tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
7854بازدید
کد خبر: ۶۲۲۷۵۴
تاریخ انتشار: ۲۳ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۸:۱۳ 13 September 2016
امتیاز خبر: 84 از 100 تعداد رای دهندگان 7853
ناصر خسرو نخستین کسی است که در ادبیات ایرانی و عرب سفرنامه حج نوشته است. در طول سده های گذشته گذشته بیش از 3500 نسخه خطی در شرح سفر عاشقان بیت الله نگاشته شده است.

حج بزرگترین تجمع انسانی است که هر ساله در صفوف، متحد توحید را فریاد می زنند، لبیکی برای یکی شدن، لبیکی برای یکتایی، و چه عاشقانه اهل قبله در لباس صدق و اخلاص رو به شهر یزدانی مکه می آورند تا با استغاثه جان و دل خود را در این شهر به بوی یار آغشته سازند.

سرزمین حجاز اما چندین دهه است که خادمانی بی کفایت و متولیانی بی درایت یافته است: وهابی ها و خاندان سعودی که تصویر روشن اسلام را مخدوش و با قرائت های ناصواب خود چهره منور دین را مشوش  کرده اند . از پس همین بی لیاقتی است که در دوم مهر سال 1394 یکی از بزرگترین فجایع انسانی در منا شکل گرفت.

منا در پنج کیلومتری شرق مکه قرار دارد که بیشترین اعمال حج در آن جا انجام می شود. منا محل رمی جمرات و محل قربانی دادن است.

منا جایی است که حجاج از روز دهم تا دوازدهم و برخی تا روز سیزدهم در آن می مانند تا اعمال خود را کامل کنند.

اکنون روز دهم است ...عاشورای تشریق... هنگامه شگفتی است. بیش از 5/2 میلیون نفر در حج سال 94 شرکت کردند که به مراتب کمتر از سالیان گذشته است اما ازدحام در منا بیش از گذشته بود.

فاجعه منا یکی از روزهای تلخ تاریخ است، چه آنکه به دلایل بسیار انسانها نه قربانی بی احتیاطی خود که در مقتل پرشائبه سعودی ها گرفتار شدند.

در فاجعه منا به روایت های تایید شده قریب به 7000 نفر حاجی مظلوم در خیابان 204 منا مظلومانه کشته شدند تا خاندان سعودی تقاص شکست های نظامی و دیپلماسی خود را از لبیک گویان توحیدی بستانند.

فاجعه منا اگر چه در نوع خود ضایعه ای بزرگ با تلفاتی دردناک بود اما در تذکره  بی کفایتی آل سعود بی سابقه نیست، نگاهی به سه دهه گذشته نشان می دهد که شبیه این فجایع در دامن ملکوک و آلوده وهابی ها همیشه بوده است.

از حادثه سال 1366 که 400 زائر ایرانی به جرم برائت از مشرکین با تیراندازی مستقیم نظامی های سعودی کشته شدند تاکنون قریب به بیست فاجعه انسانی در حج روی داده است.
در سال 1990 به علت ازدحام در یک تونل 1426 زائر عموما از اهالی اندونزی و ترکیه کشته می شوند.

• در سال 1994 در نزدیکی پل جمرات 270 زائر به دلیل تجمع فوت می کنند.

• در سال 1997  به علت یک آتش سوزی مشکوک 374 زائر زنده زنده می سوزند.

• در سالهای 2001 تا 2004 ، 419 زائر دیگر نیز در حوادث مشابه کشته می شوند.

• در سال 2006 نیز 345 نفر به علت ازدحام و 76 نفر به علت تخریب یک هتل جان خود را از دست می دهند.

و این زنجیره مرگ و سودای جان انسان ها در برزخ بی کفایتی ها همچنان ادامه دارد.
اینجا وادی منا است جایی برای رمی جمرات و قربانی کردن اما گویی در این حادثه این شیطان بودکه انتقام می گرفت! شطح عجیبی است، حاجی قربانی می شود تا به شیطان سنگ نزند!

در هرم آفتاب تشنه می ماند و جان می دهد تا قلب قبله را منقلب نکند! شیطان آشکارا به تقاص ایستاده است. راه را می بندد ، حاجیان را در آتش عطش نگه می دارد و از کشته پشته می سازد و آنگاه در هیبت داهولی که خود را خادم حرمین می شمارد آن را نتیجه قضا و قدر الهی می داند و حتی تقصیر را متوجه حاجیان مغموم می کند.

گویی که به تعبیر شهید آوینی در سفرنامه اش: هنوز آوای پر غصه هاجر به گوش می رسد" هل بالوادی من انیس؟" ای مضطر خانه یار در چنبره اغیار است، اینجا قربانی تویی! و خاندان جعل و جهل بر خانه امن الهی سیطره یافته است: هَيْهاتِ مِنّا الذلَّة

آل سعود و فرقه خود ساخته آنها ، وهابیت در دهه های گذشته منشاء بسیاری از بدعت ها و تناقض ها بوده است. از یک سوی بناهای قبور اهل بیت(ع) و مشاهیر صحابی گرامی پیامبر و بعضی از مساجد قدیم مکه به بهانه بدعت و شرک تخریب می شود و از دیگر سو با ساختن ده ها آسمان خراش از جمله برج ساعت رویت جمال کعبه برای زائران دشوار می شود. در فقه بعضی از مذاهب اسلامی ساختن ساختمانی بلندتر از کعبه مقدسه مجاز نشده است که حکمت آن برازندگی و ظهور و تجلی کعبه است.

این نکته ای است که حتی راجع به اماکن باستانی و توریستی هم رعایت می شود و شگفتا که هر روز چنان خانه خدا در هجوم آهن و سیمان محاصره می شود که معنای جز تحقیر از آن بر نمی خیزد. آنچنانکه زنده یاد جلال آل احمد در کتاب خسی در میقات در باره این مسابقه حرمت زدایی با طنزی تلخ می نویسد: " این طور که پیداست تا سال دیگر خود کعبه را هم بتون خواهند کرد!"  

و اکنون سالهاست چرثقیل های غول پیکر بیت اله را در چنبره خود گرفته اند و سقوط یکی از این ها بود که در سالجاری نخستین فاجعه مکه را شکل داد و جان 107 زائر بی گناه را گرفت.

اما نشانه ها در شکل گیری این فاجعه بیش از قصور است و تقصیر و تعمدی بودن آن را شهادت می دهد.

بی تفاوتی رژیم دیکتاتوری آل سعود به حقوق انسان ها، ناتوانی در اداره کشور و مدیریت حج برغم فراوانی پول و ثروت، جنگ قدرت داخلی و اختلاف میان شاهزاده های سعودی، دخالت نظامی در کشور های همسایه از جمله یمن و غفلت از مدیریت داخلی، مسبوق به سابقه بودن جنایت پیشگی آل سعود در تاریخ حج، اختلاف افکنی میان فرق و مذاهب اسلامی و سر سپردگی آشکار به قدرت های جهانی و صهیونسیم بین المللی مهمترین دلایلی است که انگیزه های وهابیون را در راه اندازی چنین فجایع انسانی و کشتار حجاج اثبات و باورپذیر می کند. اما بررسی میدانی اتفاقاتی که در دوم مهر سال 1394  در خیابان 204 منا روی داد تعمدی بودن این فاجعه را دوچندان اثبات می کند.

در صبح روز واقعه به رغم فشردگی جمعیت در خیابان 204 از یک سوخیابان های فرعی مانند 215 گشوده نمی شوند و از طرفی شرطه های عربستانی در نقطه خروجی، انسداد ایجاد می کنند و جالب آنکه در همین زمان همچنان زوار در ابتدای این مسیر توسط پلیس به همین خیابان هدایت می شوند.

فاجعه شکل می گیرد و توده های انسانی برهم آوار می شوند، دمای هوا 47 درجه سانتیگراد است.حرارت هوا، تعریق، پیاده روی طولانی،فشردگی جمعیت ، خستگی و ناتوانی و نبودن هیچ راه گریزی، ناگزیر ابعاد حادثه را تشدید می کند. شاید اما هنوز بتوان آن را حادثه ای طبیعی دانست! اما اگر چنین است چرا راه های مسدود شده گشوده نمی شوند، چرا نیروهای امدادی با سه ساعت تاخیر و در نیمه ظهر به محل اعزام می شوند؟ آیا این حادثه از چشم دوربین های متعدد و مانیتور های بزرگ اتاق های کنترل پلیس سعودی پنهان مانده است؟

آیا آب پاشی به وسیله بالگردهای سعودی که اتفاقاً  در فراز منطقه در پرواز بودند امکان پذیر نبود؟

به گفته شاهدان عینی بسیاری از حاجیان در عطش جان باختند ! آیا امکان اعزام تجهیزات هواساز  و یا رساندن جرعه ای آب به تشنگان رنجور فراهم نبود؟

گزارش شاهدان و خبرنگاران اما ابعاد دیگری از این جنایات را برملا می کند: شرطه های عربستان کشته ها را با افراد مجروح که عمدتاً بیهوش بودند بی هیچ تفکیکی و با هم به داخل کامیون ها انتقال می دهند و بر روی هم تلنبار می کنند.!

کار امداد رسانی و انتقال با تاخیر بسیار و تا پایان آن روز ادامه می یابد و عملاً بسیاری از حاجیانی که تنها به دلیل ضعف و ناتوانی به گوشه ای افتاده اند بر اثر این اهمال بی توجیه دچار مرگ تدریجی می شوند!

پاسخگو نبودن مسئولان عربستان و آشفتگی در مدیریت حادثه عملاً باعث تداوم ابعاد این فاجعه می شود آن چنانکه بسیاری در روزهای آتی به عنوان مفقود شدگان معرفی می شوند که سرنوشت برخی از آنها هنوز در پرده ابهام است.

بازتاب رسانه ای این فاجعه یکی از وقایع تلخ و درس آموز بود.

از یک سو رژیم آل سعود تا پایان آن روز هیچ خبری از فاجعه را منتشر نکرد و با جمع آوری گوشی های موبایل و دوربین ها خفقان خبری ایجاد کرد و از دیگر سو مافیای رسانه ای غرب و منطقه نیز سعی در کوچک انگاری و طبیعی شمردن آن نمود. آن چنانکه عدد کشته ها با تاخیر زیاد آن هم به صورت غیر واقعی بیان شد: در ابتدا تنها چند ده نفر و در نهایت 900 نفر! البته خبرگزاری فرانسه و رویترز بر اساس قرائن تعداد کشته شدگان را به تقریب 2070 نفر اعلام نموند اما تصاویر  گور درگذشتگان، آمار واقعی کاروان ها و مشاهدات حاضران حاکی از مرگ قریب به 7000 زائر بی گناه دارد.

اگرچه همان آمار اقل نیز مانع آن نشد که خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی اختصاصی آن را مرگ بارترین حادثه تاریخ ننامد.

و شگفتا که چنین فاجعه ای با سکوت رسانه ای اغلب کشورهای اسلامی و سازمانهای منطقه ای مانند سازمان کنفرانس اسلامی و اتحادیه بین المجالس اسلامی مواجه می شود. و سران کشورهای قربانی به جای مردم خود به آل سعود تسلیت می گویند.! آن چنانکه این رویه با انتقاد رهبر معظم انقلاب هم مواجه شد.

خاندان سعودی در سالیان اخیر بیش از هر زمانی به فرمان استکبار جهانی به اختلال در روابط منطقه روی آورده است، از یک سو تامین کنند مالی گروه های افراطی طالبان و القاعده و داعش می شود. و از سویی در یمن بحرین  آشکارا به سرکوب ملت های آزادیخواه  می پردازد. جنون ثروت و توهمات مذهبی و بی عنانی سیاسی عملاً این کشور را تبدیل به گرانیگاه اختلاف و اختلال در روابط منطقه کرده است. بی کفایتی این کشور در اداره مراسم هر ساله حج نیز لزوم بازنگری در نحوه اداره این آوردگاه بزرگ توحیدی را دو چندان کرده است.

چراکه در عمل خاندان آل سعود بیت الله را غصب کرده است. در آیه 25 سوره حج نسبت تمام اقوام مسلمین به کعبه بلکه سرزمین مکه مساوی دانسته شده است. قرآن می فرماید: "سواء العاکف فیه والباد" بر این اساس مکه متعلق به همه اهالی قبله است و مدیریت بر آن نیز باید توسط همه مذاهب اسلامی صورت پذیرد تا بوی دلارهای نفتی و توافقات پشت پرده با شیطان بزرگ چنان مفتی ها و شرطه های سعودی را غره نکند تا این اماکن مطهر را غصب و مصادره کنند و هر از چندگاهی چون زنگیان مست دست به جنایاتی بی محاکمه بزنند اگرچه دادگاه تاریخ محاکات سختی را در انتظار آنان خواهد گذاشت.

tabnak-adv
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: