tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
۸۹۵۲بازدید
کد خبر: ۶۴۵۶۴۶
تاریخ انتشار: ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - ۰۹:۳۹ 04 December 2016
امتیاز خبر: 84 از 100 تعداد رای دهندگان 8952
شب آرام ستاره ها، حداقل موقعیت های گلزنی و گلزنی روی دو ضربه ایستگاهی تمام اتفاقاتی بود که باعث شد، سی و سومین تساوی الکلاسیکو در لالیگا رقم بخورد.
نتیجه ای که البته برای رئال زیدان با ثبت آمار خارق العاده 33 بازی بدون شکست و حفظ فاصله 6 امتیازی در صدر جدول آن هم در زمین رقیب دیرینه چیزی از برد کم نداشت. هرچند این الکلاسیکویی بود که به نظر می رسید رئال در آن به دنبال شکست نخوردن بود و بارسا توان برتری بر حریف را نداشت.

عوض کردن برد با تساوی در خانه، آن هم در دقیقه 90، از دست دادن دو امتیاز حساس و پیروزی مهم (به خاطر قانون بازی رو در رو) و ناکامی در کم کردن اختلاف امتیازی در جدول رقابت های لالیگا، آبی اناری ها را علی رغم کسب یک امتیاز به عنوان بازنده الکلاسیکو معرفی کرد تا انریکه و شاید مدیران باشگاه کاتالانی به فکر ایجاد تغییرات عمده در تیمی بیافتند که شادابی و قدرت سابق را ندارد.

اگر ضربه نیمار را از الکلاسیکوی کسل کننده فاکتور بگیریم، شاید نتیجه تساوی عادلانه ترین حالت ممکن برای بازی بزرگ نیم فصل لالیگا بود. اما حقیقت بارسای این روزها، وضعیتی تلخ تر از پذیرش گل دقیقه 90 راموس است. تیمی که به شدت وابسته و البته متاثر از نفرات است تا فلسفه باشگاه و یا حتی روحیه تیمی. 
 
شاید ایستادن در جایگاه دوم چندان بد هم به نظر نرسد اما از آن بدتر این است که بارسلونای انریکه با وجود داشتن نیمکت گران قیمت(و به ظاهر پر مهره)، از خط دروازه تا نوک خط  حمله دچار اشکال است. تعویض های بد انریکه خود نشانی است از سردرگمی مربی کاتالان ها در انتخاب و یا جابجایی نفرات. تعویض تکراری راکیتیچ، استفاده نادرست از آردا و از بین بردن استعدادی به نام سرخی روبرتو. بله، وضعیت بارسلونا آتش زیر خاکستر است و اگر نتایج ضعیف این تیم ادامه پیدا کند (آنها 3 بازی اخیر را نبرده اند و در دو ماه گذشته هیچ وقت اقتدار همیشگی را حتی در پیروزی برابر سویا و والنسیا و حتی گرانادا نداشتند.) این تیم احتمالا با بحرانی بزرگ روبرو خواهد شد.

با این تفاسیر بهتر است بارسلونا از همین فردای الکلاسیکو تغییر را آغاز کند. نه تغییرات گسترده در نفرات، بلکه ایجاد تغییر در تفکرات. آنها ممکن است بازی با پای ضعیف تراشتگن درون دروازه را به امید بهتر شدن اوضاع در چند سال آینده همزمان با بالا رفتن سن و تجربه حضور این سنگربان 24 ساله آلمانی تحمل کنند اما این صبوری را نمی توان به کل تیم تعمیم داد. وقتی کیفیت بازی ماسکرانوی 32 ساله به شدت کاهش پیدا کرده است و او کمبود سرعت را مدام با تکل هایش جبران می کند و یا نداشتن یک دفاع راست واقعی که مدام کنار خط در رفت و آمد باشد، قدرت حفظ توپ بارسا در زمین خودی کاهش پیدا می کند و این مساله آنها را از فلسفه فوتبالی خود کاملاً دور می سازد.

جالب آنکه در بین 6 نفر عقب زمین آبی اناری ها، تنها این بوسکتس است که با تسلط بالا روی توپ، به تنهایی قدرت حفظ توپ دارد و در  کمال تعجب، گومز پرتغالی که سبک بازی اش بی شباهت به بوسکتس نیست، به جای آنکه جانشین او باشد، در کنار او بازی می کند تا غیبت دنیس سوارز تکنیکی و بازیساز یا حتی سرخی روبرتوی پاسور در کنار بوسکتس به شدت احساس شود. واقعا جای تعجب دارد، بارسایی که احتیاج مبرم به پیروزی برابر کهکشانی های آمده برای نباختن داشت با چه ایده ای گومز کمتر خلاق را از ابتدا در زمین داشت و پس از پیش افتادن بازی، برای حفظ نتیجه این هافبک پرتغالی جای خود را به بازیکنی کمتر درگیر شونده دادکه از لحاظ سرزنی هم از او ضعیف تر بود!
 
مشکلات خط هافبک آبی اناری ها شاید با بازگشت اینیستا به میادین کمتر شود اما حل نخواهد شد. واقعیت این است که بارسا نمی تواند بدون جانشین برای او خیلی به حیاتش، هرچند خمین قدر بی رمق ادامه دهد. گم بودن نقش راکیتیچ هم دیگر عامل تضعیف و معضل تاکتیکی بارسای این روزهاست. هافبک کروات بارسا به شدت کم اثر شده است و به همین دلیل هم هست که مدام در هر بازی تعویض می شود.

زدن دو شوت در چارچوب در طول 90 دقیقه بازی الکلاسیکو و تنها یک ضربه در دیدار گذشته برابر سوسیه داد نیز نشان می دهد مثلث MSN این روزها فقط اسم قشنگی دارد و کاربردش را در بازی تیمی از دست داده، وگرنه مسی تا این حد در خط حمله بارسا احساس تنهایی نمی کرد گه برای به دست آوردن تنها فرصت گلزنی اش برابر رئال، منتظر ورود اینیستا به زمین باشد. 
در واقع لوئیس سوارز به شدت در محوطه جریمه حریفان خودخواه و البته عجول شده است (شاید می خواهد از آخرین و معدود فرصت های دوران اوجش برای تصاحب توپ طلا استفاده کند!) و نیمار بیشتر برای سرگرمی دریبل می کند تا موقعیت سازی. این دریبل ها حتی چشم نواز اما را از ریتم می اندازد. البته گناه اصلی در تنها ماندن مسی در خط حمله بارسا، لوئیس انریکه است که با خریدی ناموفق به نام پاکو آلکاسر خیال دو بازیکن کناری مسی را از داشتن رقیب راحت کرده است و با وجود عملکرد خوب توران در ابتدای فصل، از بازیکن ترک تیمش در خط حمله بهره نمی گیرد. 

با وجود الکس ویدال، جرمی متئو، پاکو آلکاسر و بازیکنانی از این دست، بارسا برای نقل و انتقالات زمستانی که اتفاقاً به زودی و همین روزها آغاز می شود هم گزینه های زیادی برای فروش در اختیار دارد که با این کار لااقل فرصت کسب تجربه را به کسانی بدهد که امیدی به پیشرفت سریعشان هست. آنها که می توانند بارسا را خیلی زود و تا وقتی هنوز مسی و اینیستا هستند به تیم درخشان سابق تبدیل کنند و تا فرصت کسب جام هست با بیشترین تعداد ممکن به آنها دست پیدا کنند.
tabnak-adv
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: