27213بازدید
۶
شب پنجم محرم؛
عبدالله در کربلا کودکی بود که به سن بلوغ نرسیده بودT چون عمویش حسین (ع) را زخمی و بی‏ یاور دید، خود را به آن حضرت رسانده بود. عبدالله خودش را ‏به دامان امام حسين (ع) انداخت و گفت: به خدا قسم از عمویم جدا نمی‏‌شوم‏.
کد خبر: ۴۴۵۷۱۴
تاریخ انتشار: ۰۷ آبان ۱۳۹۳ - ۱۵:۴۷ 29 October 2014
«تابناک»؛ شب پنجم محرم پیش روست و پس از آن با طلوع آفتاب پنجم محرم، مصیبت بزرگ نزدیک‌تر می‌شود. در چنین روزی عبیداللّه‏ بن زیاد در این روز دستور داد تا شخصی به نام زجر بن قیس به همراه 500 نفر بر سر راه كربلا بایستد و هر كسی را كه قصد یاری امام حسین (ع) داشته و بخواهد به کاروان امام (ع) محلق شود، به قتل برساند.حق طلبی فرزند امام حسن (ع) را در روز واقعه

با وجود این، با تمام محدودیت‌هایی كه برای نپیوستن كسی به سپاه امام حسین (ع) صورت گرفت، مردی به نام «عامر بن ابی سلامه» خود را به امام (ع) رساند و سرانجام در كربلا در روز عاشورا به شهادت رسید.

بنا بر سنت تاریخی، روز پنجم محرم متعلق به فرزند امام حسین مجتبی (ع) است و ذکر مصیبت ایشان را می‌کنند. عبدالله بن الحسن (ع) فرزند امام حسن مجتبی (ع) و مادرش، دختر شلیل بن عبدالله می‏‌باشد. پسر ده ساله‏ دارد كه آخرين پسر ايشان است و اين کودک شايد پدرش را به يادش نمى‌‏آورد، چون پدرش از دنيا رفت، گويا چند ماهه بوده است، در خانه امام حسين (ع) بزرگ شد.

اباعبدالله به فرزندان امام حسن (ع) بسیار مهربانى مى‌‏كرد، شايد بيش از آن اندازه كه به پسران خودش مهربانى مى‌‏كرد چون آنها يتيم بودند و پدر نداشتند. امام حسین (ع) در واقعه عاشورا به زينب (س) سفارش و تأکید کرده بودند كه مواظب کودکان باشند و زينب (س) دائم مراقب آنها و زنان کاروان بودند.

در میانه این حماسه بزرگ، زينب (س) متوجه شدند كه عبدالله از خيمه بيرون آمده و مى‏‌خواهد نزد عمويش حسين بن على (ع) در میدان جنگ برود. زينب (س) دويد او را بگيرد اما این کودک به عمویش رسید. امام حسین خطاب به حضرت زینب (س) فرمود: «تو برگرد، بگذار اين بچه پيش خودم باشد.»

عبدالله در کربلا کودکی بود که به سن بلوغ نرسیده بود. چون عمویش حسین (ع) را زخمی و بی‏ یاور دید، خود را به آن حضرت رسانده بود. عبدالله خودش را ‏به دامان امام حسين (ع) انداخت و گفت: «به خدا قسم از عمویم جدا نمی‏‌شوم‏».

در همين حال، يكى از دشمنان آمد براى اينكه ضربتى به اباعبدالله بزند، شمشیری به طرف امام حسین (ع) روانه کرد. عبدالله دست‏ خود را سپر شمشیر قرار داد و دستش به پوست آویزان شد و فریاد زد: «عمو جان‏، ببين با من چه كردند!»

حسین (ع) او را در بغل گرفت و به سینه چسبانید و فرمود: «برادرزاده! بر این مصیبت که بر تو وارد آمده است، صبر کن و از خداوند طلب خیر نما، زیرا خداوند تو را به پدران صالحت ملحق می‏ کند.» ناگاه حرمله بن کاهل تیری بر او زد و او در دامان عمویش حسین (ع)، به شهادت رسید. «اشهد انک قد امرت بالمعروف و نهيت عن المنكر و جاهدت فى الله حق جهاده حتى اتيك اليقين.»

سنگدل! تيغ كشيدي كه سرش را ببَري؟!
هر قَدَر سهم ِ تو شد بال و پرش را ببَري؟

دست و پا ميزند و آخر ِكارش شده است!
پاك وحشي شده اي تا جگرش را ببَري؟

با وجودي كه ندارم زره و تيغ مگر
مُرده باشم بگذارم كه سرش را ببَري

همه عمر به چَشم ِ پسرش ديده مرا
سعي كن از سر ِ راهت پسرش را ببَري

سپر افتاده ز دستش، سپرش ميگردم
بايد اوّل بزني تا سپرش را ببَري

برچسب ها
خبرهای مرتبط
اشتراک گذاری
روی خط سایت ها
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱۳
انتشار یافته: ۶
امیر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۳۹ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۷
گریه کردم به مظلومیتشان
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۳۸ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۷
سبحان الله از اين همه مصائب عظمي
السلام و عليك يا اباعبدالله و علي الارواح لتي حلت بفنائك عليكم مني سلام الله ابداً ما بقيت و بقيه الليل و النهار و لا جعل اله آخر العد مني لزيارتكم
غریبه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۴۶ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۷
تابناک عزیز سپاسگذارم
بنده هیچ اطلاعی از وجود مبارک عبدالله نداشتم
شهروند
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۰۱ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۷
سلام بر شهیدان کربلا
الهم ارزقنی شفاعت الحسین یوم الورود
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۱۵ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۸
صل الله علیک یا اباعبدالله. السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین. سلام بر عبدالله ابن الحسن.
فربد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۸
«اشهد انک قد امرت بالمعروف و نهيت عن المنكر و جاهدت فى الله حق جهاده حتى اتيك اليقين.»
نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نام:
ایمیل:
* نظر: