کم مصرف ترین خودروی ایران ( آرین موتور )      لوازم غیر ضروری منزلتان را در  zangbar.com به فروش برسانید      مدیر فروش Yahoo در تخصصی ترین کنفرانس بازاریابی و فروش      
به‌روز شده در: ۰۷ آذر ۱۳۹۳ - ۲۲:۳۹
تعداد بازدید: ۷۷۳۷
کد خبر: ۱۸۲۰۷۹
تاریخ انتشار: ۱۶ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۹ - 07 August 2011
سفر با قطار آن هم از نوع "پردیس" که قیمت بلیت یک سره آن از تهران به مشهد 29 هزار و 100 تومان است می تواند با خاطرات خوشی همراه باشد اگر قطار همانگونه باشد که در تیزر تبلیغاتی آن برای مسافران به تصویر کشیده می شود.

مبداء: تهران - ساعت 6 و 50 دقیقه

به گزارش خبرنگار مهر، قطار پردیس تهران - مشهد از جمله قطارهای شرکت راه آهن است که قیمت بلیت آن گران است و همین مسئله سبب می شود تا همگان نتوانند با هزینه آن کنار بیایند. اما سرعت حرکت و کوتاه شدن زمان سفر باعث شده که قطار تندرو اتوبوسی همچنان از طرفداران زیادی برای مسافرت برخوردار باشد.

مدت زمان سفر با قطار پردیس از تهران به مشهد 7 ساعت و 30 دقیقه تخمین زده شده که در مقایسه با 12 ساعت طول مدت سفر با سایر قطارها، از مدت زمان کمتری برخوردار است. در نتیجه مسافرانی که قصد دارند یک شب بیشتر از مدت سفر خود استفاده کنند، با این قطار سفر می کنند.

عقربه های ساعت به 6 و 50 دقیقه می رسد اما خبری از حرکت قطار نیست. دمای داخل واگنها در ابتدای صبح زیاد مطلوب نیست. وقتی مسافران این مسئله را با پرسنل قطار مطرح می کنند، آنها می گویند که با حرکت قطار، هوای داخل واگنها خنک تر می شود.

بالاخره قطار با 15 دقیقه تاخیر از ایستگاه تهران خارج می شود و حرکت خود را به سمت مشهد آغاز می کند. اما هوای داخل واگن فرقی نکرده و همچنان مسافران واگن شماره 4 از گرمای هوا کلافه اند.

ماجرای صبحانه خوردن در قطار

حالا مسافران گرما را فراموش کرده اند و سراغ صبحانه را می گیرند. بچه ها مدام از والدین شان می خواهند که به آنها خوراکی بدهند. گرسنگی اول صبح حسابی امان بچه ها و البته بزرگترها را گرفته است.

پسرم هم به جمع معترضین می پیوندد و از من می خواهد که به او صبحانه بدهم. از ساعت 6 صبح بیدار بوده و حالا که عقربه های ساعت از 8 گذشته ، او حسابی گرسنه شده است اما خبری از شروع پذیرایی مهمانداران نیست.

یکی از مسافران قطار که پا به سن گذشته است با صدای بلند رو به یکی از مهمانداران می گوید: آقا کی قراره صبحونه بدید؟ اگه نمی دید خودمون یه فکری کنیم.

مهماندار همانطور که داشت عبور می کرد جواب داد که صبر کنید الان میارن.

ساعت نزدیک 8 و بود که سر و کله مهمانداران مسئول توزیع صبحانه پیدا شد. با آفتابی شدن مهمانداران قطار، سر و صدای عجیبی در بین مسافران به هوا بلند شد.

مهماندار سینی کوچک صبحانه را که شامل چند تکه نان ماشینی، یک قالب کوچک پنیر و کره و یک مربا و عسل بود را داد دستم که بزارم روی میز جلوی خودم. اما در کمال تعجب دیدم که میز از حالت استاندارد خودش خارج شده و امکان گذاشتن سینی صبحانه روی آن وجود نداشت.

حالا من مانده بودم که چطور صبحانه را بخورم. البته این تنها مشکل من نبود بلکه میز جلوی پسر و دخترم هم به همین شکل خراب بود و آنها مدام به من می گفتند که بابا چه جوری صبحانه بخوریم؟

مهماندار مسئول توزیع چای از راه رسید و فنجان یک بار مصرف چای داغ را داد دستم. من که مانده بودم چای را کجا بگذارم که تکانهای قطار آن را روی پایم خالی نکند تا بسوزم، رو به مهماندار گفتم: به نظر شما می شود فنجان چای را روی میز قرار داد؟

او هم تایید کرد که نمی شود. و بعد لبخندی زد و عبور کرد.

فیلمهای خش دار

در حالی که مسافران مشغول خوردن صبحانه بودند به یکباره سیستم تصویری قطار با پخش یک فیلم ایرانی آغاز شد تا مسافران حسابی مشغول شوند. هرچند فیلم به نمایش درآمده از فیلمهای تکراری و بی مزه بود ولی بازهم مسافران زیادی هدفونها را به گوشهای خود چسبانده اند تا صدای فیلم را بشنود. اما هنوز یکی دو دقیقه از پخش فیلم نگذشته است که خرابی سی دی باعث می شود که فیلم قطع شود. چند دقیقه بعد فیلم دیگری جایگزین فیلم قبلی می شود ولی این فیلم هم به سرنوشت فیلم اول دچار شده و این جابجایی تند تند فیلمها باعث عصبی شدن مسافران قطار می شود.

از سیستم صوتی که در تیزر تبلیغاتی قطار برای مسافران پخش شد هم خبری نبود. البته ناگفته نماند که سیستمهای پخش صدا هم چندان سالم نبودند بطوریکه مجبور بودی از سیستم مسافر بغل دستی استفاده کنی که این مسئله چندان خوشایند نبود.

غذای سرد در هوای گرم قطار

با گذشت زمان و نزدیک شدن به ظهر، هوای داخل واگن هم گرمتر می شد. برخی از خانمهای مسافر که انگار می دانستند قرار است هوای گرم قطار را تحمل کنند با خودشان بادبزن همراه آورده بودند.

در همین حین بود که مهمانداران مسئول توزیع ناهار وارد واگن شدند. آنها که وظیفه ای جز توزیع غذا ندارند مجبورند صدای اعتراض و گلایه مسافران را به جان بخرند و دم نزنند.

ناهار که از قبل هم مشخص شده بود یک غذای سرد است، شامل 4 تکه ناگت مرغ و میگو به همراه ماست، ژله و نوشابه تقریبا خنک بود.

تاخیر دو ساعته تا مقصد

قطارهای اتوبوسی پردیس می بایست مسیر تهران - مشهد را در مدت 7 ساعت و 30 دقیقه طی کنند. با این احتساب قطار باید ساعت 14 و 30 دقیقه به مشهد می رسید. اما عقربه های ساعت به 4 بعدازظهر نزدیک شده بود ولی خبری از پایان سفر نبود.

وقتی موضوع را با رئیس قطار مطرح کردم، او هم با اشاره به تاخیر قطارها و اعتراضهای همیشگی مسافران ، گفت که از همه مشکلات خبر دارد اما چه کند که از دست او کاری ساخته نیست.

سرانجام قطار پردیس تهران - مشهد بعد از طی مسافت طولانی به ایستگاه مشهد رسید و زائران حرم اما هشتم(ع) با خوشحالی واگنهای قطار را ترک کردند. اما گرمای هوای قطار، خرابی میز پذیرایی، خش دار بودن فیلمها و... برای همیشه در خاطره مسافران جا خوش می کند.
بازگشت به ابتدای صفحه
نام:
ایمیل:
* نظر: