
باران از جمله موهبتهاي الهي است كه حتي بارش قطراتي از آن هم ميتواند زمين خشك و مرده را زندگي ببخشد. محدوديت بارش بخصوص در فصل رشد محصولات كشاورزي باعث شده تا بشر به فكر چاره بيفتد و در نهايت براي نجات از خشكسالي به بارورسازي ابرها پناه برد.
تاكنون كشورهاي زيادي به فكر بارورسازي ابرها افتاده يا آن را آغاز كردهاند. مدير مركز ملي تحقيقات و مطالعات باروري ابرها اين كار را ازجمله اقدامات مثبتي ميداند كه بيش از نيم قرن است در مناطق مختلف جهان اجرا ميشود، اما توليد باران مصنوعي مخالفان زيادي نيز در جهان دارد. برخي ميگويند علم، ادعاي موثر بودن اين شيوه را تاييد نميكند و برخي ديگر نگرانند عملا اين كار باعث آسيب به محيط زيست شود.
در نقطه مقابل اين انتقادها مهندس محمدمهدي جواديانزاده، ضمن آن كه تاكيد ميكند بارورسازي ابرها هيچ آلودگي محسوسي ايجاد نميكند تاثير اين روش، آن هم در شرايط مساعد را در حدود 15 تا 20 در صد ميداند.
مدير مركز ملي تحقيقات و مطالعات باروري ابرها در اين گفتوگو به دفاع از كارهايي كه تاكنون در كشور در اين زمينه انجام شده ميپردازد و به انتقادهايي كه طي چند سال گذشته در جرايد مختلف عنوان شده و عمليات بارورسازي ابرها را در مناطق مختلف كشور به زير سوال برده، پاسخ ميگويد.
هدف اصلي از بارورسازي ابرها چيست و اين كار از چه زماني در دنيا و كشور ما مطرح شده است؟سال 1946 وينسنت شيفر براساس ايدهاي كه توسط روسها مطرح شده بود دريافت كه آب موجود در ابر را ميتوان با يخ خشك تبديل به يخ كرد. بر همين اساس براي اولين بار يك پرواز باروري ابرهاترتيب داد و مقداري يخ خشك را داخل ابرها ريخت. بعد از مدتي متوجه شد كه قطرات باران در حال ريزش هستند. البته از آنجا كه در آن لحظه درجه حرارت سطح زمين بالا بود باران ايجاد شده هرگز به سطح زمين نرسيد و تبخير شد. از آن زمان اين فناوري پيريزي شد و همچنان در حال توسعه و پيشرفت در بسياري از كشورهاي جهان است. كشورهاي آمريكا و روسيه به عنوان صاحبان اوليه اين فناوري هر ساله به شكل گستردهاي در اين زمينه فعال هستند. كشورهاي چين، ژاپن، هند، استراليا، تايلند و برخي ديگر نيز فعاليت زيادي در اين مسير دارند. به تازگي دكتر بوژكف، رئيس گروه تعديل آب و هوا در سازمان جهاني هواشناسي، اعلام كرده است كه در حال حاضر 187 كشور عضو كنوني سازمان جهاني هواشناسي شديدا به امكان تعديل سودمند آب و هوا علاقهمند هستند و در نتيجه تمايل دارند در طرحهاي كاهش بلاياي طبيعي نظير خشكسالي، طوفان، مه و... شركت كنند.
در كشور ما براي اولين بار سال 1346 از دولت آمريكا درخواست شد كه عمليات باروري ابرها انجام شود وليكن به دلايل نامعلومي اين پروژه انجام نشد. شايد به علت نوبودن اين فناوري در آن زمان آمريكا علاقهاي به توسعه آن در كشورهاي مختلف ازجمله كشور ما نداشته است. سال 1347 در ماده 19 قانون آب و نحوه ملي شدن آن، وزارت آب و برق آن زمان مكلف شد آب مورد نياز كشور را از طرق مختلف ازجمله باروري ابرها تامين كند. در سال 1353 پس از نااميد شدن از آمريكاييها دولت ايران با يك شركت كانادايي براي باروري ابرها روي حوزه آبريز سدهاي كرج و لتيان قراردادي منعقد كرد. اين پروژه تا سال 1357 انجام و پس از انقلاب تعطيل شد. سال 1367 تجهيزات به جامانده از اين پروژه به ارتفاعات شيركوه يزد منتقل و تا سال 1375 از اين تجهيرات بهرهبرداري شد تا اينكه در سال 1376 با ابلاغ وزير محترم وقت نيرو، مركز ملي تحقيقات و مطالعات باروري ابرها در يزد تاسيس شد. در پي تاسيس اين مركز، قراردادي با رصدخانه مركزي آب و هواشناسي روسيه (CAO) براي انتقال تكنولوژي، آموزش و انجام عمليات روي آسمان ايران بسته شد. محصول اين قرارداد تجهيز دو فروند هواپيما براي عمليا ت باروري ابرها، آموزش 15 كارشناس و تكنسين و انجام پروژههاي يزد 1، يزد 2، يزد 3، يزد 5 و گيلان 1 روي آسمان ايران بود. سال 1387 اولين پروژه به صورت كاملا مستقل و به همت كارشناسان ايراني با عنوان گيلان 2 انجام شد. از آن زمان تاكنون روي بيش از 15 استان كشور عمليات باروري ابرها به صورت مستقل انجام شده است.
در حال حاضر چه استانهايي تحت پوشش عمليات بارورسازي قرار دارند؟استانهاي تحت پوشش هر ساله بنا به درخواست استانداريها و شركتهاي آب منطقهاي آن استان و تكميل شدن مطالعات مربوطه متفاوت هستند، اما درباره سال آبي گذشته بايد گفت استانهاي يزد، كرمان، فارس، زنجان و اردبيل تحت پوشش ما بودهاند.
گفته ميشود براي بارور كردن ابرها از موادي همچون يديد نقره يا يخ خشك استفاده ميشود، اما آيا اين موادمشكلات زيستمحيطي و بهداشتي به همراه ندارند؟ آيا باران حاصل از آنها مثل باران اسيدي براي موجودات مختلف مضر نيست؟در پروژه باروري ابرها از ازت مايع و يدورنقره استفاده ميشود. ازت به وفور در طبيعت وجود دارد و اثر سوء زيستمحيطي ندارد، اما در مورد يدورنقره بايد گفت در تحقيقاتي كه تاكنون در كشورهاي پيشرفته در زمينه اثرات زيستمحيطي طرح باروري ابرها صورت گرفته هيچ نوع اثر سوء زيستمحيطي مشاهده نشده است. علت اين موضوع نيز استفاده از مقدار كم ماده مذكور در سطحي بسيار وسيع است كه تحقيقات انجام شده درخصوص افزايش ميزان نقره در خاك منطقه در قبل و بعد از عمليات نشاندهنده آن است كه اين ماده در خاك افزايش نيافته است.
به طور كلي در طي 60 سالي كه از عمر فناوري باروري ابرها در جهان ميگذرد مواد مختلفي براي باروري ابرها مورد استفاده قرار گرفته است. در نهايت يديد نقره به علت داشتن كمترين اثرات جانبي و بيشترين اثربخشي در بارور كردن ابرها به عنوان متداولترين ماده باروركننده ابرهاي سرد در سراسر جهان مورد استفاده قرار گرفت. در كشور ما مطالعات اوليهاي در رابطه با اثرات زيستمحيطي يديد نقره اتجام شده و مطالعات تكميليتر در دست برنامهريزي است و ليكن مطالعاتي كه در اين رابطه توسط انجمن تعديل آب و هواي آمريكا (WMA) انجام شده است نشان ميدهد حتي براي جاهايي كه 60 سال به طور پيدرپي باروري ابرها انجام شده است هيچ مقدار انباشت نقره در خاك، هوا، آب و حتي گياهان منطقه يافت نشده است. به طور كلي مقدار نقرهاي كه از اين طريق به طبيعت وارد ميشود بسيار كمتر از استانداردهاي سختگيرانهاي مثل EPA (سازمان محيط زيست آمريكا) است.
بارورسازي ابرها تا چه ميزان ميتواند در تغيير اقليم، كاهش خشكسالي، كمآبي و كاهش آلودگيهاي محيطي موثر باشد؟باروري ابرها ميتواند در كاهش اثرات تغيير اقليم و شدت خشكسالي موثر باشد وليكن همان طور كه در بيانيه سال 2007 سازمان جهاني هواشناسي مطرح شده است اين مشروط به درست اجرا كردن عمليات و انجام آن به صورت مستمر در يك منطقه هدف است. در رابطه با كاهش آلودگي يا كاهش گرد و غبار گزارشي در دست نيست و مشخص نيست كه آيا ميتوان با بارور كردن ابرها به اين اهداف هم دست يافت يا خير. چرا كه اولا خود گرد و غبار و آلودگي هوا در شرايط خاص ميتوانند به عنوان باروركننده ابر عمل كنند. بنابراين در اين شرايط اگر ابر مناسبي باشد شايد به طور طبيعي خود ابر بارور شود. در ضمن اصليترين ضرورت و پيشنياز براي بارور كردن ابر، ابر مساعد بارش است كه در بسياري از مواقع كه شرايط پايداري هوا در شهرها برقرار است و آلودگي هوا يا گرد و غبار به اوج خود ميرسد از اين ابرها خبري نيست.
حالا كه به اين موضوع اشاره كرديد بهتر است بپرسم آيا ميتوان تمام ابرها را بارور كرد يا اين كه اصلا چنين موضوعي در تمام مناطق كاربرد دارد؟ آيا در اين فرآيند از تجارب كشورهاي ديگر همچون چين كه در جريان المپيك 2008 از بارورسازي ابرها استفاده كرد كمك گرفتهايد؟در كشور ما با توجه به تكنولوژياي كه وجود دارد ابرهاي سرد قابل بارور كردن هستند. اين ابرها در زماني كه به صورت كوهستاني يا پوششي ظاهر ميشوند و با رطوبت كافي، ضخامت مناسب و در ارتفاع پرواز هواپيما (براي باروري هوايي) باشند براي باروري مناسب هستند. در سالهاي اخير علاوه بر كشور روسيه تلاش شده با كشورهايي كه در اين زمينه فعال هستند از جمله كشورهاي چين و هند نيز ارتباط بر قرار و نسبت به مبادله تجربه و دانش به دست آمده در اين زمينه اقدام شود.
بسياري از منتقدان شما و بهطور كلي فرآيند بارورسازي ابرها ميگويند هيچ كشوري نتوانسته از اين روش براي مقابله با خشكسالي استفاده كند. در ايران هم به همين شكل است و اين روش بيشتر از آن كه مشكلات كشور را حل كند مشكل واردكنندگان تجهيزات را بر طرف كرده. در پاسخ اين افراد چه ميگوييد؟البته چنانچه اين منتقدان زحمت مطالعه تعدادي از متوني كه در اين زمينه از مراجع معتبر همچون سازمان جهاني هواشناسي (WMO) منتشر شده است را به خود دهند متوجه ميشوند كه به طور صريح اثرات مثبت باروري ابرها را تاييد كردهاند. براي نمونه ميتوان به بيانيه سال 2007 سازمان جهاني هواشناسي اشاره كرد. البته در همه اين متون تصريح شده كه عمليات باروري ابرها بايد در شرايط مناسب و به صورت پي در پي انجام شود و از آن انتظار بارشي بيش از متوسط 15 تا 20 درصد نبايد داشت. در رابطه با تجهيزات بايد گفت تنها تجهيزات وارد شده براي عمليات باروري ابرها دو مجموعه تجهيزاتي است كه روي هواپيما نصب ميشوند و 3 رادار هواشناسي است كه در سالهاي 80 تا 84 نصب شده است و هزينههاي مربوط به آنها چندان قابل توجه نيست.
البته عدهاي هم هستند كه افراد متولي اجراي اين روش را فاقد دانش كافي ميدانند، آيا به نظر شما به عنوان رئيس مركز تحقيقات بارورسازي ابرها چرا چنين تصوري از عملكرد اين مركز در برخي افراد شكل گرفته است؟در حال حاضر كارشناسان مركز ملي تحقيقات و مطالعات باروري ابرها از سرمايههاي اصلي مركز هستند چراكه توانستهاند از سال 1387 تاكنون در اقليمهاي متفاوتي از كشور به صورت كاملا مستقل عملياتهاي موفق باروري ابرها را داشته باشند و گامهاي اساسي در خودكفايي كشور در اين زمينه برداشتهاند، اما مشكل از آنجا شروع ميشود كه نتايج كار ما چندان نميتواند محسوس باشد چرا كه در زماني نتايج كار ما به دست ميآيد كه ابر مساعد بارش در حال بارش است. معمولا در نگاه اول تشخيص كار ما با طبيعت ممكن نيست. البته با روشهاي ارزيابي كه در سراسر جهان معرفي شدهاند ميتوان اثربخشي عمليات باروري ابرها را در يك منطقه برآورد كرد كه در كشور ما هم با توجه به امكانات موجود هر پروژه هر ساله توسط مشاور، ارزيابي و نتايج آن به مراجع ذيربط اعلام ميشود.
عدهاي ميگويند بهتر است شليك يديد نقره را به فصل تابستان منتقل كنيد تا همه باور كنند اين عمليات گران تا چه اندازه به افزايش بارندگي كمك ميكند. آيا چنين كاري اصولا امكانپذير است؟اول از همه بايد به اين نكته اشاره كنم كه مطالعات انجام شده در جهان و در كشور ما نشان ميدهد كه استحصال آب از طريق باروري ابرها بسيار ارزانتر از ساير روش هاست. از طرف ديگر همانطور كه قبلا اشاره كردم باروري ابرها مشروط به وجود شرايط مساعد بارش از جمله ابر مناسب و آماده بارش است. در حقيقت بايد به اين عده از منتقدين توضيح داد كه تعريف باروري ابرها تشديد بارش است نه خلق ابر و بارش مصنوعي باران.
به اين ترتيب تنها ميتوانيد در فصل مناسب براي بارورسازي ابرها دست به كار شويد. البته شما در 13 ارديبهشت امسال از نقش 20 درصدي بارورسازي در افزايش بارندگيهاي حوضه آبريز اروميه خبر داديد. اين در حالي است كه نهتنها سطح درياچه اروميه افزايش واقعي نداشته بلكه نسبت به سال 89 حدود 250 كيلومتر از وسعت درياچه به دليل كاهش ارتفاع تا 31 سانتيمتر كمتر شده است. بررسي دادههاي هواشناسي هم نشان ميدهند در اغلب سالها ميزان بارش در آن منطقه در اوايل ارديبهشت و در اواسط يا اواخر اين ماه به بيشينه ميرسد. اگر اينطور است چرا اين كار را براي نجات اروميه تكرار نكرديد. ضمن آن كه بسياري چنين مقايسهاي را اصولا درست نميدانند.
عمليات مورد نظر و ساير عملياتهايي كه در سال آبي 89 تا 90 روي حوضه آبريز درياچه اروميه انجام شد در راستاي مطالعات امكان سنجي باروري ابرها بوده و به صورت آزمايشي انجام شده است. بنابراين هيچگونه ارزيابي روي اين عملياتها نداريم كه بتوانيم دقيقا اعلام كنيم منجر به چه مقدار افزايش بارش شده است. به همين جهت همواره اعلام كردهايم كه ميتوان انتظار داشت افزايش بارشي حداكثر به ميزان 15 تا 20 درصدي كه در جهان تجربه شده است در صورت وجود شرايط مساعد در اين حوزه هم در اثر باروري ابرها تجربه كرد. بنده در هيچ مصاحبهاي اعلام نكردهام كه چنين افزايش بارشي روي درياچه اروميه به علت باروري ابرها داشتهايم.
به نظر ميرسد خود شما هم از عملكرد خود خيلي مطمئن نيستيد چراكه حداقل يك روز يا حتي يك ساعت قبل از عمليات ميتوانيد اطلاعرساني كنيد. آيا اين موضوع به اين مساله بر نميگردد كه كلا استفاده از چنين روش هزينه بري خيلي موثر نيست و در نتيجه بهتر است در سكوت و بدون حساسيت مردم و رسانهها انجام شود؟اصلا اين طور نيست. مجموعهاي كه ما كار ميكنيم مجموعهاي حدود 35 نفر است كه بايد كارهاي متعددي را انجام دهيم از تامين هواپيما و اخذ مجوزهاي لازم و عمليات تا انجام مطالعات و تحقيقات و غيره. بنابراين ديگر پتانسيلي براي اطلاع رساني گسترده باقي نميماند. ما معمولا در هر منطقه كه ميخواهيم عمليات انجام دهيم قبل از عمليات با شركت آب منطقهاي آن منطقه مكاتبه ميكنيم. در واقع قبل و بعد از هر عمليات به آن شركت اطلاعرساني ميشود.
نبود اطلاعرسانی شما باعث شده تا ما سال گذشته هم درباره کارهایی که شما در مورد بارورسازی ابرهای تهران برای کاهش آلودگی انجام دادید چیزی نشنویم. آیا واقعا میتوان از این روش برای کاهش آلودگیها استفاده کرد. در این صورت چرا به جای طرح معروفی که در زمینه آبپاشی تهران از آسمان انجام شد درباره عملکرد شما چیزی نشنیدیم. اگر روش شما موثر بوده چرا امسال به فکر تهران نبودید؟سال گذشته در شرایط اوج آلودگی هوای تهران خوشبختانه یک سامانه مناسب جوی روی تهران و اطراف آن ظاهر شد که ما آن سامانه را بارور کردیم، اما خوششانسی آن روز وجود این سامانه بود همیشه برای تهران از این شانسها وجود ندارد که اوج آلودگی هوای آن با وجود یک سامانه جوی که امکان بارور کردن آن هم وجو داشته باشد همراه باشد.
در ادامه آیا برنامه خاصی برای کاهش آلودگی هوای تهران به کمک بارورسازی ابرها دارید؟همانطور که قبلا گفته شد باروری ابرها نسخهای نیست که بتوان برای درمان آلودگی هوای تهران پیچید و در هیچ جای جهان هم این کار گزارش نشده است. البته در این زمینه باید مطالعات بیشتری در کشورمان انجام شود.
یکی از مشکلات نداشتن اطمینان مردم به کار شما این است که شما اطلاعرسانی نمیکنید و در عین حال دائم درباره نتایج مثبتی که این روش در آینده بر مناطق مختلف میگذارد، میگویید. باید به مردمی که به کار شما اعتماد ندارند حق دهید چون همه چیز را به تغییرات بلندمدت وابسته میدانید. این مردم چگونه باید به کار شما اعتماد کنند؟ به عنوان نمونه حداقل در یزد 10 سال است که این پروژه به صورت مستمر انجام میشود. بارورسازی ابرها در یزد چه تغییرات محسوسی را برای مردم منطقه به همراه داشته است؟همانطور که اشاره شد باروری ابرها در یک منطقه معمولا 10 تا 20 درصد متوسط بارش آن منطقه باعث افزایش بارش میشود. حال در جایی مثل استان یزد با متوسط بارش 100 میلیمتر میتوان انتظار داشت حدود 10 تا 20 میلیمتر افزایش بارش ایجاد شده باشد. البته هر ساله عملیاتهایی که روی استان یزد شده، ارزیابی و نتایج آن منتشر شده است. این نتایج نشان میدهد در سالهای خشکسالی به همان نسبت راندمان باروری ابرها هم در آن منطقه کاهش مییابد که متاسفانه استان یزد طی چند سال متمادی درگیر خشکسالی است. نکته دیگر اینکه باروری ابرها در مناطق کوهستانی بهتر نتیجه میدهد، بنابراین در استان یزد معمولا تلاش میشود عملیات باروری ابرها روی ارتفاعات شیرکوه انجام شود. البته در این زمینه باید اطلاعرسانی بیشتر شود که برنامهریزیهای لازم را انجام دادهایم تا انشاالله از این پس مردم را بیشتر در جریان نتایج کارمان قرار دهیم.
به نظر میرسد با اطلاعرسانی درست، مردم بیش از گذشته با نقش شما و حداکثر تواناییهایتان در افزایش بارندگیها آشنا شوند. در حال حاضر که همین مردم یزد هم به کار شما اعتماد ندارند. آیا برآیند عملکرد شما در این شهر باعث شده است تا ذخایر زیرزمینی این منطقه افزایش پیدا کند و به این ترتیب قناتها احیا شوند؟نتایج ارزیابیهای ما چنین موضوعی را تایید میکند البته باز هم تاکید میکنم که در حدود همان متوسط 10 تا 20 درصد افزایش بارش را در این منطقه داشتهایم.
گفته میشود برخی کشورهای منطقه از جمله امارات ابرها را به سمت خود میکشند. آیا اصولا چنین چیزی از لحاظ علمی امکانپذیر است؟ آیا در راستای جنگ آب در آینده، کشورها بر سر تصاحب ابرها با هم درگیر میشوند؟هر از گاهی چنین مواردی از طرف بعضی کشورها مطرح میشود، ولیکن در این زمینه روش تاییدشدهای هنوز وجود ندارد. مطالعات منتشر شدهای که توسط آمریکاییها در کشور امارات برای عملیات باروری ابرها انجام شده است نشان میدهد این عملیات در کشور امارات تست شده است.
در چنین شرایطی آیا این تصور درست است که مجموع آب کره زمین ثابت است، بنابراین اگر با ترفندی بخواهیم در یک جا بیشتر بارش داشته باشیم حق دیگران را صلب کرده و برخلاف عملکرد طبیعت عمل کردهایم؟ار نقطه نظر فیزیک اتمسفر، اهمیت کمی این موضوع ناچیز است چراکه حتی پس از ریزش سنگین باران و برف و وقوع طوفانها و کولاک شدید باز هم قسمت بسیار عمده آب و کریستالهای یخ موجود در ابر در آسمان باقی میماند.
منابع علمی مشخص کردهاند که به طور کلی 10 درصد میزان رطوبت هوا به روی زمین بارش میکند. در باروری ابرها اگر بتوان 10 تا 15 درصد روی این رطوبت اثر گذاشت تنها يك تا 5/1 درصد رطوبت موجود در هوا بیشتر در یک منطقه ریزش میکند که اگر این مقدار در یک منطقه ریزش نکند، هیچ ضمانتی وجود ندارد که در منطقه پایین دست بارش کند چون در بسیاری از مواقع ابر پس از گذر از ارتفاعات تضعیف شده و رطوبت آن به جو بازميگردد.
منبع: جام جم