به‌روز شده در: ۰۸ شهريور ۱۳۹۳ - ۲۰:۳۷
تعداد بازدید: ۲۰۹۶۶
کد خبر: ۲۲۵۸۱۰
تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۷:۵۳ - 10 February 2012
سيد طاهر سياح در سایت الف نوشت:

مدت ها بود که یا فیلم سینمایی صریح سیاسی نداشتیم که ببینیم و یا اگر فیلم هایی با مضامین سیاسی موجود بود، یا با ادبیات مثلا طنز آلود جملاتی شعارگونه نمایش داده می شد، و یا فیلم هایی ساخته می شد که بازیگران در سکانس های آن بجای هنروری، بیانیه های یکطرفه حزبی را با بی سلیقه ترین حالت ممکن قرائت می کردند. نگارنده چندین بار در سالن نمایش چنین فیلم هایی حضور داشته و شاهد اعتراض بحق و ترک اعتراضی سالن سینما توسط تماشاگران بوده است.

به همین دلیل تقریبا همگی ما اگر بدانیم قرار است یک فیلم نسبتا سیاسی ایرانی ببینیم، بلافاصله خاطرات فیلم های گذشته برایمان زنده می شود و نا خودآگاه پیش خودمان خواهیم گفت: باز یه فیلم بدساخته دیگه، بازم قراره بریم شعار بشنویم و یه بار دیگه باید سخنرانی گوش کنیم و ...

قسمت اول
تصور کنید حسی شبیه جملات فوق دارید و تا کنون چندین فیلم جشنواره امسال را هم دیده اید و فیلم ها با وجود شهرت نام برخی از کارگردان هایشان یکی از یکی نا امید کننده تر بوده و اکنون عازم دیدن قلاده های طلا هستید، فیلمی که تاکنون تقریبا هنوز هیچ کس آن را ندیده و گفته می شود سیاسی ترین فیلم سینمای ایران است، و شما در این فکرید که ای وای، دیگر امشب کی قرار است برایتان سخنرانی کند و شما هنوز هیچ چیز از فیلم نمی دانید...

قسمت دوم
چهارشنبه شب در سالن طبقه پنجم سینما آزادی به همراه انبوه جمعیت که سرتاسر سالن حتی روی زمین نشسته اند و عده ای بخاطر نبود جا ایستاده تماشا می کنند به تماشای فیلم می نشینید. بیست دقیقه از فیلم گذشته و سالن در سکوت مطلق است، سکانس هایی را می بینید که با توجه به خط قرمز هایی که از لحاظ محتوایی برای ساخت فیلم در ایران وجود دارد و تصوراتی که از سینمای سیاسی ایران دارید برایتان غیر قابل پیش بینی است. تا اینجا فیلم با توجه به امکان ساخت بهتر برخی صحنه ها و تاکید بیش از حد روی یکی دو موضوع خاص نمره عالی نگرفته اما ناامیدکننده هم نیست. و شماحیرت زده به تماشای فیلم ادامه می دهید...

قسمت سوم
داستان به روز انتخابات می رسد. سرعت روایت فیلم تند است، برخلاف سایر فیلم های ایرانی هرچه جلوتر می رویم فیلم بهتر می شود، شعار غالب بیشتر صحنه های فیلم مرگ بر دیکتاتور است، حتی برخی شخصیت های مثبت هم معترضند. مهمترین سکانس ها و دیالوگ های فیلم در نیم ساعت دوم به سرعت در حال رقم خوردن است. یک داستان جانبی با موفقیت در فیلم روایت می شود. فیلم نواقصی دارد که گه گاهی حس می شوند ولی خوشبختانه آدم بد های فیلم، بخشی از جامعه را نمایندگی نمی کنند. به همین خاطر حین تماشای فیلم فکر اینکه مبادا بخشی از جامعه با دیدن این صحنه ها عصبانی شوند، شما را اذیت نمی کند. و شما مشتاقانه به تماشای فیلم ادامه می دهید...

قسمت چهارم
به یک ربع پایانی فیلم نزدیک می شویم. سرعت روایت فیلم کم نشده ولی کاملا در حال و هوای فیلم قرار گرفته اید. اکنون دیگر می دانید که با فیلمی طرف نیستید که می خواهد برایتان بیانیه سیاسی بخواند. تیکه های سیاسی به شما یا به دیگران بیندازد و فرار کند. در بخش های پایانی فیلم، پیروزی هایی مصنوعی و غیر قابل باور برای آدم های بظاهر خوب فیلم که اصلا هم معصوم نیستند رخ نمی دهد و آدم بدها نیز در یک چشم بهم زدن نابود نمی شوند.

قسمت پنج
فیلم تمام میشود و چراغ های سالن نیمه روشن می شوند، اگرچه تقریبا هیچ کس (به جز معدودی) برای فیلم دست نمی زنند، ولی در چهره های مردم هم احساس خاصی موج می زند، چیزی بین بهت و بی حسی. کسی سالن را ترک نکرده و شوک ناشی از تماشای فیلم همگی تماشاگران را به انفعال کشانده است. از همان ابتدا بحث های دو نفره شکل می گیرد و حاضرین درحالی که برخی از آنها تبسم بر چهره دارند سالن را ترک می کنند.

درباره فیلم قلاده های طلا نکات زیر به ذهن نویسنده می رسد که قابل تامل است:

- یادداشت فوق وارد مصداق های فیلم نشده و مطلقا داستان آن را لو نمی دهد. لذا اگر تصور کردید با نوشته فوق اندکی از داستان فیلم دستگیرتان شده سخت در اشتباهید.

- این که گفته می شود قلاده های طلا سیاسی ترین فیلم سینمای ایران است کاملا حرف درستی به نظر می آید.

- می گویند هزار صفحه کتاب کار یک سکانس تاثیرگذار را نمی کند. قلاده ها، مجموعه ای از سکانس های تاثیرگذار از آب درآمده که شاید به اندازه صدها مقاله و نوشتار، تاثیر منطقی و احساسی دارد.

- به نظر می رسد بزرگترین آفت احتمالی فیلم، مصادره آن توسط جریان های این وری یا اونوری به نفع یا علیه گروه خاص باشد. بدترین نوع دفاع از یک اثر سینمایی ممکن است «مصادره» آن یا «بت سازی» و «پرهیز از نقد» آن باشد.

- گذشته از برخی ضعف های داستانی و تکنیکی، آنچه در نهایت کلیت اثر را تحسین برانگیزتر می کند و تحمل برخی نقایص آن را راحت تر، درک شرایطی است که عوامل کار، از نویسنده و کارگردان و تهیه کننده تا بازیگران برای ساخت فیلم تجربه کرده اند. این تلاش آن زمان گران قدر تر می شود که به یادآوریم که در وضعیتی که فضای سیاسی و اجتماعی به شدت دو قطبی بوده است و هر حرکتی منتسب به یک گروه خاص ارزیابی می شود یا تلاش می شود له یا علیه گروهی تفسیر یا به آن چسبانده شود و با ایجاد موج تخریب، شدیدترین فشارها بر عوامل وارد شود، حتی تصور کار کردن در چنین پروژه ای نیز ممکن است تا چه اندازه سخت به نظر برسد.

- نکته درس آموز قلاده ها برای کارگردانان عرصه های دیگر غیر از سینما، از سیاستمداران تا خطیبان و نویسندگان مطبوعات و برنامه سازان تلویزیون و ... این است که چگونه می توان با صراحت و خودداری از برخی پرده پوشی های غیرضروری و در عین حال روایت منصفانه فضا اثری ارایه داد که هم جذاب باشد و هم توضیح دهنده.

- قلاده ها نشان می دهد که برای اقناع و بیان مساله و نشان دادن راه حتما لازم نیست که فحش داد. و بصیرت، الزاما با عریان ترین نوع واکنش همسان نیست.

- در تحلیل نهایی، قلاده ها آغاز موفق حرکتی در «سینمای سیاسی توضیح دهنده» است که ای کاش زودتر از این ها اتفاق می افتاد.
بازگشت به ابتدای صفحه
نام:
ایمیل:
* نظر: