tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
جنایتی محیطی زیستی که خساراتش نمایان شد!
کد خبر: ۶۵۶۶۳۱
تاریخ انتشار: ۲۷ دی ۱۳۹۵ - ۱۶:۵۹ 16 January 2017
امتیاز خبر: 86 از 100 تعداد رای دهندگان 4393

تالاب و دریاچه های داخلی را باید نقطه پایان حوضه های آبریز گوناگون متصور شد که  پذیرای منابع آبی رودهای فصلی و دائمی یک حوضه  به عنوان آخرین مقصد هستند. چرخه زیست محیطی و فرایند طبیعی جریان منابع آب سطحی تا بوده به همین روال بوده است و اگرچه در بیشتر موارد مناطق پایین دستی حوضه آبریز از کیفیت بارندگی خوبی برخوردار نیستند اما به دلیل وجود این تالاب و دریاچه ها وضعیت مطلوبی برای حیات انسانی، گیاهی و جانوری داشته اند.

از جمله کارکردهای مهم و بی نظیر تالاب ها می توان به تلطیف و خنک کردن هوای مناطق همجوار و نیز ایجاد شرایط مناسب برای فعالیت اقتصادی انسان ها مثل ماهیگیری، صنایع دستی، دام داری و کشاورزی اشاره کرد.

چند سالی هست که تحت تأثیر عوامل مختلف، در اکثر تالاب ها و دریاچه های داخلی کشور شاهد بروز مشکلاتی هستیم که از مهم ترین آن می توان به خشک شدن، حذف منابع آب ورودی، از بین رفتن حیات جانوری و گیاهی و به تبع آن نابود شدن مشاغل انسانی وابسته این اکوسیستم های طبیعی اشاره کرد.

مروری بر وضعیت تالاب های ایران نشان از فراگیر بودن این مشکل دارد و بسیاری از مناطق پایین دستی حوضه های آبریز داخلی کشور با مشکلات جدی آبی رو به رو هستند.

از جمله تالاب هایی که تحت تأثیر عواملی مثل کاهش نزولات جوی و دخل و تصرف انسانی با مشکلات جدی رو به رو و در ادامه  با بی توجهی مسئولان به کلی خشک شد، تالاب بختگان در استان فارس است؛ تالابی که جدا از کارکردهای زیست محیطی در شکل گیری تمدن باستانی ایران نیز نقش ویژه ای داشته  و حالا به دلیل خشکی اثرات نامطلوبی را برای منطقه به بار آورده است که در ادامه به تفصیل به آنها پرداخته می شود.

تالاب بختگان

تالاب بختگان که در گذشته به دلیل وسعت زیاد به آن دریاچه بَختِگان نیز گفته می شد، دومین دریاچه بزرگ و داخلی کشوردر استان فارس و شمال شهرستان های استهبان و نی ریز بود که هم اکنون کاملاً خشک شده ‌است. این تالاب زیستگاه زمستانه پرندگانی مانند فلامینگو، غاز، مرغابی، کبوتر دریایی و...بود که از روسیه  و دشت های سیبری به ایران مهاجرت می‌کردند و نقش ویژه ای در حفظ بوم‌ ساختار و محیط زیست منطقه داشتند.

از جمله کارکردهای مثبت این تالاب که دیگر وجود ندارد می توان به افزایش رطوبت و تلطیف هوا و رشد درختان مثمری مثل انجیر، بادام، رز و زیتون در حوالی آن و سرسبزی بی نظیر منطقه مذکور اشاره کرد.

مهم ترین منبع آبی این تالاب را باید رود کر معرفی کرد که در پی ساختن سد و سایر اقدامات انسانی دبی آب ورودی آن به تالاب کاهش یافت و ورودی آب تالاب تنها محدود به سیلاب های منطقه آباده طشک، شهرستان بختگان، خیر، نیریز، خرامه و ارسنجان و منابع آبی رودخانه کوچکی به نام سیوند شد.

در این میان پس از ساختن سد سیوند بر روی رود سیوند در تنگه بلاغی، دیگر سیلاب رودخانه سیوند نیز به تالاب، نرسید و در نتیجه شرایط تالاب بختگان به کلی با مشکلات جدی رو به رو شد.

برای بررسی اثرات سدهای منطقه  و سایر دلایلی که به خشک شدن تالاب منجر شد، نیاز است تا ابتدا به تشریح وضعیت حوضه آبریز بختگان پرداخته شود.

 حوضه آبریز بختگان

حوضه آبریز بختگان با مساحت 31،000 کيلومتر مربع از حوضه هاي فرعي درياچه کافتر، درياچه بختگان و درياچه مهارلو تشکيل مي يابد و رودخانه کر مهم ترين رود اين منطقه محسوب ميشود؛ رودخانه ای که آبش از ذوب برف هايي که در فصل پائيز و زمستان در ارتفاعات شمالي و شمال باختري استان فارس باريده تأمين مي شود و به همين دليل ميزان آب آن در فصل بهار به حداکثر مي رسد و در فصل تابستان بطور چشمگيري کاهش مي يابد. کمبود ريزش هاي جوي موجب شده تا ديگر رودخانه هاي اين حوضه به رودهاي فصلي کم اهميت و خشک رود و مسيل هاي کوچک چندي مبدل شدند.

 

در این حوضه آبریز که تقریباً به صورت کامل در استان فارس قرار دارد، شهرهایی مثل کامفیروز، اردکان، فاروق، مرودشت، شیراز، ارسنجان، خرامه، سعادت شهر، نی ریز، استهبان و فسا وجود دارند و حوضه آبریز بختگان از سمت غرب با شهرستان سمیرم استان اصفهان و بویراحمد استان کهگیلویه و بویراحمد نیز همسایه است.

در این حوضه آبریز تعداد زیادی رود دائمی و فصلی جریان دارد که در ادامه به آنها اشاره می شود.

رودها و دریاچه های حوضه آبریز بختگان

در این حوضه آبریز از گذشته چندین رود و مسیل در جریان بوده که از مهم ترین آنها باید به رود کر اشاره کرد. رودخانه جمال آباد یکی دیگر از این رودهاست که از دشت های جمال آباد، سیدان و ارسنجان عبور می کند. رودخانه ارسنجان از دیگر رودهای این حوضه آبریز است. رود سیوند، عیاقلو، شادکام، آب بالنکان، رود سفید، فسا، باباحاجی، نظرآباد از دیگر رودهای حوضه آبریز بختگان است.

در بین همه رودهای دائمی و فصلی حوضه آبریز بختگان، رود کر را باید بزرگترین آنها دانست که البته مهم ترین و بزرگ ترین رود استان فارس نیز هست. این رودخانه از کوه های پالانگردی در شهرستان اقلید سرچشمه می‌گیرد و پس از پیوستن آب تعدادی از چشمه‌ های این شهرستان به آن، با نام دزکُرد که نام روستائی در منطقه سرحدات چهاردانگه می‌باشد، از ناحیه  تنگ بزاق وارد شهرستان مرودشت می‌شود و در نهایت به تالاب بختگان می‌ریزد. نام رود کر بر گرفته از واژه کور نام باستانی رشته کوه زاگرس است.

از مهم ترین ورودی های رود کر نیز می توان به رود سیوند اشاره کرد که از ارتفاعات پیرامون روستای خسرو شیرین واقع در شهرستان اقلید سرچشمه می‌گیرد و پس از عبور از دشت پاسارگاد و تنگه بلاغی و سیوند به رود کُر پیوسته و با تشکیل رود پلوار (کلوار) به دریاچه بختگان می ‌ریزد.

تعدد رود در حوضه آبریز بختگان شاید یکی از مهم ترین دلایلی بوده باشد که مدیران ملی و استانی در دهه های گذشته به فکر احداث سد و مهار آب های آنها افتادند؛ اقدامی که حالا بسیاری از کارشناسان آن را دلیل اصلی خشکی تالاب می دانند. در ادامه سدهای حوضه آبریز معرفی خواهد شد.

سدهای حوضه آبریز بختگان

در این حوضه آبریز و بر روی رودهای جاری در آن تا کنون سه سد نسبتاً بزرگ احداث شده و با وجود مشکلات جدی در پایین دست، در حال حاضر نیز مطالعات اجرایی دو سد دیگر در دستور کار قرار دارد.

الف- سد درودزن

سد درودزن در استان فارس و در 50 کیلومتری شمال غرب مرودشت و بر روی رود کر ساخته شده است. این سد در سال 1351 به پایان رسید و هدف از اجرای آن تأمین آب آشامیدنی شهرهای شیراز و مرودشت و آب کشاورزی شهرستان های مرودشت و کامفیروز است.

سد درودزن یکی از قدیمی ترین سدهای خاکی ساخته شده در خاورمیانه است که آنچنان که گفته می شود پیش از انقلاب نامش داریوش بود ولی بعد از انقلاب اسلامی به نام روستایی که در آن نزدیکی است، به درودزن تغییر یافت.

ب-سد سیوند

سید سیوند، سدی است که در شهرستان پاسارگاد در 50 کیلومتری شهر باستانی تخت جمشید و 10 کیلومتری پاسارگاد بر روی رودخانه سیوند ساخته شده است. این سد خاکی با هسته ی رسی و 57 متر ارتفاع است که 255 میلیون مترمکعب گنجایش و 11 کیلومترمربع مساحت دارد.

هدف از ساخت این سد کنترل سیلاب های رودخانه ی پلوار و آب رسانی به 9 هزار هکتار زمین های فرودست سد در منطقه ارسنجان اعلام شد و در فروردین سال 1386 توسط رئیس جمهور وقت رسماً آب گیری شد.

این سد یکی از پرحاشیه ترین سد های ساخته شده در حوضه آبریز بختگان است که بسیاری از کارشناسان ساخت آن را از عوامل اصلی بروز بحران در تالاب بختگان می دانند و در ادامه به آن پرداخته می شود.

هم اکنون گفته می شود که سد سیوند به رغم همه هزینه هایی که برای ساخت آن شده است، هیچگونه آبی پشت آن نیست.

ج-سد ملاصدرا

سد ملاصدرا از نوع سنگریزه ای با هسته نفوذناپذیر رسی است که ارتفاعی بالغ بر 72 متر دارد. مخزن آن گنجایش بیش از 400 میلیون مترمکعب آب را دارد. یکی از اهداف احداث این سد تولید برق بوده است و بر همین اساس بر روی سد ملاصدرا نیروگاهی با توان 100 مگاوات احداث شده است. ساخت این سد در سال 1381 آغاز شد و در سال 1386 نیز به پایان رسید.

بخت برگشتگی بختگان 

کنترل سیلاب های فصلی، تأمین آب برای بهبود بهره برداری از اراضی کامفیروز و نیاز صنعت شهر شیراز بر روی رودخانه تنگ براق تأسیس شد.

جدا از سه سد ذکر شده که دو سد نیز وجود دارد که عملیات احداث و نهایی شدن آنها در دست مطالعه است و اتفاقاً عملیات آحداثشان با اعتراضات فراوانی همراه شد.

الف-سد تنگ سرخ

سد تنگ سرخ با حجم تنظیم مخزن آبگیری سالانه 200 میلیون متر مکعب را یکی از مهم ‌ترین و بزرگترین طرح‌های عمرانی در حوزه آب در شهرستان بویراحمد است. این پروژه 12 میلیارد تومان اعتبار مصوب داشته که تا کنون یک میلیارد تومان معادل 15 درصد تخصیص یافته است.

آغاز عملیات اجرای این سد سال 1390 است و هم اکنون به دلیل اعتراضات شدید مردمی ادامه ساخت آن متوقف است.

ب-سد جورک بیضا

سد جورک بیضا یکی دیگر از سدهای حوضه آبریز بختگان و موقعیت آن در شهرستان سپیدان است. این سد بر روی رود جورک قرار است احداث شود و هنوز در مرحله مطالعات اولیه است.

 
 
البته همه مشکل کنونی تالاب بختگان به سدهای این منطقه باز نمی گردد و چاه های آب را نیز باید از دیگر عوامل موثر در خشکی تالاب معرفی کرد. 

چاه های آب

جدا از سدهایی که به آنها اشاره شد، در این حوضه آبریز نزدیک به 17 هزار چاه آب حفر شده است که نقش مهمی در کاهش و حذف حقابه های تالاب دارند؛ چاه هایی که با اهداف گوناگونی مثل کشاورزی، صنعت و شرب حفر شده اند و بر اساس اطلاعات موجود بیش از نیمی از آنها فاقد مجوز قانونی هستند.

بند های سنتی

یکی دیگر از مسائلی که البته به دلیل سنتی و قدیمی بودن نمی توان به آن در خشک شدن تالاب و از بین رفتن حقابه آن خرده گرفت، بندهای سنتی است که از دیرباز در مسیر رودهای دائمی و فصلی حوضه آبریز توسط کشاورزان ایجاد شده است و با هدف کشاورزی آب رودها را به سمت اراضی منحرف کرده است. اگرچه این بندها دارای تاریخچه ای کهن هستند و نمی توان آنها را عامل اصلی خشک شدن تالاب معرفی کرد اما به هرحال وجود این بندها و کشاورزی سنتی اطراف آنها نیز از دیگر عوامل موثر در کاهش منابع آب حوضه آبریز بختگان است.

مشکلات کنونی تالاب

بزرگ ترین مشکل کنونی تالاب بختگان، خشکی آن است. تالابی که روزگارانی افتخارش این بود که یکی از مراکز مهم تولید گندم کشور است، اکنون بر اثر خشکی با مشکلاتی نظیر ریزگردها نیز باید دست و پنجه نرم کند.

آنچنان که بررسی ها نشان می دهد 15 شهر پیرامونی این تالاب به دلیل خشکی دچار بحران شد و بیشترین فشار نیز بر شهروندانی وارد شد که در این منطقه به شغل هایی مثل کشاورزی، دامداری، صیادی و... می پرداختند.

علل خشک شدن دریاچه

دومین دریاچه بزرگ کشور اکنون به نمکزاری تبدیل شده است و بر همین اساس امرار معاش مردم روستاهای اطراف بختگان در حال حاضر با مشکل رو به رو شده است. 

در خصوص علل خشک شدن دریاچه بختگان گفته می شود، خشکسالی، چاه های آب، برداشت مستقیم آب از رودهای حوضه و احداث سدهای بزرگ اعلام می شود.

البته جدا از عوامل انسانی بارندگی نیز در این حوضه کاهش یافته است و بر اساس داده های کمی میانگین بارندگی در این حوضه در 25 سال گذشته 313 میلی متر ولی در 8 سال اخیر 218 میلی متر بود.

در مورد سدهایی که در بالادست حوضه تأسیس شده نکته اینکه هدف از اجرای آنها کشاورزی، صنعت و شرب است و در حال حاضر نیز شرایط اشتغال به اموری مثل کشاورزی در مناطق بالادست مطلوب است.

به لطف سدهایی مثل سیوند و درودزن در شهرستان هایی مثل کامفیروز، مرودشت و پاسارگاد کشاورزی وضعیت خوبی دارد و این موضوع به قدری است که در شهرستان کامفیروز کشاورزان مشغول به کشت محصول آب بری مثل برنج مشغول هستند.

برنامه های کنونی مسئولان برای احیای تالاب

تالاب بختگان با همه اهمیتی که در جنوب ایران دارد و دومین دریاچه داخلی ایران نیز نام دارد تا کنون آنچنان که شایسته و بایسته است، مورد توجه مردم و مسئولان نبوده است.

مروری بر عملکرد مردم و مسئولان در قبال این دریاچه گویای آن است که اقدام و تصمیم قابل توجهی برای احیاء وجود ندارد.

در این باره «اصغر مسعودی» نماینده مردم نی ریز در مجلس گفته است: وضعیت دریاچه بختگان نیز از نظر اهمیت کمتر از دریاچه ارومیه نیست اما در حال حاضر تمام نگاه‌ ها به سمت احیای دریاچه ارومیه است اما برای احیای بختگان اقدام مناسبی از سوی دستگاه‌های ذی‌ربط طی چند سال گذشته صورت نگرفته است.

مسعودی با انتقاد از اینکه تاکنون کار عملیاتی برای احیای دریاچه بختگان انجام نشده، بیان کرده است: وضعیت بحرانی دریاچه بختگان و مشکلات ناشی از آن در جلسه‌ای به نوبخت معاون رئیس‌جمهور و ابتکار رئیس سازمان محیط زیست کشور اعلام شده و با پیگیری‌های صورت گرفته مقرر شد اعتباری برای احیای این تالاب در نظر گرفته شود. نماینده مردم نی‌ریز و استهبان ادامه داد: با وجود اینکه مدتی از این موضوع می‌گذرد و با وجود پیگیری‌های صورت گرفته تاکنون اعتباری برای احیای دریاچه بختگان تخصیص نیافته است.

بر اساس بررسی ها به رغم خشک شدن کامل این تالاب هنوز مسئولان برای آن اقدام مشخصی در دست اجرا ندارند.

برنامه های مطلوب برای احیای تالاب

در مورد شرایط احیاء و رها کردن تالاب بختگان از خشکی که مشکلات فراوانی را در پایین دست حوضه آّبریز بختگان فراهم کرده است، کارشناسان معتقدند اگر دریاچه ارومیه 5 درصد زمینه و شانس احیاء داشته باشد، این تالاب به دلیل امکان شرایط منحصر بفرد از جمله موقعیت داخلی اش، در صورت توجه و اهتمام مسئولان به احتمال زیاد احیاء خواهد شد. در این باره راهکارهای زیر از سوی کارشناسان و متخصصان مطرح می شود که البته هیچ کدام در دستور کار فعلی قرار ندارد.

الف- لغو احداث دو سد تنگ سرخ و جورک بیضاء

با اینکه مشاهدات عینی و مطالعات ثابت می کند که ساخت 3 سد رودزن، سیوند و ملاصدرا نقش بی بدیلی در حذف منابع آبی تالاب و خشک شدن آن داشته است، مسئولان و مردم بالادست حوضه علاقه دارند با توجه به مزایای محلی احداث سد، دو سد دیگر را در این حوضه تأسیس کنند.

ب-کاهش 20 درصدی مصرف آب کشاورزی در بالادست

اکنون در بالادست حوضه آبریز و در مناطق همجوار با سدهای ساخته شده، کشاورزی به سبک سنتی و کارایی پایین در حال انجام است. این موضوع ضمن اینکه عایدی ویژه ای برای کشاورزان ندارد، موجب مصرف حقابه های تالاب در بالادست شده است؛ موضوعی که با تغییر سبک کشاورزی از سنتی به پیشرفته می توان آن را عملیاتی کرد و کار زیاد سختی نیست.

ج-نصب کنتور هوشمند بر روی چاه های آب

به هر حال با همه احترامی که برای کشاورزان و شاغلین بالادست حوضه باید قائل بود، این شهروندان باید مصرف آب خود را با توانمندی حوضه و حقابه تالاب تطبیق دهند. آنچه اکنون در جریان است، مصرف بی رویه آب در بالادست و حذف حقابه تالاب و شهروندان پایین دست است که با اقداماتی مثل نصب کنتور هوشمند بر روی چاه های آب می توان آن را مدیریت و عدالت را اجرا کرد.

د-بهره برداری از سدها با توجه به اهداف

آنچنان که در بالا نیز آمد هدف از احداث سد سیوند در ابتدا کنترل سیلاب های فصلی اعلام شده بود، اما هم اکنون از این سد جدا از هدف اولیه اش در راستای تأمین آب شرب مناطق مسکونی همجوار و صنعت نیز استفاده می شود که نیاز است در این مسیر بازنگری های جدی اعمال شود.

ه-پر کردن چاه های غیر مجاز

نزدیک به 17 هزار چاه آب در حوضه آبریز بختگان فعالیت می کند که فعالیت بیش از 5 هزار مورد آن غیر قانونی و بدون مجوز است. این چاه ها در بخش صنعت، شرب و کشاورزی حفر شده و با توجه به خشکی شدید دریاچه باید با ابزار قانونی مسئولان اقدام به شناسایی و پرکردن آن اقدام کنند.

و-اجرای طرح نکاشت

موضوع دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که با توسعه ادوات و لوازم کشاورزی و فراهم شدن امکان انتقال آب به اراضی غیر مسطح، در بسیاری موارد زمین های کشاورزی به سرعت افزایش یافته است و در حالی که کشاورزی منظم و پر سودی در منطقه وجود ندارد اما توسعه کشاورزی بدون برنامه منظم و مدیریت مشخص در دستور کار قرار داد.

ز-اجرای کشت کم مصرف و پربازده

در مناطق بالادستی حوضه آبریز و در جوار سدهای مذکور کشت محصولات پر مصرفی مثل صیفی جات و شالیکاری آن هم با بازدهی کم انجام می شود. بر این راهکار دیگری که کارشناسان به آن اشاره دارند این است که الگوی کشاورزی منطقه تغییر داده و به کشت محصولات کم آب و پربازده تبدیل شود.

ح-الزام صنایع برای تصفیه و باز مصرف آب

صنایع و کارخانه را باید یکی از مهم ترین مصرف کنندگان منابع آب در بالادست عنوان کرد که ضرورت دارد این بخش با توجه به گرفتن آب پاک و پس دادن آب آلوده، اقدام به تصفیه آب مصرفی و استفاده دوباره از آن کند. اگرچه این اقدام هزینه بر است و قطعاً با مقاومت صنایع روبه رو می شود اما اگر هدف احیا و جان بخشی دوباره به تالاب باشد، چاره ای جز اجبار در این کار نیست.

ط-ترویج کشت گلخانه و نشاکاری

از دیگر اقداماتی که کارشناسان عقیده دارند می تواند در کاهش مصرف آب در مناطق بالادستی موثر باشد، ترویج کشت گلخانه ای و نشاکاری است که هم راستا با کاهش مصرف آب، افزایش بازدهی را نیز به همران خواهد داشت.

 

نظر مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست در مورد تالاب

در باره مشکلات کنونی و بحران پیش آمده در حوضه آبریز بختگان و تالاب این حوضه، رئیس رئیس سازمان حفاظت محیط زیست استان فارس اعلام کرده است که اتخاذ سیاست های نادرست در زمینه مدیریت آب حوضه منجر به زوال این اکوسیستم ارزشمند و به تبع آن مواجه شدن معاش جوامع انسانی حاشیه تالاب با تهدید شده است.

بنا به پیگیری های صورت گرفته میزان 20 و 50 میلیون مترمکعب حق آبه به بختگان تخصیص داده شده است که این میزان به هیچ عنوان کافی نیست و بر طبق شرایط کنونی و شدت خشکسالی، احیای بختگان نیاز به تخصیص حداقل 250 میلیون مترمکعب حق آبه دارد.

جدا از نظرات رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در مورد تالاب بختگان، «ابوالفضل آبشت» مدیر طرح حفاظت از تالاب های کشور در رابطه با وضعیت کنونی تالاب ها و به ویژه تالاب بختگان به «تابناک» گفت: سازمان محیط زیست چند سالی هست که موضوع برنامه مدیریت جامع تالاب ها را در دستور کار خود قرار داده است.

در رابطه با تالاب بختگان نیز ما در حال تهیه برنامه مدیریت جامع هستیم. این برنامه را دفتر طرح حفاظت از تلاب ها پیش می برد و هدف از آن تقویت نظام مدیریتی حوضه آبریز تالاب بختگان است. چرا که ما معتقدیم عامل بخش عمده ای از مشکلات کنونی، نقص در مدیریت یکپارچه و توسعه ناپایدار حوضه آبریز است.

خلاصه طرح مذکور این است که طی یک بازه زمانی مناسب از همه دستگاه های مرتبط با وضعیت تالاب مثل وزارت نیرو، سازمان جهاد کشاورزی، آب منطقه ای و... خواسته می شود تا نظام مدیریتی خود را بر اساس منافع تالاب تغییر دهند و از مجموعه اقداماتی که تاکنون در مسیر تخریب تالاب انجام داده اند، دست بردارند.

ما به عنوان محور طرح تلاش می کنیم طی جلسات مشترک دغدغه های نهادهای مختلف را بشنویم و تلاش می کنیم به یک نقطه مشترک برسیم. پیش از این طرح حفاظت مذکور برای تالاب های ارومیه، شادگان و پریشان برگزار شده است.

«آبشت» در مورد جزئیات این طرح گفت: طرح مدیریت جامع تالاب بختگان آغاز شده و تلاش ما این است که برای نهادهای مختلف وظیفه تعیین کنیم. برای مثال در این چارچوب وظیفه جهاد کشاورزی توسعه کشاورزی پایدار با هدف کاهش قابل توجه مصرف آب خواهد بود.

مدیر طرح حفاظت از تالاب های کشور در مورد شعاری و آرمانی بودن اینگونه اقدامات نیز گفت: قدم اول تهیه برنامه مدیریت است و ما ناگزیر به اجرای آن هستیم. تا این طرح نباشد نمی توان به یک اجماع مشخص دست یافت. سازمان حفاظت محیط زیست که نمی تواند به تنهایی اقدام به احیای تالاب بکند. اقدامات متعددی از جمله کشاورزی ناپایدار در حال اجرا است که نیاز به تغییر دارد.

وی در مورد سدهای بزرگ موجود در حوضه آبریز بختگان که کارشناسان آنها را عامل اصلی خشک شدن تالاب می دانند و احتمال تخریبشان نیز گفت: موضوع تخریب سدهای حوضه آبریز موضوع خیلی قابل بحثی است ولی کار درستی نیست. موضوع مهم تر مدیریت پایدار است. ما معتقدیم سدها باشند ولی حقابه های تالاب نیز پرداخت شود؛ موضوعی که هم اینک رعایت نمی شود.

«آبشت» در پایان گفت: در الفبای محیط زیست آمده است که در طبیعت حتی یک سنگ را نباید جابه جا کرد. سدهای کشور پایداری اکوسیستم را به هم زده اند، ولی با توجه مشکل آبی کشور و نیاز به مدیریت امنیت غذایی کشور ناگزیر به احداث سد هستیم، اما در عین حال باید پایداری طبیعت را نیز مورد توجه قرار دهیم.

جنبش های مردمی برای احیای تالاب

تالاب بختگان با تفاسیری که آمد خشک شد و جالب آنکه هیچ حساسیت ویژه ای از سوی دولتمردان برای احیای آن دیده نمی شود؛ مسئولینی که برای احیای دریاچه ارومیه ستاد ویژه تشکیل دادند و در این مسیر میلیاردها تومان هزینه و هزاران ساعت مطالعه کارشناسی انجام داده اند، مشخص نیست به چه دلیل نسبت به این دریاچه بی تفاوت هستند.

انتظار آن بود که مسئولان پیشتر از اینها به فکر احیای تالاب باشند و در این مسیر اقدام جدی به عمل آورند. شاید همین بی توجهی ها سبب شد تا در ادامه یک کمپین مردمی برای احیای تالاب با محوریت مردم و دلسوزان دریاچه شکل بگیرد.

این کمپین به سرعت توانست اثر گذاری خود را نشان دهد و ضمن بر انگیختن حساسیت مردمی، حمایت بسیاری از مسئولان را نیز کسب کند؛ کمپینی که همچنان به فعالیت مشغول است و تلاش دارد مسئولان را ملزم به اجرای برنامه های عملیاتی برای احیای تالاب کند.

یکی از مهم ترین واکنش های مردمی به این کمپین را باید واکنش معصومه ابتکار رئیس سازمان محیط زیست کشور دانست.

ابتکار در رابطه با این اقدام مردمی و تالاب بختگان گفت: تالاب بختگان که نگینی ارزشمند استان فارس به شمار می رود، برنامه مدیریت زیست بومی در یک فرآیند مشارکتی با حضور تمامی ذی نفعان در دست تدوین بوده که مقرر شد طی ماههای آینده نهایی شود. در کارگروه استانی و شورایعالی آب نیز موضوع تامین حق آبه تالاب های حوزه بختگان مورد تاکید و پیگیری قرار دارد.

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست تأکید می کند: بختگان ابتدا متعلق به مردم منطقه و سپس متعلق به همه ایران است. احیای این تالاب و دیگر تالاب های استان و کشور، به اصلاح الگوی کشت و شیوه آبیاری و تامین حق آبه ها با مشارکت مردم، روستاییان و عشایر وابسته است. در این حال، تشکل ها و فعالین محیط زیست سهم مهمی در آگاهی بخشی و جلب مشارکت مردم محلی و کشاورزان در این روند دارند.

نتیجه گیری

در جهان نزدیک به 1220 تالاب وجود دارد که در این میان 26 تالاب در کشور ایران قرار دارد. 26 تالاب ایران که در پهنه جغرافیایی کشور توزیع شده‌اند، همیشه مورد توجه دوستداران محیط زیست و گردشگران داخلی و خارجی بوده است. یکی از حقایق تلخ جهانی در رابطه با تالاب‌ها این است که قریب 75 درصد از 1220 تالاب جهان یا دیگر وجود خارجی ندارند و یا در معرض نابودی کامل قرار دارند. بر همین مبنا و به تبعیت وضعیت جهانی تالاب‌ها، در ایران نیز غالب این آثار طبیعی خارق العاده حال و روز خوبی ندارند. در ادامه به مهم ترین شرایط حال حاضر آنها اشاره می شود.

تالاب ها را باید زیستگاه جانوران و گیاهان متنوع دانست که همچنین شرایط زیستی مناسبی را برای انسان ها فراهم می کنند و برای آنها امکان کشاورزی، گردشگی، دامداری و صیادی را فراهم می کند. تالاب بختگان نیز از کارکردها و محاسن اشاره شده بی بهره نیست اما بنا به دلایل گوناگون که آمد دچار مشکلات جدی و نهایتاً خشک شد.

این تالاب هم اکنون به نمکزاری تبدیل شده که ریزگردهای برآمده آن مشکلات تنفسی را در منطقه ایجاد کرده و از سوی دیگر امکان کشاورزی و دامداری را نابود کرده است. خشک شدن این تالاب خسارت های بی شمار زیست محیطی و انسانی را ایجاد کرده و در ادامه نیز این خسارت ها با روال کنونی تشدید خواهد شد.

شرایط کنونی به گونه ای است که حقابه تالاب و اراضی پایین دست به کلی نادیده گرفته شده و در مناطق بالادست مصرف بی رویه آب در جریان است؛ شرایطی که عدالت در توزیع و تخصیص منابع آب را به کلی زیر سئوال برده است.

بر این اساس انتظار آن است که مسئولان به دور از هرگونه ملاحظه خاص، لوازم و شرایط احیای دریاچه و تالاب بختگان را نیز مورد توجه و دستور کار خود قرار دهند. البته انتظار دیگر نیز آن است که جدا از تالاب بختگان به سایر تالاب های در معرض نابودی کشور نیز توجه کنند.

tabnak-adv
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۲
علی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۰۶ - ۱۳۹۵/۱۰/۲۹
سلام متشکرم که بالاخره موضوع بختگان هم مورد توجه تابناک قرار گرفت و امیدوارم همچنان پیگیر این مساله باشید
من به عنوان یکی از اهالی نی ریز دقیقا مشکلات ناشی از خشک شدن دریاچه بختگان را در اطراف خود لمس می کنم خانواده هایی هستند که تمامی یا بخش عمده ای از درامد خود را مدیون باغات دیم و آبی و زمین های کشاورزی خود هستند در چند سال اخیر دچار مشکلات عدیده اقتصادی شده اند خشک شدن چاه های آب و عدم برنامه ریزی برای تغییر وضعیت کشاورزی شهر باعث شده است نوعی عدم امید به آینده و یاس در مردم منطقه که عمدتا نسل اندر نسل کشاورز بوده اند و مهارتی جز کشاورزی ندارند سایه بیفکند و این وضعیت دشوار و سخت روز به روز با خشک شدن چاه ها و قنوات و چشمه ها پیچیده تر هم می شود . امیدوارم سازمان محیط زیست و مسئولان بتوانند در فرصت باقی مانده پیش از نابودی شهرها و روستاهای اطراف بختگان ضعف مدیریتی خود پس از انقلاب را تا حدی قابل تحمل برای مردم جبران کنند.
نیما
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۳۰ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۴
متاسفم، مقالات علمی زیادی در مورد بختگان خوندم و تو همشون اونو دریاچه میگن و هزارجور تعیین حق آبه و بررسی انجام دادن، انگار هیچ کدوم خبر ندارن الان فقط نمک زاره از دریاچه خبری نیست. شده مثل دریاچه نمک کویر مرکزی ایران.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: