درمان با دو بال
مصطفی تبريزی*
کد خبر: ۲۲۷۷۵۹
| | 2123 بازدید
حوادث و اتفاقات قبل از تولد هر فردي در آينده، بر شخصيت و رشد رواني او تاثير ميگذارد و كودك منطبق با خانوادهاش تربيت ميشود، به عنوان مثال خانواده وسواسي، بچه وسواسي تربيت ميكند. بنابراين اگر بخواهيم در مورد رفتار و شخصيت افراد بحث كنيم بايد توجه داشته باشيم بيش از 90درصد رفتارها و شخصيت افراد از اول كودكي تا سن شش، هفت سالگي شكل ميگيرد.
ديروز در خبرها داشتيم مردي 30ساله كه به شيشه اعتياد داشت به پيشنهاد مادرش تحتتاثير فقر، زني را كشته و از خانه وي سرقت كرده است. اين فرد در كودكي پدرش را از دست داده و از 14سالگي كار ميكرد و توسط دايياش به شيشه معتاد شد. در واقع خانواده زمينه اعتياد او را ايجاد كرده اما رفتار دايي و مادر براي اعتياد او آخرين حلقه از يك زنجير بوده است.
استكاني را در نظر بگيريد كه داخل آن آب است و وقتي آخرين قاشق را به آن اضافه كنيم سرريز ميشود، قطعا اگر قاشقهاي اول نبود آخرين قاشق هم باعث سرريز شدن استكان نميشد. اين فرد تحتتاثير عوامل متعدد و تعامل با افراد از دوران كودكي تا به امروز معتاد شده و بايد توجه داشت او يك بيمار است. اين متهم براي اينكه از خيلي دردها رها شود به جاي انتخاب راه سازنده روش تخريبگر و بدتري را انتخاب كرده است. از سويي ديگر در شرايطي كه ناكامي و گرسنگي وجود داشته باشد و فرد معتاد هم باشد، مغز نميتواند درست تصميم بگيرد. در بسياري از موارد ديده شده است فرد به خاطر درد و اعتياد، رفتاري را مرتكب شده است كه پس از گذشت مدتي از آن تصميم و رفتار، پشيمان شده است و در واقع چنين افرادي آلت دست عوامل اجتماعي و خانوادگي ميشوند و دست به جرم ميزنند.
وقتي فرد به اعتياد گرايش پيدا ميكند مانند پرندهاي است كه بايد با دو بال، شخصيت او را به وي بازگرداند؛ اين دو بال رواندرماني و عوامل اجتماعي هستند. بال اول رواندرماني است چون فرد از دوران كودكي مسايلي را آموخته و تجربه كرده كه تفكرات و احساساتش دستخوش تغيير شده است و ما بايد با رواندرماني كاري كنيم كه اين موضوع اصلاح و به نحوي فرد از نو متولد شود. بال ديگر نيز عوامل اجتماعي است كه موجب شده است فرد به اعتياد روي آورد، آن عوامل اجتماعي عبارتند از: فقر، تبعيض و رفتاري كه در جامعه با فرد شده است كه اين عوامل نيز بايد اصلاح شود. البته در اينجا بايد توجه داشت كه هيچوقت با يك بال نميتوان پرواز كرد. نه بدون رواندرماني و نه بدون كار اجتماعي نميتوان به چنين افرادي كمك كرد.ديروز در خبرها داشتيم مردي 30ساله كه به شيشه اعتياد داشت به پيشنهاد مادرش تحتتاثير فقر، زني را كشته و از خانه وي سرقت كرده است. اين فرد در كودكي پدرش را از دست داده و از 14سالگي كار ميكرد و توسط دايياش به شيشه معتاد شد. در واقع خانواده زمينه اعتياد او را ايجاد كرده اما رفتار دايي و مادر براي اعتياد او آخرين حلقه از يك زنجير بوده است.
استكاني را در نظر بگيريد كه داخل آن آب است و وقتي آخرين قاشق را به آن اضافه كنيم سرريز ميشود، قطعا اگر قاشقهاي اول نبود آخرين قاشق هم باعث سرريز شدن استكان نميشد. اين فرد تحتتاثير عوامل متعدد و تعامل با افراد از دوران كودكي تا به امروز معتاد شده و بايد توجه داشت او يك بيمار است. اين متهم براي اينكه از خيلي دردها رها شود به جاي انتخاب راه سازنده روش تخريبگر و بدتري را انتخاب كرده است. از سويي ديگر در شرايطي كه ناكامي و گرسنگي وجود داشته باشد و فرد معتاد هم باشد، مغز نميتواند درست تصميم بگيرد. در بسياري از موارد ديده شده است فرد به خاطر درد و اعتياد، رفتاري را مرتكب شده است كه پس از گذشت مدتي از آن تصميم و رفتار، پشيمان شده است و در واقع چنين افرادي آلت دست عوامل اجتماعي و خانوادگي ميشوند و دست به جرم ميزنند.
*روانشناس و استاد دانشگاه
منبع: شرق
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


