعایت برخوردار است و همچنین نظارت بر آن نظارت درونی و غیر رسمی است که از سوی خود مردم اعمال می شود.

در حالی که قانون علی الاصول نیازمند نظارت بیرونی رسمی است و عدم رعایت آن مجازات درپی دارد. اگر اخلاق در جامعه ضعیف شود قانون هم رعایت نمی شود. قانون به دلیل ترس از مجازات رعایت می شود در حالی که اخلاق برای کسب پاداش که عمدتا پاداش معنوی است و موجب خودشکوفایی و رضایت دورنی می گردد رعایت می گردد.

بعلاوه از آنجا که عموماً قوانین برای حفظ منافع قدرتمندان تنظیم م یشود و رعایت آنها از سوی دیگر نه تنها منافعش را تأمین نمی کند بلکه به زیان این طبقات است، میل درونی رعایت آنها را کم می کند. امروز قواعد بیمه و مالیات کشور از چنین تفسیری برخوردار است. نظام قانون گذاری و نظام فرهنگی ما به جای تلاش برای اخلاق شدن قوانین در پی قانون کردن اخلاقیات است و این امر برای اداره جامعه مشکلاتی ایجاد می کند.

-در کاهش میل جمعی افراد جامعه به رعایت اصول ایمنی و بیمه به دلایل دیگری هم می توان اشاره کرد؟

از جمله عوامل دیگری که می توان به آن اشاره کرد، کوتاهی برخی کارفرمایان و هیئت مدیره و حتی کوتاهی خود کسبه و کارکنان این ساختمان در مطالبه ارتقاء سطح امنیت است. ما در شرایطی هستیم که نظام کنترل اجتماعی تضعیف شده، کنترلی درونی و کنترل غیررسمی ضعیف و کنترل رسمی نیز به دلائل مختلف از جمله وجود فساد نا کارآمد است.

البته باید توجه داشت که نظام تامین اجتماعی و رفاه و بیمه در کشور ناکارآمد و پرهزینه است. متاسفانه به جای آنکه به عنوان یک امر تسهیل گر و ارتقاء دهنده رفاه در کشور باشد به عنوان یک بخش اقتصادی سود آور نگریسته میشود.

از مهم ترین مشکلات کشور غلبه تحلیل های سیاسی در همه امور و بهره برداری جناحی از آنهاست. این امر موجب شده عدم دست یابی به واقعیت و سختی یافتن راه حل برای مشکلات شده است. در واقعه پلاسکو عده ای با رویکردی سیاسی به دنبال دستگاهی هستند که کوتاهی کرده، یکی شهرداری را مقصر جلوه می دهد و یکی وزارت رفاه را و دیگری جایی دیگر.

درست است که دستگاه های نظارتی باید در این موارد ایفای نقش کرده و با کوتاهی های احتمالی برخوردهای سخت بکنند، اما نباید با گرایشات سیاسی با این پدیده ها برخورد کرد. در این موضوع خاص نباید نظام ارزش گذاری و هنجار فرست جامعه را نادیده گرفت.

-به نظر شمادر این حادثه و امثال آن برای نهادهای فرهنگی چه نقشی می توان متصور شد؟

من معتقدم، قصور دستگاه های فرهنگی کمتر از قصور دستگاه های اقتصادی و خدماتی نیست، سیاست گذاری در امور فرهنگی در کشور به سطحی نازل تقلیل یافته و کار تبلیغی جایگزین کار فرهنگی آن هم در چند مقوله صورت گرایانه شده است.

اگر به معنای عام فرهنگ را سبک زندگی با دوام و روش های ارضای نیازِ ماندگار بین چند نسل در یک واحد اجتماعی بدانیم، لازم است هنجارها و ارزش های متناسب برای سبک زندگیِ هدف، و آموزش های لازم برای درونی کردن آن و هزینه های درونی و بیرونی تخلف از آنها در ساختارهای اجتماعی و صورت عینی آن یعنی سازمان اجتماعی آن عینیت یابد.

آموزش و پرورش، صدا و سیما، رسانه ها و دانشگاه ها همه در وقوع چنین پدیده هایی سهم دارند. مردم ما کجا آموزش می بینند چطور از وقوع این وقایع پیشگیری کنند، و یا در این مواقع چطور رفتار نمایند.

در شرایطی که در تمام زمینه ها رشد نابهنجاری داریم، قاطعیتِ به هنگام دستگاه های نظارتی و برخورد سخت و خشن با نا بهنجاری ها امری ضروری است، هرچند در برخی از زمینه ها مانند فساد دیر هنگام شده است. ما نیازمند اجرای مانورهای آموزشی و آزمایشی برای وقایع طبیعی مانند زلزله و سیل و یا حوادثی مانند آتش سوزی هستیم که بطور منظم در مراکز پر جمعیت، مدارس و دانشگاهها، بیمارستانها و امثالهم به اجرا درآیند. این درحالی است که ما آنقدر دانش و تجربه و منابع داریم که بتوانیم بهتر از این امور را اداره کنیم.

از سوی دیگر شرایط در کشور بگونه ای مدیریت می شود که مطالبه گری منفعل رو به تزاید است. در سال های اخیر ما شاهد آن هستیم که مطالبه گری بدون مشارکت و بدون قبول سهم از طرف مردم رو به گسترش است، به عبارتی دیگر سطح توقعات را بدون تعیین و قبول سهم و نقش آفرینی مردم افزایش می دهیم.

لازم است هنجارهای اداره جامعه یعنی قوانین و مقررات بگونه ای باشد که مردم حق مطالبه را همراه با مشارکت و قبول مسئولیت در حل مشکلات پیدا کنند.

-فارغ از فرهنگ عمومی جامعه، به نظر شما تخصص و مهارت مدیران در مقابله با بروز چنین حوادثی چقدر مهم است؟

سئوال خوبی است، در اینجا لازم است اشاره کنیم در موسم انتخابات های مختلف جریان های سیاسی و برخورداران از رسانه ها و مدیریت افکار عمومی برای کسب قدرت، با وعده و عید کسانی را روانه محافل تصمیم سازی و تعیین قواعد و هنجارها می کنند که از دانش و تجربه و توانایی لازم برای تدوین و ترسیم چگونگی اداره جامعه برخودار نیستند و بدتر از آن مردم در این مواقع تسلیم فضای حاکم بر انتخابات می گردند، در نتیجه ما با چنین مواردی مواجه می شویم.

مثالی برای مطالبه گری منفعل این است که عده ای شعارهایی را مطرح می کنند، سطح انتظارات را بدون تعیین سهم برای مردم بالا می برند و بعد از انتخابات هم چون امکان اجرا ندارند و یا از اول قصد آن را نداشته اند، موجب نارضایتی مردم می شوند.

این نارضایتی خود مانع تمکین از قوانین می شود. فساد هم که وجود دارد بنابراین ناظران رسمی هم ناکارآمد می گردند و ما هر ازگاهی شاهد چنین وقایعی هستیم. متأسفانه الان رسیدگی به کسبه ساختمان پلاسکو خصلت انتخاباتی پیدا کرده چون نزدیک انتخابات است وعده هایی داده می شود ولی قواعد بگونه ای است که عملی شدن آن تا انتخابات بطول می انجامد. پس از انتخابات بخش عمده ای از وعده ها فراموش و عملیاتی نخواهد شد. این گونه رفتارها موجب بالا رفتن سطح توقع مردم و در نهایت موجب نارضایتی آنها از کل نظام خواهد شد.

-به نظر شما میان سیاست های دولت های مختلف و اراده جمعی مردم در رعایت اصول ایمنی و توجه به مسئله بیمه چه ارتباطی وجود دارد؟

بعد از جنگ با روی کار آمدن کارگزاران بجای آنکه آگاهی مردم را بالا ببریم تا خودشان آگاهانه انتخاب و عمل کنند، متوسل به قانون شده و اجبار بکار برده ایم و از آنجا که قدرت مندان در تنظیم قانون نقش داشته و منافع خود را دنبال می کنند کمتر مورد اقبال واقع می شود.

هزینه بیمه نسبت به خدماتی که می دهد و نسبت به وضع اقتصادی مردم بالاست. در حالی که باید از حمایت برخودار باشد به عنوان منبع درآمد به نگاه می شود. علاوه براین ساز وکار مبتنی بر بی اعتمادی آن دریافت خدمات را برای بیمه شده سخت و دور از دسترس می نماید که موجب عدم رغبت مردم در پذیرش ان می گردد.

برای مثال دولت می تواند هزینه برای ایمن سازی ساختمان های قدیمی را جز هزینه های مالیاتی بپذیرد. الان در موارد بسیاری شاهد هستیم که تأیید استاندارد صوری است مثلاً برای آسانسور، لازم است قوانین امکان برگشت و مجازات سنگین متخلف را در نظر بگیرند و به اطلاع مردم نیز برسانند. صرف بیان در روزنامه رسمی و یکبار قرائت در خبر کافی نیست. این نوع پدیده ها مانند برنامه سلامت پزشکی نیازمند آموزش و تکرار هستند.

بخشی از این مشکل نیز به متوجه برنامه ریزی شهری و عدم تناسب وسایل و امکانات شهرداری ها برای مواجه با این حوادت است. صرف نظر از انتقادات وارد به برنامه ریزی شهری و چگونگی بلند مرتبه سازی در شهرهای بزرگ گه خود عامل تشدید نابرابری اجتماعی و بویژه منطقه ای است و تناسبی با اهداف سایر بخش های نظام اجتماعی، بویژه با ادعاهای عدالت خواهانه مسئولین ندارد، وقتی که به هر دلیلی مجوز برج سازی داده می شود باید هزینه ایمن سازی و تأمین لوازم مورد نیاز آن برای چنین وقایعی به طور تصاعدی از برج سازان اخذ شود.

-بر اساس آمارهای متعدد اوضاع اقتصادی بخش زیادی از قشرهای اجتماعی به ویژه کارگران خوب نیست، به نظر شما این شرایط در کاهش میل ایرانیان به بیمه که امری هزینه بردار است، موثر نیست؟

علاوه بر مشکلاتی که نظام تامین اجتماعی دارد و قبلا اشاره شد. مشکلات اقتصادی کشور بویژه بیکاری، تورم و رکود که بطور مداوم آمارهای ناصحیح درباره بهبود آنها داده می شود، موجب شده که اولا کارگران چاره ای جز قبول شرایط کاری کارفرمایان که از زیر بار هزینه بیمه فرار می کنند نداشته باشند، گرانی و تورم در حدی است که امرار معاش روزانه برای مردم مهم است و ترجیح می دهد پول بیمه را صرف زندگی روزمره خود کنند.

از سوی دیگر شرایط اقتصادی و وضعیت بازار و کسب و کار بگونه ای است که کارفرمایان نیز به سختی امور خود را اداره می کنند لذا صرف نظر از بیمه مطلوب دو طرف شده است. علاوه بر این همانطورکه گفته شد چون بیمه ها خدمات ارزشمندی به مردم ارائه نمی کنند و اخذ خدمات از آنها بسیار سخت و پیچیده و کاملا مبتنی بر بی اعتمادی است و مبنای آنها کسب سود و درامد از مردم است و نه ارائه خدمات و ارتقاء تامین اجتماعی لذا تمایل مردم برای بیمه شدن بسیار کم است. مشکل دیگری که در اینجا قابل طرح است عدم وجود مرکز اطلاعات اقتصادی ملی است که اسم (مام) را بر نهاده ایم.

با توجه به عدم وجود اطلاعات دقیق از فعالیتهای اقتصادی نمی توان کنترل دقیقی بر فعالیتهای اقتصادی داشته و چگونگی بیمه و مالیات آن را کنترل نمود. از این طریق سهم بیمه پرداختی فعالان اقتصادی افزایش و توانایی نظام بیمه و تامین اجتماعی برای ارائه خدمات بیشتر و در نتیجه رضایت از آن و تمایل به مشارکت در آن نیز بیشتر خواهدشد. علاوه بر این فساد احتمالی در سرمایه گذاری های بیمه و تامین اجتماعی نیز عاملی برای تحلیل رفتن توانایی بیمه و تامین اجتماعی و ناتوانی در ارائه خدمات مطلوب خواهد شد.

-در رابطه با حادثه پلاسکو، یکی از مشکلات بزرگی که در فرایند امداد و نجات اولیه دیده شد، اجتماع بیش از اندازه مردم در خیابان جمهوری بود. به گونه ای که حتی سوار بر ماشین آتش نشانی می شدند و امر امداد رسانی را به شدت با مشکل مواجه کردند. به نظر شما چرا در مواقع بحران ما (شهروندان عادی) نمی توانیم، آنچنان که باید و شاید نقش مثبت و مفیدی در روند کاهش مشکل و هزینه بازی کنیم؟

ببینید عمق حادثه پلاسکو، ربطی به حضور مردم ندارد. متأسفانه امکانات لازم برای اطفای حریق در اختیار عزیزان آتشفشان نبوده و نیست. نه مردم و نه آتش نشا نها تصور نمی کردند ساختمان فرو بریزد. آنطور که عکس ها و فیلم های اول نشان می دهد به نظر می رسد ارتفاع نردبان به اندازه کافی نیست و این اطفای حریق در مرحله اول را با مشکل روبرو ساخته و موجب فرو ریختن ساختمان می شود. البته می پذیرم که نباید چنین جمعیتی در آنجا می بود.

اولین جنبه ای که نظر مردم را بویژه در فضای مجازی به خود جلب کرده پدیده حضور مردم در این نوع حوادث است. برخی شادمانه با ساختمان در حال سوختن سلفی گرفتند و برخی این عمل را بی تفاوتی اجتماعی نام نهادند. ضمن تأکید براینکه این ازدحام به دلیل مزاحمت برای نیروهای امدادی بد و ناپسند است اما واقعیت این است که عموماً مردم از سر کنجکاوی و عدم وقوف و عدم احتمال تبدیل آن به یک حادثه بزرگ، خود را مزاحم تلقی نمی کنند و در این مواقع در صحنه حاضر می شوند. داشتن خبر دست اول آن هم خود ناظر باشد برای خود فرد یک ارزش و پاسخی به حس کنجکاوی خود و مهم شدن برای دیگران است.

این بخش از مردم که عده زیادی هم نیستند با اموزش یاد می گیرند که دراین مواقع باید چگونه رفتار کنند، متأسفانه ما در نظام اموزشی خود اعم از نهاد آموزش و پرورش، رسانه ها و دیگر نهادهای فرهنگی به این نوع آموزش ها نمی پردازیم.

تغییر این نوع رفتارها نیازمند ارتقاء آگاهی برای مواجه با چنین وقایعی و همچنین انجام مانورهایی برای این منظور است. لازم است در این زمینه به مردم آموزش دهیم و معرفی سازمانهای ذیربط و علائم شناختی آنها از مردم بخواهیم در این نوع مواقع برای کمک در صحنه خود را با این مسئولان هماهنگ کنند. همین مردم اگر بتوانند هر کاری برای کمک به حادثه دیدگان انجام دهند بی شک کم نخواهند گذاشت.

-البته آقای دکتر بخش دیگری از شهروندان در این حادثه نقش مثبت و قابل تحسینی داشتند، نظر شما چیست؟

بله همین طور است، خوب است که مردم خود را توانمند در موثر بر حل مشکلات بدانند و برای کمک در عرصه هایی که نیاز است مشارکت کنند اما این حضور نیاز به آموزش و سازماندهی دارد. در همین حادثه شاهد صف های طولانی همین مردم نیز بودیم که با اعلان نیاز به گروه های خونی مختلف توسط مسئولین، در برابر پایگاه های انتقال خون جمع شده و برای خون دادن در نوبت ایستاده بودند.

پس از آن جلوه های زیبایی از همدردی با آتش نشانی و خانواده های آنها و با مسئولین و دست اندر کارن از خود نشان دادند. کمپین های مختلفی برای کمک به آسیب دیدگان شروع بکار کرده است. شاهد جلوه­ای از کنترل درونی و غیر رسمی در فضای مجازی در برخورد با سلفی بگیران و عدم انتشار عکس مجروحین و در گذشتگان این حادثه بودیم.

این حرکت مردمی تأییدی بر ضرورت اخلاقی اداره کردن مردم ونقش دادن به خود مردم است. اکنون شاهد حرکت هایی برای مقابله با مصرف کالای خارجی و مصرف کالای ملی هستیم. پس از این واقعه شاهد آن هستیم علیرغم آنکه شرایط ترافیکی ما اجازه نمیدهد مردم در مواقع لازم راه خودروهای فوریتی مانند آمبولانس و آتش نشانی را باز می کنند. اینها نشانه هایی از پیشرفتگی و توسعه مردم ایران است. رسانه ها باید این جلوه ها را بزرگ و از فضای بوجود آمده برای تثبیت این رفتارها استفاده کنند. در همه جوامع اندازه ای از انحراف از هنجارها وجود دارد مهم این است که اولا این اندازه کوچک و جمعیت کمی را دربر گیرد و دوما نظام کنترل اجتماعی غیر رسمی یعنی خود مردم آن را کنترل نمایند ایندو با هم نشانه سلامت و پویایی جامعه است.

-همانطور که اشاره کرید، موضوع تلفن های همراه پیشرفته و میل برخی شهروندان به گرفتن عکس سلفی حتی با مصیبت و بلای دیگران نیز از دیگر دردهای اجتماعی است. چرا اینگونه است؟ چه باید کرد؟

پدیده سلفی گرفتن پدیده ای جهانی است. این اتفاق در همه جا می افتد. در مواردی افراد خود را موثر نمی دانند و نمی توانند پیش بینی کنند که در انتهای یک رویداد ممکن است اتفاق تلخ و مصیبتی روی دهد. شما اگر سلفی دیدید در ابتدای ماجراست لحظاتی که طبقات بالا آتش گرفته و عکسان اولا تصور نمی کنند که به چنین مصیبتی برای دیگران تبدیل شود.

ثانیا دراین مواقع نمی دانند چگونه می توانند کمک کنند. مردم ایران اگر بدانند حتما کمک خواهند کرد. برخی مواقع بدلیل نبود شرایط است وقتی ما در ترافیکهای سنگین زندگی می کنیم که در خیابان با سه خط کشی 4 یا 5 ردیف خودرو حرکت می کند و خودرو فوریتی بیاید مردم جایی ندارند که راه باز کنند نباید از مردم انتظار زیادی داشت.

باتشکر از وقتی که در اختیار «تابناک» قرار دادید، به عنوان سئوال پایانی بفرمایید در کشور ما و در بخش اجتماعی چه نقیصه های در بحث برخورد با حوادث و بحران­ها، وجود دارد و برای رسیدن به نقطه مطلوب چه اقداماتی باید مورد توجه باشد.

به نظر بنده از مهمترین مشکلات کشور که مادر بسیاری از معضلات است نابرابری اجتماعی و ساختی شدن آن و به تبع آن مادی شدن ارزش هاست. در بعد فرهنگی نیز یک دوگانگی فرهنگی بین فرهنگ ایرانی اسلامی انقلابی و فرهنگ عاریتی مبتنی بر مدرنیته وجود دارد، اولی در روش و دومی در محتوا ظرفیت تحقق یک نظام پیشرفته در بخشهای مختلف زندگی ندارند. تجدید نظر در سیاست گذاریهای اجتماعی و برنامه ریزی های فرهنگی و اتخاذ روشهای مناسب برای پیشرفت فرهنگی با محتوای فرهنگ ایرانی اسلامی انقلابی، فارغ از بسنده کردن به صورت گرایی صرف، آموزش و اجتماعی کردن و جامعه پذیری اعضای جامعه، نقش دادن به خود مردم و نظارت قوی با مجازات سنگین برای تخلفات می تواند در تغییر شرایط موثر باشد.

در پایان با عرض تسلیت مجدد با بازماندگان در گذشتگان این حادثه بویژه آتش نشانهای جان برکف که امنیت جانی و مالی ما را تأمین می کنند از سایت تابناک برای این فرصت تشکر و قدردانی می کنم.

tabnak-adv
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: