به‌روز شده در: ۰۳ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۰:۴۶
تعداد بازدید: ۱۹۹۹
پیامبر دیوانه
کد خبر: ۲۲۱۹۰۴
تاریخ انتشار: ۰۴ بهمن ۱۳۹۰ - ۲۰:۵۴
آخر این جاده کجاست ؟
 
عبوره یا رسیدنه ؟

هیچ وقت دنبال کسی یا چیزی برای پر کردن حفره های درون روحت نگرد ، چرا که هر اونچه که واسه این کار پیدا کنی چون از جنس روح خودت نیست دیر یا زود پس زده میشه .

باید بپذیری که جزیره ای و دیگران فقط حکم جزایر مجاور و اطرافت رو دارن .

بنا به آیتم های مورد وفاق چیدمانشون تو اقیانوسی که در اون اسیری رقم میخوره .

نزدیکترین کس به تو هم فقط میتونه نزدیکترین باشه و نه بیشتر .

باید یاد بگیری بودن و درست بودن رو در این چارچوبه و جز این راهی نداری ، چرا که باقیش بیراهه است .

به خودت تکیه کن و اگه کسی کنارته حریمش رو حفظ کن تا با این کار قلمرو و حریم خودتو از دست ندی چون همیشه مجادله ها از مرزها بلند میشن ...

حکایت همیشه حکایت عبوره و رسیدنی در کار نیست ، نه اینکه رو یه دایرۀ طولانی قدم برداری _ نه .

مسافری که در عین تنهایی می تونه همسفر هم داشته باشه اما نباید فراموش کنه که یگانه ست .

***

از مانیفست دادن بدم میاد ، خصوصاً وقتی که میدونی خودت در مقام رویا بهش نگاه می کنی و جادۀ آرمانشهرتو تصور کردی .

باید جایی باشی در دسترس نه در دور دست ، پس  ...

باقیشو نمی دونم

خیلی وقته ننوشتم و نوشتن یادم رفته ، انگار دچار لکنت شدم .

این اونی نبود که میخواستم بنویسم . دست بالا میشه شبح اونچه که تو کله ام بود در نظر گرفتش پس باید بنویسم هر چه بیشتر بهتر . حالا هر چقد که شد از هیچی خیلی بهتره

هیچی میشه خمودی که منجر میشه به نیستی ....

***

رسیدنی در کار نیست

نه نیست

همش عبوره

عبور

عبو...

عب...

ع...

...

محمد بیرانوند / وبلاگ پیامبر دیوانه
نام:
ایمیل:
* نظر: