به‌روز شده در: ۲۷ آذر ۱۳۹۳ - ۰۹:۰۷
تعداد بازدید: ۴۲۶۹
کد خبر: ۳۰۳۰۰۴
تاریخ انتشار: ۲۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۱ - 16 February 2013
نامزد حزب مردم‎سالاری در انتخابات ریاست‎جمهوری گفت: سوال از رئیس جمهور فایده‌ای نداشت باید استیضاح احمدی‌نژاد کلید می‌خورد.

هفته نامه پنجره نوشت: مصطفی کواکبیان از اصلاح‎طلبان خوش‎مشربی است که همیشه سخنانی جذاب و شنیدنی داشته است. در مصاحبه گاهی با هیجان تن صدایش هم بلند می‎شود و گاهی کنایه‎هایش شنیدنی است.

 

در ادامه مصاحبه این هفته نامه با مصطفی کواکبیان نامزد حزب مردم‎سالاری در انتخابات ریاست‎جمهوری را می‌خوانید:

 

* اگر مصطفی کواکبیان بخواهد خود را معرفی کند و از ویژگی‎‎های بارز خود بگوید، چگونه خود را معرفی می‎کند؟

افتخار اول من این است که یک بچه مسلمان هستم. دومین افتخارم آن است که یک کارگرزاده هستم. افتخار دیگرم این است که برادر شهیدم و خودم نیز چندین سال به‎صورت داوطلبانه در جبهه‎‎های جنگ حضور داشتیم و مابقی افتخاراتم در مقابل این مسائل به چشم نمی‎آید.

برای همه ما 34 سال ایستادگی پای نظام اسلامی افتخار محسوب می‎شود. بنده در ابتدای انقلاب عضو و نایب‎رئیس حزب جمهوری اسلامی در استان سمنان بوده‎ام و بهره‎مندی از وجود شهیدی همچون شهید بهشتی را افتخار بزرگی برای خود می‎دانم.

قبل از انقلاب سابقه سه بار دستگیری توسط رژیم شاه را در پرونده دارم. البته بازداشت‎‎های طولانی‎مدتی نبوده است و به‎خاطر دارم که در یکی از همین موارد وقتی من را به دادگاه بردند، قاضی گفت سن شما کم است و باید شما را به دادگاه اطفال ببرند! در اوایل شکل‎گیری انقلاب ما در سمنان گروهی به نام «الخمینیون» تأسیس کردیم.

بعد از آن بنده در سن 18 سالگی وارد حزب جمهوری شدم و عملا مسئول حزب جمهوری اسلامی در استان سمنان بودم. سپس وارد حزب‎‎هایی نظیر حزب همبستگی و مردم‎سالاری شدم و در چند سال اخیر نیز در ائتلاف‎‎های مختلف سیاسی حضور پررنگی داشته‎ام. بالاخره من به‎عنوان یک سیاستمدار رو راست که اهل پنهان‎کاری نیست، مطرح بوده‎ام. بنده در مجلس هشتم با 21 نطق بیشترین تعداد نطق را در تاریخ ادوار مجلس داشته و بیش از 11 بار وزرای دولت را به صحن مجلس کشانده‎ام.

در کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز حضور فعال و چشمگیری داشته‎ام. یک دقیقه تأخیر نیز در مجلس هشتم نداشته‎ام. شاید غیبت داشته باشم ولی هیچ‎گاه تأخیری در مجلس هشتم نداشتم. یک روز آقای حاجی‎بابائی، پیش از آنکه وزیر شود، در انتهای جلسه مجلس به بنده گفت «آقای کواکبیان شما قصد خارج شدن از مجلس را ندارید؟ حتما باید کلید‎‎های صحن مجلس را هم به شما بدهیم که به‎عنوان آخرین نفر خارج شوید؟!» آن زمان حس می‎کردیم که باید تا آخرین لحظه در صحن بمانیم که مبادا در نبودمان اوضاع جهانی به هم بریزد و ما در آن نقشی نداشته باشیم!

 

* چه اتفاقی رخ داد که شما که فارغ‎التحصیل دانشگاه امام صادق (علیه‎السلام) هستند، به یک اصلاح‎طلب بدل شدید و از حزب جمهوری اسلامی به حزب همبستگی و مردم‎سالاری رسیدید؟

سال 61 که دانشگاه‎ها به‎دلیل انقلاب فرهنگی تعطیل شده بود، من در 5 دانشگاه قبول شده بودم. در مدرسه عالی شهید مطهری، رشته دندانپزشکی دانشگاه شهید بهشتی، علوم قضائی دانشگاه تهران و دانشگاه امام صادق (علیه‎السلام) قبول شده بودم که آن زمان به‎دلیل عرق دینی‎ای که داشتم احساس کردم بهتر است که به دانشگاه امام صادق(علیه‎السلام) بروم. بنده به امام صادقی بودنم افتخار می‎کنم و معتقدم انسان باید بر روی برخی اصول ایستادگی داشته باشد.

بار‎ها به آیت‎الله مهدوی‎کنی گفته‎ام که ممکن است بنده با شما در سیاست هم‎نظر نباشم، ولی شما را همیشه معلم اخلاق خودم می‎دانم. البته بنده بعد از دانشگاه امام صادق(علیه‎السلام) دروس حوزوی خودم را تا پایان دوره سطح و تحت نظر آیت‎الله سید رضی‎شیرازی که از نوادگان میرزای شیرازی بود، گذرانده و نزد مرحوم آیت‎الله سید علی گلپایگانی مکاسب را خوانده‎ام. در باب اصلاح‎طلب شدنم باید بگویم که آن زمانی هم که عضو حزب جمهوری بودم، بیشتر مجذوب شخصیت شهید بهشتی بودم...

 

* یعنی شهید بهشتی را اصلاح‎طلب می‎دانید؟

نه به آن مفهومی که مدنظر شما است؛ ولی ایشان شخصیتی منضبط و با انسجام فکری خاصی بودند و بنده بیشتر سعی می‎کردم در حوزه سیاست از ایشان الگو بگیرم. مدتی را نیز در دفتر نخست‎وزیری به‎عنوان مشاور فعالیت داشته‎ام و همه این‎ها در نحوه شکل‎گیری سلیقه سیاسی بنده تأثیرگذار بود.

 

* واقعا تصور می‎کردید که در انتخابات اخیر مجلس رأی نیاورید؟

اگر واقعیتش را بخواهید تا سه روز مانده به انتخابات اصلا چنین تصوری نداشتم و مطمئن بودم که حتما در انتخابات پیروز می‎شوم؛ ولی سه روز مانده به انتخابات اتفاقاتی رقم خورد که متوجه شدم گویا قرار نیست که بنده رأی بیاورم. همه آمار‎ها و شاخص‎ها نشان‎دهنده پیروزی من در انتخابات بود. البته رأی من نسبت به انتخابات گذشته 30 درصد هم افزایش داشت ولی باز هم رأی نیاوردم.

اساسا بنده ریاضیاتم قوی بود ولی هندسه ضعیفی داشتم! ضعف هندسه ام این بود که خیلی از دوستان در تهران به بنده پیشنهاد دادند تا در تهران کاندیدا شوم و در لیست علی مطهری حضور پیدا کنم ولی بنده گفتم به سمنان عرق دارم و البته مطمئن هستم که رأی خواهم آورد. بالأخره سمنان مسقط‎الرأس من بود. نکته جالب اینجاست که در تهران خیلی‎ها من را متهم کردند که بنده مهره حکومت و اسب تروای نظام هستم! شبکه‎‎های خارجی نیز جوّ سنگینی علیه من راه انداختند.

یکی از اصلاح‎طلبان به من گفت که شما خدمتی که دارید به نظام می‎کنید، از خدمات اصول‎گرایان نسبت به این نظام بیشتر است. ولی در سمنان عده‎ای پیامک‎‎هایی علیه بنده منتشر کردند که مثلا «رای ندادن به کواکبیان دل امام زمان (عجل‎الله‎تعالی‎فرجه‎الشریف) را شاد می‎کند!» یا «رای به کواکبیان ادامه راه فتنه 88 است!» که همین پیامک‎ها و تخریب‎ها به اسم ولایت و بصیرت و... سبب شد که من در سمنان رأی نیاورم. همان شب انتخابات که مطمئن شدم رأی نیاورده‎ام، از سمنان راهی تهران شدم و زندگی عادی خودم را در پیش گرفتم. من هم بعد از انتخابات در اولین نطق خودم خدا را شکر کردم که نماینده نشدم!

*

به‎نظر می‎رسد که شما بیش از آنکه از سمت رسانه‎‎های اصول‎گرا تخریب شده باشید، توسط اصلاح‎طلبان تخریب شده‎اید.

من مشکلی با این هجمه‎ها و تخریب‎ها ندارم. روزی به امام خمینی(ره) گفتند که فلان کس علیه شما حرف زده است؛ امام گفتند مهم نیست. گفتند ایشان علیه شما اطلاعیه هم منتشر کرده‎اند؛ امام گفتند مهم نیست. گفتند برای تخریب شما جلسه هم برگزار کرده‎اند؛ امام گفتند مهم نیست. بالاخره امام گفتند که ببینید ما چقدر برایشان اهمیت داریم که این همه علیه ما فعالیت می‎کنند. حالا بنده تخریب‎‎هایی را که علیه من صورت می‎گیرد از همین سنخ می‎دانم.

برخی از سایت‎‎های اصلاح‎طلب اصلا به نقد دولت و جریان اصول‎گرایی نمی‎پردازند؛ بلکه همه تلاششان این است که من را تخریب کنند. ولی هیچ‎گاه به دوستانم در روزنامه اجازه نداده‎ام که جواب این تخریب‎ها را بدهند. به‎نظرم ما اهداف مهم‎تری داریم. بنده بدون تعارف معتقدم که ما باید در انتخابات 92 همه تلاش خود را به‎کار بگیریم تا روند مدیریت اجرائی کشور را به دست بگیریم و دولت را تغییر دهیم. 

همان‎گونه که معتقدیم مشارکت حداکثری مردم موجب بالارفتن ضریب امنیت ملی کشور و اقتدار نظام خواهد شد، از سوی دیگر با نحوه مدیریت پوپولیستی موجود نیز مخالفیم و معتقدیم حداقل این نکته می‎تواند از نقاط قابل‎اجماع میان ما و اصول‎گرایان باشد. برخی از اصول‎گرایان دغدغه‎شان حذف اصلاح‎طلبان است ولی توجه نمی‎کنند که این دولت اسب خود را برای تصاحب دولت بعدی زین کرده است. اصلا باید بیایند این شعار «زنده باد بهار» دولت را تحلیل کنند که یعنی چه. در یک راهپیمایی ملی چنین سخنانی را یک رئیس‎جمهور بیان می‎کند. اصلا کسی به احمدی‎نژاد بما هو احمدی‎نژاد تریبون نمی‎دهد! ایشان به‎دلیل آنکه رئیس‎جمهور این نظام هستند دارای تریبون هستند، وگرنه به‎جای ایشان من می‎رفتم سخنرانی می‎کردم و یقینا از ایشان هم بهتر صحبت می‎کردم. حالا شاهدیم که از همین تریبون چنین شعار‎های انتخاباتی را بیان می‎کنند. شرایط عوض شده است. بنده تا 22 خرداد سال 88 رئیس ستاد انتخابات میرحسین موسوی بودم ولی حالا شرایط تغییر کرده است. خیلی از اصول‎گرایان هم تلاش کردند که احمدی‎نژاد را رئیس‎جمهور کنند ولی حالا با نگاهی به شاخص‎‎های اقتصادی کاملا روشن است که ادامه چنین روندی برای کشور مضر خواهد بود. بنده معتقدم که باید نگاه تشکیلاتی و حزبی در امور وجود داشته باشد ولی در این دولت یکه‎سالاری وجود داشت. به طرف می‎گویند هلو، بعد فردا برکنارش می‎کنند؛ به دیگری میگویند تنها مرد کابینه، ولی برای یک انتصاب ایشان را عزل می‎کنند! درست است که اختیاردار، رئیس‎جمهوری است ولی نباید یک‎تنه و به‎صورت سلیقه‎ای امور را اداره کرد.

 

* شما پیش از این سابقه حضور در کمیسیون امنیت ملی مجلس را نیز داشته‎اید؛ روند کنونی سیاست خارجی و موضوع رابطه با آمریکا را چگونه ارزیابی می‎کنید؟

بنده پیش از این و در مناظره با آقای متکی اشاره کردم که بر اساس قانون، تصمیمات کلان دولت در بخش سیاست خارجی بر عهده شورای عالی امنیت ملی است، اما تمام مصوبات این شورا نیز پس از تأیید مقام رهبری قابل اجراست. پس در زمینه مذاکره با آمریکا بدون شک تصمیم‎گیرنده اصلی رهبری است و اخیرا رهبری نیز موضع شفاف و روشنی در این زمینه اتخاذ کردند. اما نکته جالب اینجاست که رهبری بیان کردند که در زمان مقتضی خودم اعلام خواهم که با آمریکا مذاکره خواهیم کرد و این به آن معناست که ایشان برخلاف برخی اصول‎گرایان که معتقدند تا قیام قیامت و در هیچ شرایطی نمی‎توان با آمریکا مذاکره کرد معتقدند که اگر شرایط مطلوب فراهم شود می‎توان با آمریکا هم مذاکره کرد.

به‎نظرم زمان در مذاکره با آمریکا مهم است و رئیس‎جمهوری در شرایط تحریم و در بدترین شرایط پیشنهاد مذاکره مستقیم با آمریکا را مطرح کرد. اما خارج از بحث مذاکره با آمریکا، من سه مشکل اصلی را در زمینه دیپلماسی کنونی شاهد هستم. اول اینکه یک استراتژی مدون و مشخص نسبت به موضوعات جهانی نداریم. نه اینکه این موضوع مربوط به دولت نهم و دهم باشد، بلکه سیاست خارجی ما با حضور هر یک از رؤسای جمهوری با توجه به سلیقه آن شخص تغییر می‎کند.

اصول کلی سیاست خارجی نباید باری به هر جهت باشد. دومین مشکل بحث موازی‎کاری در سیاست خارجی است؛ مثلا آقای احمدی‎نژاد در دفتر ریاست‎جمهوری باز قاره‎ها را تقسیم‎بندی کرده و برای هر قاره یک مسئول با مأموریت ویژه مشخص کرده است. پس وزارت خارجه ما این وسط چه کاره است؟ بحث سوم بی‎توجهی به تخصص در بحث سیاست خارجی است اول انقلاب می‎گفتند چون متخصصین ما تعهدی نسبت به نظام ندارند، همان تعهد کافی است. آیا در این 34 سال آدم متخصص تربیت نکرده‎ایم؟ چرا رئیس‎جمهوری وقتی وزیر علوم خود را برکنار می‎کند، فردای برکناری برای وی حکم سفارت مالزی را می‎زند؟ واقعا در باقی کشور‎ها سفیر‎شدن همین قدر آسان است؟ در چین شما باید 30 سال در دستگاه دیپلماسی فعالیت داشته باشید تا بتوانید سفیر شوید، ولی اینجا یک‎شبه برای افراد حکم صادر می‎شود.

 

* با توجه به سابقه نمایندگی‎تان اوضاع مجلس هشتم و نهم را چگونه ارزیابی می‎کنید؟ آیا شریط بهتر از قبل شده است؟

البته هنوز یک سال هم از عمر مجلس نهم نگذشته است. هرچند که مجلس نهم خیلی بنای سازگاری با دولت ندارد، ولی باز هم به‎نظرم در رفع مشکلات اساسی مردم توفیق چندانی نداشته‎ است. از همان ابتدا مشخص بود که در این مجلس سؤال از رئیس‎جمهوری به سرانجام نخواهد رسید. به یکی از دوستان گفتم که ما در مجلس هشتم سؤال از رئیس‎جمهوری را عملیاتی کردیم و دوباره سؤال کردن فایده چندانی ندارد. سؤال‎کنندگان از رئیس‎جمهوری در مجلس هشتم به این نتیجه رسیده بودند که بهتر است یک اصول‎گرا مثل آقای مطهری آن سؤال را قرائت کند؛ وگرنه ما از همان ابتدا از بانیان سؤال از رئیس‎جمهوری بودیم و در همان سؤالات به اظهارات خلاف واقع رئیس‎جمهوری در موضوعاتی نظیر خانه‎نشینی و عزل وزیر خارجه واکنش نشان دادیم و دلایلی را ذکر کردیم که دیگر قابل‎انکار نبود. البته هیچ‎گاه این حرف‎ها در صداوسیما و رسانه‎ها منتشر نشد ولی هنوز در آرشیو مجلس این فیلم‎ها موجود است.

من در مجلس نهم اعتقادی به استیضاح نداشتم. به‎نظرم در مجلس نهم باید پروژه استیضاح رئیس‎جمهوری را کلید می‎زدیم! در استیضاح رئیس‎جمهوری موافقت دوسوم نمایندگان مجلس الزامی است؛ از سوی دیگر اگر نظر رهبری در مورد سؤال از رئیس‎جمهوری جنبه توصیه‎ای دارد، در قضیه استیضاح رئیس‎جمهوری موافقت رهبری الزامی است. پس از اول مشخص بود که رهبری مخالف این موضوع هستند و نمایندگان نباید وارد چنین موضوعاتی می‎شدند. اما همین مجلس کار خاصی برای معیشت مردم انجام نداده است. شما شب می‎خوابید، صبح که بیدار می‎شوید ارزش پولتان نصف می‎شود.

مجلس برای جلوگیری از چنین روندی چه‎کار خاصی انجام داده است؟ آماری وجود داشت مبنی بر اینکه دولت میرحسین دلار را 160 تومان به دولت هاشمی تحویل داد و آقای هاشمی دلار را 400 تومان به دولت آقای خاتمی تحویل داد و در ابتدای دولت آقای احمدی‎نژاد دلار 800 تومان بود. طبق این‎روند توقع داشتیم که حداکثر دلار 1600 تومان شود اما قیمت کنونی دلار چند است؟ این دلار هیچ‎گاه به 1600 تومان نخواهد رسید. مجلس در این زمینه غیر از متوقف‎کردن مرحله دوم هدفمندی کار دیگری انجام نداده است. اینکه هدفمندی متوقف شود که حسن محسوب نمی‎شود، بلکه باید دولت را موظف می‎کردند که همان قانون هدفمندی مصوب مجلس هشتم را به‎درستی اجرا کند. تولید ما از این وضعیت ضربات زیادی خورده است. اصلا ایجاد اشتغال 2.5 میلیون نفر پیشکش، همین تعداد شاغلان را حفظ کنید که بیکار نشوند.

 

* مجالس هفتم، هشتم و نهم حاصل مدیریت اصول‎گرایان است. مجلس ششم را در مقایسه با این مجالس چگونه ارزیابی می‎کنید؟

مجلس ششم هم مشکلات خاص خودش را داشت و از توسعه‎‎هایی دم می‎زد که هیچ‎گاه به‎طور کامل محقق نشد؛ مثلا در حالی‎که در مجلس پنجم قانون مطبوعات اصلاح شده بود، در ابتدای مجلس ششم و در اولین دستور کار به‎سراغ قانون مطبوعات رفتند. واقعا مشکل مردم قانون مطبوعات بود؟ مجلس ششم مدعی بود که باید توسعه سیاسی گسترش یابد.

دولت آقای احمدی‎نژاد که از اساس توسعه سیاسی را تعطیل کرد. خانه احزاب تعطیل شد. 8 سال است که یارانه احزاب قطع شده است. ما در مجلس هشتم هرچه تلاش می‎کردیم که این موضوعات در دستور کار مجلس قرار بگیرد، باز در لحظه آخر از دستور کار مجلس خارج می‎شد. نظام انتخابات حزبی در مجلس هشتم واقعا قربانی شد. اما اوج این مخالفت‎ها زمانی بود که آقای احمدی‎نژاد رسما اعلام کرد که احزاب سم مهلک کشور هستند. اما درباره شاخص‎‎های اقتصادی دولت خاتمی و احمدی‎نژاد، به‎نظرم به‎غیر از یکی دو شاخص، در باقی شاخص‎‎های اقتصادی وضعیت از شرایط امروز مطلوب‎تر بوده است. در مجلس ششم نگاه توسعه اقتصادی کمرنگ بود و مسائل کم‎اهمیت‎تر اولویت بیشتری برایشان داشت.

 

* فکر نمی‎کنید آفت مجلس اصلاح‎طلبان همان نگاه حزبی افراطی مشارکتی‎ها بود؟

بله، تا حدودی آن مشکلات را بنده هم قبول دارم. قصد کالبدشکافی مجالس گذشته را ندارم، ولی درمجموع به‎نظرم دفاع از حقوق اساسی مردم در مجلس اصلاحات از اهمیت بیشتری نسبت به مجالس بعدی برخوردار بود. اما مثلا در مسائلی نظیر پایبندی به ارزش‎ها و طرح‎ها و قوانین این‎چنینی، مجالس اصول‎گرا عملکرد بهتری داشته‎اند.

 

* چقدر احتمال می‎دهید که در دوره بعدی ریاست‎جمهوری باز هم یک فرد سمنانی در رأس دولت قرار بگیرد؟

آقای احمدی‎نژاد اصالتا سمنانی و اهل آرادان گرمسار است. اما درواقع ایشان در کودکی راهی تهران شد و مدت زیادی را در سمنان زندگی نکرد و نمی‎توان ایشان را واقعا سمنانی دانست. به همین دلیل شاید برای اولین‎بار است که می‎خواهیم یک سمنانی را راهی پاستور کنیم!

به هر تقدیر وضعیت کنونی کاندیداتوری شما در انتخابات چگونه است؟

جدای از کاندیداتوری بنده، متأسفانه نوع انسجام و تعهد به‎کار تشکیلاتی در میان اصلاح‎طلبان نسبت به اصول‎گرایان کمتر است. درست است که همین الان اصول‎گرایان 17 الی 18 تا کاندیدای آماده به خدمت دارند، ولی انصافا در تشکل‎‎های مختلفی در حال انجام فعالیت‎‎های انتخاباتی هستند. اما نگاه در جبهه اصلاح‎طلبان کمی متفاوت است. در میان اصلاح‎طلبان سه نگاه مختلف به انتخابات وجود دارد. برخی معتقدند که اساسا نیازی به حضور در انتخابات نیست؛ نه اینکه بنای بر تحریم داشته باشند ولی معتقدند که چون شرایط مهیا نیست در انتخابات شرکت نمی‎کنیم. دسته دوم معتقدند که در انتخابات شرکت می‎کنیم ولی نیازی نیست که حتما کاندیدای اختصاصی معرفی کنیم. دسته سوم که بنده و دوستان بنده در جبهه اصلاح‎طلبان ایران و همچنین شورای هماهنگی جبهه اصلاحات هستیم، معتقدیم که باید هم در انتخابات شرکت کنیم و هم اینکه کاندیدای منحصربه‎فرد داشته باشیم. در کنگره یازدهم حزب که در ابتدای بهمن امسال برگزار شد، همه افراد حاضر به‎غیر از بنده که جمعا 500 نفر می‎شدند به کاندیداتوری بنده در انتخابات ریاست‎جمهوری رأی دادند، اما خودم همچنان در حال تعلل هستم تا شاید بتوانیم در میان اصلاح‎طلبان به یک اجماع و گزینه واحد برسیم.

 

* یعنی به‎دنبال ایجاد یک کارگروه خاص هستید؟

در ابتدا ما طرحی با عنوان «مناسک» به‎معنای مجمع نخبگان اصلاح‎طلب سراسر کشور متشکل از 4000 اصلاح‎طلب در سراسر کشور را مطرح کردیم که در آن درنظر داشتیم مجمع روحانیون وارد میدان شود و با میدان‎داری مجمع روحانیون، کاندیدای اصلاح‎طلبان تعیین شود که متأسفانه با عدم ورود مجمع روحانیون، این طرح تقریبا با شکست روبه‎رو شد؛ زیرا مجمع روحانیون از اساس هنوز نسبت به حضور در انتخابات دچار تردید است. متأسفانه تنها 4 ماه تا انتخابات باقی مانده است.

ماه آخر نیز که عملا زمان تبلیغات است؛ بحمدالله از اواخر اسفند تا اواسط فروردین هم کشور تعطیل است و عملا دو ماه مفید برای تصمیم‎گیری باقی مانده است. بنده پیشنهادات دیگری را نیز مطرح کردم؛ مثلا پیشنهاد دادم هیئت حکمیت مرضی‎الطرفینی تشکیل شود و در میان همه مدعیان کاندیداتوری یک نفر را به‎عنوان کاندیدای اصلاح‎طلبان معرفی کند یا اینکه یک هیئت بی‎طرف نظرسنجی کند و طبق نتیجه، همه از نامزدی که بیشتر احتمال پیروزی دارد حمایت کنیم یا اینکه از بین احزاب اصلاح‎طلبی که قصد دارند در انتخابات شرکت کنند، نمایندگانی معرفی شوند و نمایندگان احزاب اصلاح‎طلب کاندیدای جبهه اصلاح‎طلبان را معرفی کنند. ما در حزب مردم‎سالاری کمیته‎‎های مختلفی را در رابطه با انتخابات تشکیل داده‎ایم و من قبلا هم وعده کرده بودم که ما یک‎سوم کابینه دولت یازدهم خود را معرفی خواهیم کرد.

 

* در میان اصلاح‎طلبان شخصیت‎ها از احزاب مؤثرترند؛ مثلا نقش افرادی نظیر عبدالله نوری، آقای خاتمی و آقای خوئینی‎ها از نقش احزاب و تشکل‎‎های اصلاح‎طلب بسیار پررنگ‎تر است.

من احترام می‎گذارم به این شخصیت‎‎هایی که شما اسم بردید ولی این شخصیت‎ها اگر هیچ فعالیتی نکنند ما چه‎کار باید  بکنیم؟

بالأخره برند اصلاح‎طلبی را به‎همراه دارند.

ما به‎عنوان حزب نمی‎توانیم ساکت باشیم. حالا این‎ها به هر دلیلی شاید نخواستند فعال باشند، ما که نباید فعالیت‎‎های خود را تعطیل کنیم.

مثلا آقای خاتمی خود را پدر اصلاحات می‎داند.

آقای خاتمی شاید واقعا این ادعا را نداشته باشد اما من معتقدم که ما باید به این‎ها احترام بگذاریم؛ لذا ما اصلا اول اولویت‎مان این بود که خود آقای خاتمی کاندیدا بشود و گفتیم اگر ایشان بیاید همه حول ایشان اجماع می‎کنیم؛ بالأخره آقای خاتمی هم توسط دوستان اصلاح‎طلب به‎جایگاه ریاست‎جمهوری رسیدند؛ یک‎تنه که اصلاحات را نساخت! امثال ما‎ها کمک کردیم که برای ایشان ستاد زدیم فعالیت کردیم. اتفاقا یکی از دوستان می‎گفت شما برای کروبی و خاتمی و موسوی در انتخابات‎‎های مختلف ستاد زده‎اید و حالا وقت این است که آن‎ها برای شما ستاد بزنند! در سال 84 تنها حزبی بودیم که از آقای کروبی حمایت می‎کردیم.

من آن زمان تحلیلی داشتم که آقای کروبی زمینه رأیش حداقل برای مرحله دوم از آقای رفسنجانی بهتر می‎شود. خیلی از دوستان تند ما آن زمان واقعا شرایط از ارزیابی دقیقی نداشتند و کار به‎جائی رسید که ما به‎تدریج شورا‎ها و دولت و مجلس و حتی بخشی از قوه قضائیه را از دست دادیم. من در جایی گفتم که احمدی‎نژاد دست‎پخت خود ماست. اگر ما در آن زمان اتحاد داشتیم، الان دچار چنین وضعیتی نبودیم. من از تعدد اصول‎گرایان خوشحال نیستم اما خود این تعدد نیز برای ما یک فرصت است.

 

* شما میزان مشارکت مردم در انتخابات آتی را تا چه میزان پیش‎بینی می‎کنید؟

باید واقع‎بین بود. این انقلاب متعلق به مردم است و مردم هم باید حفظش بکنند و در این راهپیمایی 22 بهمن هم چون من خودم بودم دیدم چقدر مردم با شور و حرارت در آن شرکت کردند. متن مردم همین‎‎هایی بودند که آمدند راهپیمایی، البته نمی‎خواهم بگویم که هیچ اشکالی الان وجود ندارد لذا من پیش‎بینی‎ام این است که بین 60 تا 70 درصد در این انتخابات شرکت خواهند کرد و ما باید از این فرصت به‎نحو احسنی استفاده کنیم.

 

* نظر حضرت‎عالی در رابطه با حوادث اخیر و اتفاقات قم چیست؟ در جایی عنوان کرده بودید که بنی‎صدر هم چنین رفتاری نداشته است. دلیلتان چیست؟

اینکه رئیس‎جمهوری به‎جای دغدغه رفع مشکلات معیشتی مردم، بیاید چنین فیلمی در مجلس منتشر کند خیلی سخیف است و در تاریخ انقلاب ما تا‎کنون چنین چیزی نداشتیم. مدتی می‎گفتند که بنی‎صدر از شهید آیت یک نوار پر کرده است که قصد دارد آن را افشا کند. در آن زمان همگی تلاش کردیم که بنی‎صدر را از قدرت کنار بزنیم اما همان بنی صدر نیامد آن نوار را منتشر کند. اتفاقی که در قم افتاد به‎نظر من باید زنگ خطر را برای مجموعه دوستان اصول‎گرا به‎صدا دربیاورد. قبلا این مشکل در سخنرانی سیدحسن خمینی رخ داد و همه گفتند که خودجوش بوده است. هر کسی که الفبای سیاست را خوانده باشد می‎داند که کاملا ساختگی و هدایت‎شده بوده است. پیش از این در مشهد هم گفتند که مردم خودجوش علیه آقای ناطق شعار داده‎اند و حالا هم می‎گویند حوادث قم خودجوش بوده است! کاملا مشخص است که طرح‎ریزی در این زمینه وجود داشته است و مسئولان باید یک‎بار برای همیشه این مشکلات را حل کنند.

 

* شما از یک‎سو مدعی هستید که طرح وحدت میان اصلاح‎طلبان تا‎کنون جواب نداده است و از سوی دیگر اعتقادی به‎وجود مرز‎های پررنگ میان اصلاح‎طلبان و اصول‎گرایان ندارید. چرا حول یکی از اصول‎گرایان نظیر آقای مطهری وحدت  نمی‎کنید؟

معتقدم اصلاح‎طلبان اگر کاندیدا نداشته باشند باز هم بهتر از آن است که از یک کاندیدای اصول‎گرا حمایت کنند. به‎دلیل آنکه ما وظیفه داریم مردم را به حضور در انتخابات دعوت کنیم ولی نباید نگاهمان به قدرت طعمه‎وار باشد. قرار نیست که چارچنگولی به دولت بعدی بچسبیم. برای حفظ هویت اصلاحات ما حتما به یک نامزد اصلاح‎طلب نیازمند هستیم و نیازی نیست که حتما نامزد ما پیروز شود.

 

* حضور آیت‎الله هاشمی در انتخابات اخیر را تا چه حد جدی می‎دانید و تا چه حد حضور ایشان را بزرگ‎نمایی از سمت دولت می‎دانید؟

من هم با شما موافق هستم و معتقدم دولت این موضوع را پررنگ کرده است تا بتواند در فضای دوقطبی نظرات خود را اعمال کند. به‎نظرم ایشان بیش از آنکه بازیگر انتخابات ریاست‎جمهوری باشد، باید در قامت یک بازیگردان در انتخابات ظاهر شود؛ مثلا آیت‎الله مصباح پدر معنوی جبهه پایداری است ولی هیچ‎گاه کسی نمی‎گوید ایشان کاندیدای پایداری است. ما از آیت‎الله هاشمی نیز توقع داریم در حد یک پدر معنوی ظاهر شود. البته ایشان نیز اعلام کرده است که با توجه به کهولت سن و مشکلات دیگر کاندیدا نخواهد شد.

طرح وحدت ملی نیز که ایشان مطرح کرده است یک طرح دلسوزانه است ولی عملیاتی نخواهد شد. این طرح در نظر دارد رأی اصلاح‎طلبان و اصول‎گرایان را تجمیع کند ولی این شدنی نیست. هیچ‎گاه همه اصول‎گرایان بر نامزد مورد تأیید ما اجماع نخواهند کرد و اتفاقا مخالفت‎ها با چنین کاندیدایی جدی‎تر می‎شود؛ به همین دلیل بعید می‎دانم کسی پیدا شود که بتواند چنین نقشی را برای دولت وحدت ملی اجرائی کند. البته اینکه برخی می‎گویند ما کسی غیر از ایشان را نداریم، به ما و دیگر احزاب توهین کرده‎اند! یعنی اینکه ما آن‎قدر نیرو کم داریم که باز هم مجبوریم به‎سراغ رؤسای جمهوری قبلی نظیر آقای خاتمی و آقای هاشمی برویم. بنده هم اعتقادی به حضور ایشان ندارم.

 

* چه میزان احتمال می‎دهید که نامزد دولت پیروز شود؟

ملت ما دقیقه‎نودی است و تا روز‎های نزدیک به انتخابات نمی‎توان رفتارشان را تحلیل کرد ولی باز هم اگر اصلاح‎طلبان از صحنه انتخابات حذف شوند، بنده بعید نمی‎دانم که دولت با روی‎آوردن به رفتار‎های پوپولیستی و طرح‎‎هایی نظیر استخدام نیم‎میلیون نفر و افزایش 5 برابری یارانه‎ها و چنین طرح‎‎هایی دوباره قدرت را در دست بگیرد. بنده سال 88 گفتم تقلب نشده است ولی تا دلتان بخواهد تخلف شده است. من از هم اکنون دغدغه چنین رفتار‎هایی را دارم.

 

* برخی از سیاسیون گفته بودند که اصلاح‎طلبان باید از فتنه‎گران اعلام برائت کنند. شما به گفته خودتان سابقه تشکیل ستاد برای موسوی و کروبی را در کارنامه دارید. شما هم از وقایع 88 اعلام برائت می‎کنید؟ از رفتارتان در سال 88 پیشمان نیستید؟

از اقدامات 88 پشیمان نیستم و البته مواضع من در سال 88 کاملا روشن و شفاف بوده است و نیازی به توبه نیست؛ مثلا برخی از نزدیکان شما در سال 88 به احمدی‎نژاد رأی داده‎اند. آیا آن‎ها هم باید توبه کنند؟ در آن زمان ما تشخیص دادیم که باید در انتخابات از این افراد حمایت کنیم و به همین دلیل نیازی به توبه نیست. برخی به بنده گفتند که در مراسم تحلیف ریاست‎جمهوری شرکت نکن ولی بنده گفتم که رهبری در خطبه‎‎های نمازجمعه تکلیف را مشخص کرده‎اند. ما باید اصلاح‎طلبان را از براندازان تفکیک می‎کردیم.

 

* شما رئیس ستاد میرحسین موسوی بوده‎اید. بعد از انتخابات ایشان نسبت به مواضع شما اظهار دلخوری و گله نداشت؟

من پس از انتخابات دیدار‎‎های زیادی با ایشان و آقای کروبی داشتم تا مواضعشان را تعدیل کنم ولی دقیقا چنین مسائلی را به‎خاطر ندارم. من تا بهمن 89 تلاش کردم تا رفتار آن‎ها را تعدیل کنم اما در شرایطی قرار گرفتم که گفتند کواکبیان با سران فتنه جلسات و ملاقات‎‎های منظم دارد و فضا به‎گونه‎ای شد که دیگر از آن زمان به بعد ملاقاتی با آقایان نداشته‎ام.
بازگشت به ابتدای صفحه
نام:
ایمیل:
* نظر: