مرا اسب سفيدي بود روزي شهادت را اميدي بود روزي . اميدم گرد اميدي نمي گشت شبم دنبال خورشيدي نمي گشت دلم در سينه قفلي بود محكم كليدش بود در درياچه غم حبيبم قاصدي از پي فرستاد پيامي با بلوري مي فرستاد كه مي دانم تو را شرم حضور است مشو نوميد اينجا قصر نور است اگر آه تو از جنس نياز است در باغ شهادت باز باز است .
خدا لعنت کنه نامردایی رو که زندگی عاطفی چند تا کودک پاک و مظلوم رو خراب می کنن.این روشهای ناجوانمردانه متاسفانه توی دنیا باب شده تا جلوی حق رو بگیرند.انشالله خدا جواب همه بی عدالتی هارو می ده و برای این گلهای پاک زندگی جبران میکنه
تو بچگی که این اهنگ و میشنیدم خیلی ناراحت می شدم وغصه میخوردم به به زور جلوی گریه هامو میگرفتم تا مامانم نبینه.الان که بعد از سالها دوباره دارم این اهنگ و میشنوم عمق ناراحتیم خیلی بیشتر شده دیگه نمی تونم جلوی گریه هامو بگیرم
آخ از این همه دلتنگی هاخم مارو برد به دهه شصت زمان جنگ صفهای طولانی نان ونفت تلوزیونهای ساه وسفید و این پسر که با یه ژاکت زمستانی این آهنگ رو می خوند تو برنامه کودک آخ چه زود گذشت آخ از شهیدایی که اونروزها می اوردن روزهای دوشنبه و پنج شنبه بعد از ظهر شهدا تشیع می شدن الان هم این عزیزا که چهلم شهید احمدی تو مسجد دانشگاه بوعلی همدان برگزار شد ولی خوشا بحالشون و خدا به داد من برسه اون دنیا خدایا ببخش تو را به معصومیت اون وقتها قسمت میدیم در گذر
ای کاش همه ی دشمنی ها روزی تموم بشه
زیبا بود
که دارند ملتی اشک تو باور
همه در یاد بابای تو هستیم
خداوندست در این جا یار و یاور
لعنت خدا بر دشمنان این مرز و بوم
دمت گرم تابناک خیلی عالی بود کارت منو برد به دوران بچگیم این سرود
مگه حرفی هم می مونه؟؟؟
حسرت از دست دادن
عزم
اراده
ایستادن