خوشبختانه برادرزاده 3 ساله من نيز همنام اين شهيد بزرگه، براي تولدش سعي كردم هر محصول فرهنگي اي كه از اين شهيد بزرگ عرضه شده رو جمع كرده و تقديمش كنم و الان هم يه طبقه از ويترينش كاملا حال و هواي ايشونو داره و جالب اينكه رابطه قلبي قشنگ و عميقي با الگوي نيكويش پيدا كرده.
"رحمت الله علي شهدائنا"
الان هم حاج همت ها بين ما زندگي مي كنند. و به بركت حضورشان هست كه مشكلات حل مي شوند. فقط بايد چشم ببندند و از دنيا بروند كه اسمي از آنها باقي بماند يا نمان!
اميدورارم بسيجيان الگويشان در همه مسائل و ديدگاهشان نسبت به كشور و جامعه ومردم مانند اين شهيد عزيز و ساير شهدايي راه حريت و فضيلت مانند باكري ، زين الدين ، خرازي ، نظر نژاد و...باشد
براي اولين باري كه ايشان را ديدم اهواز بود،ايشان قرار بود نقشه عمليات رمضان را براي نيروهاي تازه وارد كه ما بوديم تشريح كنند،حدود يكساعتي دير اومد،خيلي ها متفرق شدند،بنده وبعضي از رزمنده ها نشسته بوديم كه ديديم يكنفر امد ونقشه اي را در اورد وشروع كرد به توضيح نقشه ،ما متوجه شديم كه حاج همت است، آخه برايم تصورش سخت بود چون تا اون موقع همه حاجي ها را چاق وداراي شكم برامده ميدانستيم واتظار چنين فردي را داشتم، ولي برعكس تصور ما ايشان فردي لاغر وباقدي بلند بود .
من نمي دونم چرا اما از زمان حدود 13 سالگي تا 16 سالگي به سه نفر خيلي علاقه داشتم .
يكي شهيد آيت بود كه علت اين علاقه يك جمله اي بود كه مادرم ازشون نقل مي كرد: جريان اين بود كه وقتي ايشون رو يكبار سال 58 براي سخنراني در كانون فرهنگي حوالي ميدان شهدا دعوت مي كنند تعداد آدم هايي كه ميان خيلي كم بوده مادر من به عنوان مسئول اين نشست به مرحوم آيت ميگن مارا ببخشين به خاطر اين قلت تعداد . مرحوم آيت هم ميگن هيچ وقت قلت تعداد نشان بدي نيست كه امام زمان هم فقط 313 تا يار دارن .
دوم حضرت آيت الله مطهري بودند كه اين هم به واسطه جمله اي بود كه از مادم شنيده بودم كه كتابهاي مطهري پاسخي بود به سؤال هايي كه هنوز به ذهن ما نرسيده بود بعني ايشون هميشه جلوتر از نسل جوان پاسخ مي دادند.
سومين عزيز دوران نوجواني من هم مرحوم شهيد همت بود .
واسطه علاقه من به ايشون اما ديگه حرف هاي مادرم يا ديگران نبود يه عهدي بود كه نميدونم چه طور تو دلم ايجاد شده بود هر وقت كه چيزي از خدا مي خواستم به روح اون شهيد خدا رو قسم مي دادم و از شهيد همت مي خواستم كه واسطه انجامش بشه نمي دونم چه قدر اين آدم پيش خدا عزيزه اما همين قدر بگم كه خدا هميشه خواسته هاي متوسل شده به شهيد همت رو براي من اجابت مي كرد.
چند وقتي ايست كه از اون حال و هوا ها ندارم اما ممنون كه يادمون ميارين كه سادگي روح اين آدم ها چه حس هايي رو به ما ها مي داده . براي علو درجات فرمانده هميشه فرمانده لشگر 27 محمد رسول الله صلوات .
"رحمت الله علي شهدائنا"
بی ریا - بی مدعا سردار واقعی رزمنده به تمام معنا یک بسیجی اصیل یک ولایت مدارناب.
خوش بحال کسانی که رفتند، خدا همه ما رو بیامرزه.
براي تو براي من عزيزتر از برادرن...
شهید قلب تاریخ است. شهید شمع محفل بشریت است.
يكي شهيد آيت بود كه علت اين علاقه يك جمله اي بود كه مادرم ازشون نقل مي كرد: جريان اين بود كه وقتي ايشون رو يكبار سال 58 براي سخنراني در كانون فرهنگي حوالي ميدان شهدا دعوت مي كنند تعداد آدم هايي كه ميان خيلي كم بوده مادر من به عنوان مسئول اين نشست به مرحوم آيت ميگن مارا ببخشين به خاطر اين قلت تعداد . مرحوم آيت هم ميگن هيچ وقت قلت تعداد نشان بدي نيست كه امام زمان هم فقط 313 تا يار دارن .
دوم حضرت آيت الله مطهري بودند كه اين هم به واسطه جمله اي بود كه از مادم شنيده بودم كه كتابهاي مطهري پاسخي بود به سؤال هايي كه هنوز به ذهن ما نرسيده بود بعني ايشون هميشه جلوتر از نسل جوان پاسخ مي دادند.
سومين عزيز دوران نوجواني من هم مرحوم شهيد همت بود .
واسطه علاقه من به ايشون اما ديگه حرف هاي مادرم يا ديگران نبود يه عهدي بود كه نميدونم چه طور تو دلم ايجاد شده بود هر وقت كه چيزي از خدا مي خواستم به روح اون شهيد خدا رو قسم مي دادم و از شهيد همت مي خواستم كه واسطه انجامش بشه نمي دونم چه قدر اين آدم پيش خدا عزيزه اما همين قدر بگم كه خدا هميشه خواسته هاي متوسل شده به شهيد همت رو براي من اجابت مي كرد.
چند وقتي ايست كه از اون حال و هوا ها ندارم اما ممنون كه يادمون ميارين كه سادگي روح اين آدم ها چه حس هايي رو به ما ها مي داده . براي علو درجات فرمانده هميشه فرمانده لشگر 27 محمد رسول الله صلوات .