به‌روز شده در: ۰۴ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۰:۵۱
تعداد بازدید: ۱۰۳۱
اميربامه
کد خبر: ۲۲۴۸۳۹
تاریخ انتشار: ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۷:۵۸
تكنولوژي‌هاي جديد درماني، مسائل اخلاقي، فقهي و حقوقي بسياري را به دنبال دارد. روش‌هاي پيشرفته كمك باروري طي سال‌هاي ورود خود به عرصه پزشكي، باعث سوالات حقوقي بسياري شده كه اكثر آنها جواب مشخصي نداشته و نياز به تحقيق و تفحص دارند.

مسائل مربوط به باروري از آنجا كه به خصوصي‌ترين وجه زندگي انسان مي‌پردازد داراي وجوه حقوقي بيشتري نسبت به ساير روش‌ها و تكنيك‌هاي درماني است.

درحال حاضر 10درصد زوج‌هاي كشور نابارور هستند كه آخرين راهكار درماني براي تنها يك تا دو درصد استفاده از روش «رحم جايگزين» است؛ روشي كه در چند سال اخير به لحاظ حقوقي حرف و حديث‌هاي فراواني به همراه داشته است، اما متاسفانه اين شيوه درمان ناباروري با خلأ قانون جامع و مانع روبه‌رو بوده به همين دليل چند سالي است، پژوهشگاه رويان با همكاري ساير مراكز در قالب همايشي به نام كنگره ساليانه اخلاق و حقوق باروري به چالش‌هاي روش درماني رحم جايگزين مي‌پردازد.

 از اين‌رو با دكتر كيارش آرامش دبير علمي كنگره و معاون پژوهشي مركز تحقيقات اخلاق و تاريخ پزشكي گفت‌وگويي كرده‌ايم تا زواياي پيدا و پنهان حقوقي اين روش درماني را بيشتر بشكافيم.

آقاي دكتر، شايد خيلي‌ها فقط نام رحم جايگزين را شنيده باشند، كمي در اين‌باره توضيح دهيد.

رحم جايگزين كه ترجيح مي‌دهم اسم آن را مادر جايگزين بنامم، يك روش كمك باروري است كه به دسته‌اي از زوج‌هاي نابارور كه زوجه (زن) قادر به طي كردن فرآيند بارداري نيست، كمك مي‌كند كه فرزند دار شوند. مادر جايگزين انواع مختلفي دارد اما نوع كلاسيك و كامل آن به اين شكل است كه در يك خانواده، زوج دارای اسپرم بوده و زوجه نيز داراي تخمك است، بنابراين آقا و خانم از لحاظ «گامت» مي‌توانند بچه‌دار شوند اما زوجه يا نمي‌تواند يا نمي‌خواهد كه مراحل بارداري را طي كند؛ البته در ايران اين روش كمتر به دليل خراب نشدن اندام انجام مي‌شود. بنابراين بيشتر، زناني درگير اين روش مي‌شوند كه به دليل يك ناهنجاري رحمي يا نداشتن رحم نمي‌توانند بارداري را طي كنند در حالي كه تخمدان آنها سالم بوده و قادر به توليد تخمك است. به اين دليل در آزمايشگاه، از تخمك زن و اسپرم مرد، سلول تخمي درست كرده و تكثير مي‌كنند و در نهايت رويان‌هاي توليد شده به رحم فرد ديگري منتقل مي‌شود تا اين خانم دوران بارداري را طي كند و پس از تولد، نوزاد به زوج خواهان تحويل داده شود.

به طور كلي به چند علت ممكن است جنين نتواند در رحم مادر، مراحل رشد و تكامل خود را طي كند؟

اگر رحم قدرت نگهداري جنين را نداشته و جنين را سقط مي‌كند و بارداري براي جان زن به علت يك بيماري طبي ديگر خطرناك باشد، امكان استفاده از اين روش وجود دارد.

چرا شما تمايل داريد كه از لفظ مادر جايگزين به جاي رحم جايگزين استفاده شود؟

انسان يك عضو نيست و زني هم كه باردار مي‌شود فقط رحمش درگير بارداري نيست بلكه تمام وجودش درگير بارداري مي‌شود به‌طوري كه كسي اگر فرآيند بارداري يك زن را ديده باشد متوجه مي‌شود كه زن باردار تنها رشد يك موجود را در بدن خود تجربه نمي‌كند بلكه قلب، احساس و روح مادر با بچه در ارتباط است. حتي برخي مادرها از يك دوره‌اي با بچه داخل رحمشان صحبت مي‌كنند و وقتي بچه لگد مي‌زند خوشحال شده و با او ارتباط برقرار مي‌كنند. بنابراين تعبير رحم جايگزين ريشه در تعبير رحم كرايه‌اي دارد كه اصطلاح قديمي و متعلق به دوران برده داري است كه در اين حالت رحم انسان‌ها را مي‌توان كرايه كرد در حالي كه اين اقدام يك كار كرايه‌اي نبوده و انسان يك عضو نيست بلكه فردي كه جنين را در رحم خود بزرگ كرده و به دنيا مي‌آورد، مادر است. مادر جايگزين با كرامت انساني سازگار است چرا كه شيوه كرامت انساني هميشه هدف است و نبايد به عنوان ابزار ديده شود.

آيا استفاده از رحم جايگزين به دليل تمايل نداشتن به حاملگي در كشورها رايج است؟

اصولا مساله مادر جايگزين در كشورهاي توسعه يافته كه قانوني براي آن دارند متفاوت از ساير كشورها مانند ايران است. در اين كشورها جايگزيني تجاري جايي ندارد كه من هم موافق اين شيوه هستم يعني هيچ خانمي نبايد با دريافت پول مادر جايگزين شود.حتي در برخي كشورها، شكل تجاري آن مطلقا ممنوع است. در برخي از كشورهاي توسعه يافته كه اجراي مادر جايگزين مجاز است تنها با هدف نوعدوستانه انجام مي‌شود. البته در ايران متاسفانه نوع تجاري آن وجود دارد؛ يعني يك خانم در ازاي نگه داشتن جنين زوج ديگر پول دريافت مي‌كند. اين در حالي است كه كشورهاي توسعه يافته اعتقاد دارند زوجي كه نمي‌توانند بچه‌دار شوند نبايد با پرداخت هزينه‌، فردي را پيدا كنند كه نقش مادر جايگزين را ايفا كند. بلكه بايد يك دوست قديمي، خواهر و يا حتي مادري را پيدا كنند كه تمايل به انجام اين كار داشته باشد.

چه كشورهايي به اين شيوه مادر جايگزين را اجرا مي‌كنند؟

در بیشتر كشورهاي اروپاي غربي مادر جايگزين به صورت نوعدوستانه اجرا مي‌شود و حتي در آمريكا نوع تجاري آن ممنوع است اما معيارهاي نوعدوستانه هم در كشورها متفاوت است اما معمولا گفته مي‌شود دوست قديمي يا خواهر اين نقش را ايفا كند كه در ادامه زندگي مادر دوم بچه هم باشد.

حامل جنين يا خانمي كه نقش مادر جايگزين را بازي مي‌كند بايد چه شرايطي داشته باشد؟

دو دسته شرايط وجود دارد؛ يك دسته شرايطي فني و پزشكي است و ديگري شرايط حقوقي و فقهي؛ يعني اين فرد بايد در سني باشد كه بتواند بارداري را تحمل كند و از لحاظ بدني، توانايي جسماني لازم را داشته باشد. در بعد فقهي و حقوقي نيز به عنوان مثال در حال حاضر در كشور ما خانم‌هاي شوهردار كه قبلا بارداري را تجربه كرده‌اند مي‌توانند نقش مادر جايگزين را بازي كنند.

به لحاظ قانوني‌ آيا اهداي جنين هم مانند مادر جايگزين ضعف حقوقي دارد؟

براي اهداي جنين در كشور قانون وجود دارد كه قانون خوب، جامع و مانعي نيست. در حالي كه متاسفانه براي مادر جايگزين اصلا قانوني وجود ندارد، سوال اينجاست كه آيا الزاما براي هر روش درماني كه وارد عرصه پزشكي مي‌شود بايد قانون وضع شود؟ پاسخ منفي است به عنوان مثال هر روزه روش‌هاي درماني و جراحي‌هاي جديدي ابداع مي‌شود بنابراين براي هر كدام بايد قانون نوشت! اما به ‌طور كلي وقتي روش درماني جديدي در قالب قانون‌هاي قبلي قابل اجرا نبوده و چالش‌زا باشد لازم است كه يا قانون‌هاي قبلي اصلاح شود يا قانون جديد براي آن تصويب شود. به عنوان مثال يكي از ضرورت‌هاي وضع قانون براي روش كمك باروري مادر جايگزين اين است كه وقتي بچه‌اي به اين شكل متولد مي‌شود زوجيني كه مادر جايگزين گرفته‌اند قصد دارند اسم خودشان در شناسنامه بچه باشد. به عبارت ديگر، اسم مادر بيولوژيك و نه مادر زايماني در شناسنامه بچه قيد شود، اما در حال حاضر اداره ثبت احوال اسم مادر را براساس گواهي بيمارستان مي‌نويسد و بيمارستان هم خانمي را كه زايمان انجام داده به عنوان مادر فرض مي‌كند. بنابراين عملا در مراكزي كه مادر جايگزين را انجام مي‌دهند براي حل اين مشكل يك كار خلاف قانون انجام مي‌دهند و مادر زايماني را به نام مادر بيولوژيك در بيمارستان پذيرش مي‌كنند، اما در كل اين ابهام در نسب بچه ايجاد مي‌شود كه مادر اين بچه چه كسي است؛ آيا مادر بيولوژيك يا مادر زايماني؟

به هر حال آقاي دكتر، از نظر اخلاقي و قانوني مادر بچه چه كسي است؟

به‌طور اصولي مادر بچه، مادر بيولوژيك است اما اگر اهداي گامت اصل باشد چون اهداكننده مادر بيولوژيك است مادر واقعي بچه محسوب مي‌شود اما اگر مادر زايماني اصل قرار بگيرد بحث خيلي ساده نخواهد بود. البته به نظر من هر دو مادر هستند اما مادري كه از ابتدا قرار است كه بچه را بزرگ كند اولويت داشته و مادر اصلي محسوب مي‌شود. خانمي كه زايمان را انجام داده و در به وجود آوردن بچه نقش داشته است اما نمي‌خواهد كه بچه را بزرگ كند مادر دوم بچه خواهد بود. بنابراين بايد در ماده 15 قانون ثبت احوال ـ ثبت ولادت بايد مستند به تصديق پزشك يا ماماي رسمي با موسسه‌اي كه طفل در آنجا متولد شده است باشد، در غير اين صورت واقعه به تصديق 2 نفر گواه ثبت مي‌شود. ـ تبصره‌اي جهت رفع اين مشكل اضافه شود.

به نظر شما بايد اصل محرم بودن در بحث مادر جايگزين وجود داشته باشد و بچه‌اي كه از اين طريق حاصل مي‌شود نبايد بداند كه از اين طريق به دنيا آمده است؟

خير، موافق اين موضوع نيستم! اما زماني كه پولي داده مي‌شود كه يك خانم نقش مادر جايگزين را ايفا كند اين توقع هم وجود دارد كه در اين صورت، اين خانم پس از به دنيا آوردن بچه، ديگر هيچ ارتباطي نداشته باشد اما عملا درست اين است اين كار نوعدوستانه و بدون رد و بدل كردن پولي صورت بگيرد و اين خانم كه نقش مادر جايگزين را ايفا كرده است و تا هر موقع هم كه بخواهد با اين بچه در نقش مادر دوم ارتباط داشته باشد. از سوي ديگر تجربه نشان داده در اين موارد گاهي چالش‌هايي پيش مي‌آيد. مثلا در مواردي مادر جايگزين، بچه را به دنيا آورده ولي نوزاد ناقص‌الخلقه يا دو قلو بوده است و زوج خواهان بچه را قبول نكرده‌اند و حتي مادر زايماني دلبسته بچه شده و آن را تحويل نداده است كه به نظر طبيعي هم مي‌رسد.

آقاي دكتر بايد بين خانمي كه نقش مادر جايگزين را بازي كرده و مرد زوج نابارور صيغه خوانده شود؟

خير، نيازي به اين كار نيست چرا كه نمي‌توان بين زني كه شوهر دارد با مردي ديگر صيغه خواند. از ميان فقهاي شيعه هم كساني كه با اين موضوع موافقند آن را انتقال اسپرم ندانسته‌اند بلكه انتقال جنين از رحمي به رحم ديگر مي‌دانند كه نيازي به جاري شدن صيغه ندارد.

به نظر شما راه‌حل كلي براي مشكلات حقوقي مادر جايگزين چيست؟

به نظر من بايد زوجين نابارور از كساني كه مي‌توانند نوعدوستانه به آنها كمك كنند، كمك بگيرند تا اين‌كه كساني كه خواهان دريافت مبالغ زياد پول هستند. چون پرداخت اجرت در مقابل ايفاي نقش مادر جايگزين عوارض اجتماعي ـ حقوقي ديگري هم به دنبال دارد. به عنوان نمونه معمولا زنان اقشار فقيرتر جامعه براي كسب درآمد به اين كار روي مي‌آورند كه در اين صورت حتي ممكن است واسطه‌ها نيز شكل بگيرند كه در برخي موارد اين اتفاق افتاده است. افرادي واسطه شده‌اند كه از خانم‌هاي فقيرتر سوءاستفاده كرده تا نقش مادر جايگزين را بازي كنند. در اين صورت پولي هم به عنوان واسطه‌گري رد و بدل مي‌شود. از نظر من، به‌طور كلي بحث مادر جايگزين در ايران شبيه موضوع پيوندكليه شده است چون براي همه افراد امكان خريد كليه وجود دارد اهداي كليه به شكل نوعدوستانه جايي ندارد. به عنوان مثال وقتي در خانواده‌اي يكي از افراد نيازمند كليه باشد ديگر اعضاي خانواده اصلا به اين موضوع فكر نمي‌كنند كه كليه خود را اهدا كنند چرا كه براحتي مي‌توانند با پرداخت حدود 5 ميليون تومان، كليه خريداري كنند. در موضوع مادر جايگزين هم، چون موضوع تجاري شده شكل نوعدوستانه گسترش پيدا نكرده است.

بيشتر به مشكلات اشاره كرديد، راهكار اين‌گونه مشكلات چيست؟

به نظر من بايد قانوني در اين زمينه تصويب شود تا پرداخت پول براي باروري به شكل مادر جايگزين ممنوع باشد و در اين قانون مقرر شود، زوج‌هايي كه قصد استفاده از اين شيوه بارداري را دارند بايد از دوستان نزديك يا خواهر به صورت نوعدوستانه استفاده كنند. نكته مهم‌تر اين است، بچه‌اي كه از اين طريق به دنيا مي‌آيد بايد در آينده از اين موضوع كه به اين شكل متولد شده با خبر شود البته مادر جايگزين هم حق برقراري ارتباط با بچه را داشته باشد. همچنين حقوق قانوني مادري مثل ارث و حضانت هم مانند مادر خواهان ضمن حفظ حقوق طرفين رعايت شود.

اجرت معمول مادر جايگزين چه ميزان است؟

بين 4 تا 6 ميليون اجرت معمول اين كار است و معمولا خانواده‌هايي پول نداشته و شوهر بيكار دارند مانند كساني كه از فقر به استيصال رسيده‌اند و مجبور به فروش كليه‌هايشان مي‌شوند حاضر به ايفاي نقش مادر جايگزين هستند. البته حتي ممكن است افرادي كه ظاهر بهتري هم داشته باشند پول بيشتري طلب كنند.

برخورد مراجع عظام تقليد با مادر جايگزين چگونه بوده است؟

بيشتر فقها به شرط اين‌كه تضمن به فعل حرام نباشد با نفس موضوع موافق بوده و فعل را مجاز دانسته‌اند. البته مراجعي هم مجاز ندانستند. همچنين برخي مراجع ارتباط بچه با مادر جايگزين را حرام دانسته و شرط آن را شير خوردن بچه از او مي‌دانند و عده‌اي هم مجاز مي‌دانند كه بين فقها مورد اختلاف است. در بحث ارث هم ديدگاه غالب اين است كه ارث به مادر بيولوژيك برمي‌گردد چون ارتباط مادر جايگزين با بچه قطع مي‌شود، اما پرونده اين مسائل همچنان باز است و هنوز بچه‌هاي متولد شده به شيوه اهداي جنين و رحم جايگزين كوچك هستند و بايد 10 تا 20 سال ديگر صبر كرد تا پرونده‌هاي ارث و محرميت آنها در دادگاه‌ها مطرح شود تا به طور جدي مورد بررسي قرار گيرد در حالي كه مي‌توان با تصويب قانوني جامع از تمامي اين مشكلات پيشگيري كرد. البته بخش غالب فقهاي اهل تسنن مادر جايگزين را به طور كلي و به هر شيوه‌اي حرام مي‌دانند.

آقاي دكتر امكان انتقال بيماري در روش مادر جايگزين هم وجود دارد؟

وقتي نوع تجاري مادر جايگزين رايج باشد چون بيشتر از خانواده‌هاي فقيرتر استقبال مي‌شود احتمال انتقال بيماري‌ها بيشتر خواهد بود چرا كه در اين قشر از مردم احتمال وجود اعتياد و مشكلات مختلف بيماري، بيشتر است. اين در حالي است كه اگر مادر جايگزين به شكل داوطلبي و نوعدوستانه و از اقوام زوج خواهان باشد زوجين از طبقه خود و افرادي از نزديكان براي اين كار استفاده مي‌كنند كه از سلامتي آنها هم مطلع هستند.

در مادر جايگزين ارتباط خانواده‌ها و اعضاي آنها با يكديگر چگونه خواهد بود؟

يكي از مشكلات موجود روابط عاطفي اعضاي خانواده‌اي است كه مادر، اين نقش را بازي مي‌كند. در شيوه تجاري مادرجايگزين اگر ساير فرزندان مادر زايماني متوجه شوند كه مادر در ازاي پول مثلا خواهر يا برادرشان را فروخته است خيلي آسيب‌زا خواهد بود. در حالي كه اگر به شيوه نوعدوستانه باشد تا سال‌ها اين دو خانواده مي‌توانند با هم ارتباط داشته باشند.

منبع: جام‌جم
نام:
ایمیل:
* نظر: