پيروزي انقلاب اسلامي ايران به عنوان يکي از رخدادهاي بزرگ نيمه دوم قرن بيستم از يک طرف باعث ايجاد تغييرات گوناگوني در جامعه ايران شد و از سوی ديگر، تحولات فراواني را در منطقه و جهان رقم زد. انقلاب اسلامي از همان آغاز به چشم اندازهاي فرامرزي نيز توجه داشت و با توجه به آرمانهاي جهاني و اهداف منطقهاي، گویا در بيداري مسلمانان جهان و نوزايي باورهاي ديني تأثير گذاشته است؛ اين تأثيرگذاري عمدتا در افزايش آگاهي مسلمانان، بويژه جوامع شيعي دیده میشود.
اين مقاله تحليلي است بر اينکه چگونه انقلاب اسلامي مورد استقبال تودههاي مردم مسلمان و به ویژه شيعيان دیگر کشورها قرار گرفت. به طور مشخص، انقلاب اسلامي از يک طرف، باعث شد تا مذهب شيعه مورد توجه قرار گرفته و به جهانيان معرفي شود و از سوی ديگر، جوامع شيعي در اثر انقلاب اسلامي احساس خودباوري کرده، در راستای رشد و ارتقاي سياسي گام برداشته و موفق شدند برخي احزاب و تشکلهاي سياسي را تأسيس يا تقويت کنند. اکنون آنان با تکامل نسبي فرايند سياسي، در ساختارهاي سياسي کشورهاي خود نقش آفريني ميکنند.
هويتيابي، خودآگاهي و معرفي شدن شيعهتا پیش از وقوع انقلاب اسلامي، شيعيان به صورت آتشي در زير خاکستر پنهان بودند. آنان نقش بسیاری در مناسبات سياسي حکومتها و ساختار قدرت جهاني نداشتند. با پيروزي انقلاب اسلامي که هويتي ديني داشت و بنا بر آموزههاي اسلام شيعي بنا شده بود، و رهبري آن را عالمي ديني از مراجع تقليد شيعه بر عهده داشت، به تدريج تشيع و پتانسيلهاي آن به جهانيان معرفي شده و در محافل علمي و سياسي مورد توجه قرار گرفت.
به دنبال انقلاب اسلامي، روح درهم شکسته و خسته شيعيان در مناطق گوناگون جهان زنده و روحيه اميد در کالبد آنان دميده و پس از انقلاب، روحيه خود باوري و اعتماد به نفس شيعيان که رو به خاموشي ميرفت، تقويت شد. به اين ترتيب، بيشترين تأثيرگذاري انقلاب اسلامي در ميان جوامع شيعي رخ داده است. شيعيان پس از يک دوره فترت و سستي با ظهور انقلاب اسلامي هويت تازه اي يافتند. به اين ترتيب، انقلاب ايران نقطه عطفي در احياي هويت ديني شيعيان و حتي در نگاهي کليتر، هويت ديني مسلمانان پديد آورد و تشيع و اسلام را در قلب حوادث و اخبار جهاني قرار داد.
شکلگيري يا تقويت احزاب و تشکلهاي سياسيدومين مرحله تأثير پذيري شيعيان جهان از انقلاب ايران در شکل گيري يا تقويت احزاب و تشکلهاي سياسي در کشورهاي منطقه (عراق، لبنان، بحرين، پاکستان، افغانستان) نمايان شد؛ برای نمونه، «حزب الدعوه عراق»، به عنوان يک تشکيلات شيعي، هرچند در آن زمان دستکم بیست سال سابقه فعاليت داشت، ولي وقوع انقلاب موجب احيا، تشديد و توسعه فعاليت اين حزب شد.
سياسي ـ تشکيلاتي شدن شيعيان لبنان نيز در قالب «جنبش حزب الهت» و نقش آفريني چشمگير آن در صحنه داخلي لبنان و در کل منطقه، به ویژه در ارتباط با معادله قدرت اسرائيل، بیگمان بازتاب انقلاب اسلامي تلقي ميشود. اما نمود بارز تأثير پذيري شيعيان بحرين از انقلاب اسلامي و سياسي شدن آنها، تشکيل «جبهه اسلامي براي آزادي بحرين» بود. اين جبهه در سال 1357 و به وسيله هادي مدرسي راهاندازی شد.
در پاکستان «نهضت اجراي فقه جعفري» در 1358 تاسيس شد که گویا برگرفته پيروزي انقلاب اسلامي بوده باشد! اين نهضت به عنوان يکي از ستونهاي استوار تشکيلاتي شيعيان پس از پيروزي انقلاب اسلامي، خدمات چشمگیري در میان مردم پاکستان، به ویژه در راستاي تبليغ برنامهها و اهداف انقلاب انجام داده است. علاوه بر نهضت اجراي فقه جعفري، تشکلهاي سياسي ديگري نيز در ميان شيعيان اين کشور فعاليت دارند که سازمان دانشجویي اماميه (I.S.O)، دار الثقافه الاسلاميه، مؤسسه صباح القران، مؤسسه انتشاراتي اماميه کيشنز، جامعه تبليغاتي اسلامي و آکادمي اخوت از جمله مهمترين آنهاست؛ هرچند برخي از اين تشکلها در سالهاي پیش از انقلاب اسلامي راهاندازی شده بودند، در اثر وقوع انقلاب ايران و با الهام گيري از آن، به تقويت فعاليتهاي خويش دست زدند.
در افغانستان نيز با پيروزي انقلاب ايران و تحت تأثير آن، شيعيان احزاب و تشکلهاي متعددي را تأسيس کردند که مقر يا شعبات برخي از آنان در ايران قرار داشتند. «سازمان نصر افغانستان» که پیشتر با نامهای ديگري فعاليت ميکرد، در سال 1357 به اين نام شناخته و مرکز آن به ايران منتقل شد.
در سال 1358 شيعيان هزاره جات «شوراي انقلابي اتفاق اسلامي افغانستان» را سازماندهي کردند. افزون بر اينها، تشکلهاي ديگري با نامهاي «اتحاديه مجاهدان اسلامي افغانستان»، گروه «اسلام مکتب توحيد»، «حرکت اسلامي افغانستان»، «نهضت اسلامي افغانستان» و «سازمان نيروي اسلامي افغانستان» نيز در سالهاي اوليه انقلاب ايران به وجود آمدند.
نقش آفريني شيعيان در ساختار سياسي کشورهابا بالا رفتن سطح فکري و تشکيلاتي شدن شيعيان منطقه که با پيروزي انقلاب اسلامي آغاز شد، آنان به تدريج توانستند در راه تکامل سياسي گام بردارند و در ساختار سياسي حکومتها وارد شده و به نقش آفريني بپردازند. در عراق، تکامل يابي سياسي شيعيان در قالب حزب الدعوه، مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق و ... باعث شد تا پس از سقوط رژيم بعث، شيعيان بتوانند نقش اصلي را در ساختار سياسي اين کشور ايفا نمايند. در قانون اساسي جديد اين کشور، مقام نخست وزيري که مهمترين و کليدي ترين مقام به شمار میرود، از آن شيعيان شد و علاوه بر آن، اداره چندين وزارت خانه نيز بر عهده وزراي شيعي نهاده شد.
در پاکستان، مشارکت سازمان يافته شيعيان در قالب نهضت اجراي فقه جعفري به حضور مستقل و آشکار اين حزب در انتخابات سال 1988م منجر شد. از آن به بعد شيعيان همواره در مجالس ايالتي، ملي و سنا حضور قابل توجهي داشته و در امر تصميم گيري مشارکت کرده اند.
در افغانستان اگر چه شيعيان بلافاصله پس از پيروزي انقلاب اسلامي، احزاب متعددي را سازماندهي کردند، اما بر اثر درگيريهاي داخلي اين کشور و سپس تسلط طالبان، نتوانستند حضور چشمگيري در ساختار سياسي ايفا نمايند. در عين حال، آنان در نظام جديد پس از سقوط طالبان، موقعيت بهتر و رضايت بخشتري نسبت به گذشته به دست آوردند.
شيعيان در کابيه دولتهاي موقت و انتقالي يک معاون رئيس دولت و پنج وزير داشتند؛ افزون بر اين شمار بالايي از شيعيان در سطوح گوناگون اداري در وزارتخانهها استخدام شدند. بر خلاف گذشته که مذهب سني حنفي شرط تصدي پست رياست جمهوري يا پادشاهي افغانستان بود، در قانون اساسي جديد اين کشور (مصوب 1382)، هر فرد افغاني مسلمان ميتواند کانديداي رياست جمهوري شود.
و این گونه بود که در انتخابات سال 1383، محمد محقق، کانديداي شيعه مذهب، شرکت کرد و از ميان هيجده نفر رتبه سوم را به دست آورد.
در بحرين جنبش آزادي بخش اين کشور ـ که تحت تأثير انقلاب اسلامي تأسيس شد و فعاليتهاي خود را گسترش داد، بيشتر از همه بر شکلگيري پارلمان انتخابي تأکيد ميکند.
در واقع تشکيل پارلمان و تدوين قانون اساس عادلانه، که در آن حقوق اکثريت جمعيت شيعه به رسميت شناخته شود، به يکي از آرمانهاي اساسي اين کشور تبديل شده است.
ایران در لبنان که به لحاظ سياسي، يکي از کشورهاي مهم منطقه به شمار میرود، تأثيرگذاري بسیاری داشته است. ايران در تلاش براي صدور انقلاب اسلامي و گسترش حوزه نفوذ خود، آرايش نيروها را در اين کشور، از سال 1982م به اين سو تغيير داده است؛ به عبارتي، ايران توانسته است به الگوسازي و عيني سازي نمود خود در جامعه لبنان دست زند.
به دنبال اين تحولات و در پي قرارداد 1990م طائف، مقام رياست مجلس به شيعيان واگذار شد. در تقسيم کرسيهاي پارلمان نيز از مجموع 128 کرسي، 38 کرسي به شيعيان، علويان و دروزيان تعلق گرفت. در حالي که اين میزان در گذشته 25 کرسي بود. حزب الله لبنان نيز از سال 2000م به بعد به يکي از بازيگران اصلي عرصه سياسي اين کشور تبديل و موفق به نقش آفريني در اين زمينه شد. اين حزب اکنون داراي چهارده کرسي در مجلس لبنان و يک وزير در کابينه است، حال آن که در سالهاي گذشته، استراتژي اصلي حزب الله مشارکت در امور عام المنفعه آموزشي، درماني و زيربنايي بود. بنا به دلايلي در ساليان گذشته، مشارکت پررنگ در کابينه براي حزبالله در اولويت قرار نداشت.
نتيجه گيريبا نگاهي ژئوپليتيکي به مسائل ايران و تشيع، مشخص ميشود که هر کاری در ايران ـ به عنوان کانون مذهب شيعه ـ جوامع شيعي را که به حوزه نفوذ ايران تعلق دارند، متأثر ميکند.
وقوع انقلاب اسلامي نيز به عنوان يک رخداد بزرگ، که در مرکز اين ساختار ژئوپليتيکي (ايران) اتفاق افتاد، به سياسي و تشکيلاتي شدن پيرامون و نيمه پيرامون (جوامع شيعي) منجر شد؛ به عبارتي ديگر، از آنجا که اين تأثير و تأثّر، ناشي از رابطه اي است که بين مرکز و پيرامونيهاي آن ـ يا بخشهايي از اين پيرامونيها که به مرکز احساس تعلق ژئوپليتيک ميکنند و در قلمرو اثرگذاري آن واقع ميشوند ـ به وجود ميآيد، فضاهاي شيعه نشين پیرامون ايران نيز در قالب لايههاي پيرامون و نيمه پيرامون، از تحولات رخ داده در کانون متأثر شده و عمدتا به سمت فعاليت و مشارکت سياسي و قدرتيابي حرکت کردند.
به هر حال، بنا بر مطالب بالا و با توجه به اينکه انقلاب اسلامي ـ که در کانون قلمرو شيعه نشين جهان رخ داد ـ دست کم در سه محور:
1 ـ هويت يابي، خودآگاهي و معرفي شدن شيعه؛ 2 ـ شکل گيري يا تقويت احزاب و تشکلهاي سياسي؛ 3 ـ نقش آفريني شيعيان در ساختار سياسي کشورها، بر فضاهاي پيراموني خود اثر گذار بوده است. اين تأثيرگذاري نشان ميدهد که چگونه شيعيان در اثر انقلاب اسلامي از روحيه انقلابي مردم ايران الهام گرفته و با خودباوري و کشف هويت نيرومند خود، به سمت نقش آفريني در ميدانهاي سياسي، اجتماعي حرکت کردند. آنان نخست با راهاندازی و تقويت احزاب و تشکلهاي گوناگون و سپس تکامليابي سياسي ناشي از آن، موفق شدند سطح بينش سياسي و تشکيلاتي خود را بالا ببرند، به گونه اي که امروزه از جايگاه مناسبتري در بدنه ساختار سياسي کشورهاي خود برخوردارند.