به‌روز شده در: ۰۴ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۰:۵۱
تعداد بازدید: ۵۰۰
کد خبر: ۲۲۴۴۰۳
تاریخ انتشار: ۱۵ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۹:۱۶
مرد افغان كه يك زن و شوهر مسن را با انگيزه سرقت به قتل رسانده بود، با ارسال پرونده به دفتر رييس قوه‌قضاييه در يك قدمي مرگ قرار گرفت.

به گزارش «شرق»، ماموران پليس صبح روز 23 آذر سال 88 وقتي باخبر شدند اجساد يك زن و شوهر در خانه‌شان واقع در شهرك وحدت شهريار پيدا شده به آنجا رفتند. آنها پس از ورود به خانه، جنازه مرد 80ساله‌اي به نام «محرم» را در حالي‌كه در حياط افتاده بود، مشاهده كردند و سپس با ورود به داخل ساختمان جسد همسر محرم را كه زني 70‌ساله به نام «زهرا» بود، در پذيرايي پيدا كردند.

متخصص پزشكي قانوني وقتي اجساد را معاينه كرد، به اين نتيجه رسيد كه محرم بر اثر اصابت ضربه جسم سنگين به سرش جان باخته و زهرا نيز با همان روسري مشكي رنگي كه دور گردنش پيچيده شده، به قتل رسيده است. دماي اجساد نشان مي‌داد اين دو، شب قبل از حادثه از پادرآمده‌اند.

كارآگاهان بعد از بازرسي خانه مقتولان به اين نتيجه رسيدند كه فردي ناشناس شب‌هنگام مخفيانه وارد خانه شده و بعد از كشتار، طلاها و پول نقد را به سرقت برده است؛ در حالي‌كه اجساد قربانيان به پزشكي قانوني انتقال يافته بود، تلاش‌ها براي يافتن ردي از عامل يا عاملان اين جنايت ادامه پيدا كرد اما سرنخي به دست نيامد تا اينكه زني افغان به پليس آگاهي شهريار رفت و گفت شوهرش قاتل است.

اين زن گفت: «چند وقت قبل شوهرم پريشان و مضطرب به خانه آمد و مقداري طلا به من داد و گفت آنها را بفروشم. من كه مي‌دانستم شوهرم پولي براي خريد طلا ندارد، از او پرسيدم جواهرات را از كجا‌ آورده است. او عصباني شد و شروع به كتك‌زدن من كرد و گفت حق ندارم سوالي بپرسم و فقط بايد طلاها را برايش بفروشم. او مي‌خواست با پول آنها براي خودش موادمخدر بخرد و چون شوهرم مرد خشني است از ترس جانم به حرفش گوش كردم و طلاها را فروختم. مدتي بعد يكي از اقوام شوهرم به من گفت پيرزن و پيرمردي را در شهرك وحدت كشته و طلاهايشان را سرقت كرده‌اند. آن موقع بود كه فهميدم قتل، كار همسر من است. از آن به بعد ديگر شب‌ها نمي‌توانستم بخوابم و هميشه كابوس مي‌ديدم تا اينكه تصميم گرفتم شوهرم را به پليس معرفي كنم.»

ماموران بعد از شنيدن اظهارات زن جوان عملياتي را براي دستگيري شوهر او به نام «محمد» طرح‌ريزي كردند و اين مرد روز 13 بهمن همان سال در جريان يك تعقيب و گريز دستگير و به پليس آگاهي منتقل شد. محمد كه راهي براي كتمان حقيقت نداشت، در بازجويي‌ها گفت: «من از زني كه در همسايگي مقتولان زندگي مي‌كند، موادمخدر مي‌خريدم و از طريق او فهميدم زن و شوهر پيري همسايه‌اش هستند كه در خانه طلا و پول زيادي نگه مي‌دارند به همين دليل وسوسه شدم از آنجا سرقت كنم زيرا مي‌دانستم اين زن و شوهر پير نمي‌توانند در برابرم مقاومت كنند. شب حادثه از ديوار به حياط پريدم و پيرمرد را ديدم، بلافاصله ضربه‌اي به سرش زدم و او را كشتم. روي بند رخت يك روسري مشكي بود آن را برداشتم و داخل ساختمان رفتم و وقتي پيرزن را ديدم او را هم خفه كردم، بعد با قيچي 9 النگو كه دستش بود را بريدم و در خانه دنبال بقيه طلاها و پول‌ها گشتم و بعد از دزدي فرار كردم.»

متهم در ادامه تحقيقات به بازسازي صحنه قتل پرداخت و سپس پرونده وي در اختيار قضات شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت. در اين جلسه اولياي دم مقتولان خواستار قصاص محمد شدند. به اين ترتيب مرد افغان به دو بار قصاص محكوم شد و هيات قضات همچنين وي را به دليل سرقت، مستحق 10 سال حبس و 74 ضربه شلاق دانستند. بعد از صدور اين راي پرونده بار ديگر در ديوان‌عالي كشور مورد بررسي قرار گرفت و حكم به تاييد رسيد و در اختيار واحد اجراي احكام دادسراي جنايي قرار گرفت. بنابر اين گزارش اكنون پرونده به دفتر رييس قوه‌قضاييه ارسال شده است تا مرحله استيذان نيز انجام شود، بعد از آن متهم پاي چوبه‌دار خواهد رفت.
نام:
ایمیل:
* نظر: